<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: اولین پیتزا فروشی تهران &#8211; پیتزا داوود</title>
	<atom:link href="http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=davood-pitza</link>
	<description>دور میز غذا راجع به هر چیزی صحبت میشه از جمله غذا                                                                                 . برای اینکه توی این بلاگ مطلب اضافه کنید می تونید هم کامنت بذارید یا به ایمیل mizeghaza@gmail.com میل بزنید.</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 15:02:23 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>By: آرمان</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-7054</link>
		<dc:creator>آرمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-7054</guid>
		<description>پیتزا داود حرف نداره من که خیلی دوست دارم بیشتر مردم به خاطر مرام و برخورده عمو داوده که دوسش دارن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پیتزا داود حرف نداره من که خیلی دوست دارم بیشتر مردم به خاطر مرام و برخورده عمو داوده که دوسش دارن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مهبد ترو</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-7004</link>
		<dc:creator>مهبد ترو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-7004</guid>
		<description>خیلیییییییییییییییییییییییی باهات حال می کنم حاج داود بزن زنگو</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلیییییییییییییییییییییییی باهات حال می کنم حاج داود بزن زنگو</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: zahra</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-6892</link>
		<dc:creator>zahra</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-6892</guid>
		<description>خیلی باحال بود، با اینکه من به تمیزی مکان غذاخوری خیلی اهمیت میدم ولی با این توصیفات زیبا خیلی دلم میخواد بیام تهران و با خوردن پیتزاهای آقا داوود یه تجربه به یادموندنی رو کسی کنم.
بازم ممنون از این اطلاعات زیبا :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی باحال بود، با اینکه من به تمیزی مکان غذاخوری خیلی اهمیت میدم ولی با این توصیفات زیبا خیلی دلم میخواد بیام تهران و با خوردن پیتزاهای آقا داوود یه تجربه به یادموندنی رو کسی کنم.<br />
بازم ممنون از این اطلاعات زیبا <img src='http://www.mizeghaza.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: حامدhamedclassic@rocketmail.com</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-6738</link>
		<dc:creator>حامدhamedclassic@rocketmail.com</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-6738</guid>
		<description>باسلام.باباآخه درسته مردم باتیکه های کالباس کیلویی ۲۰۰۰تومان گول بخورن.پیتزاهاش آشغاله.خام ونپخته که انسان با خوردنش هزار بیماری انگلی وقارچی میگیره.اعتماد نکنید.به خدا حیف که ۶۰۰۰تومان پول آشغال بدی بعدش نصفشو بریزی سطل زباله.۱۳آبان نود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام.باباآخه درسته مردم باتیکه های کالباس کیلویی ۲۰۰۰تومان گول بخورن.پیتزاهاش آشغاله.خام ونپخته که انسان با خوردنش هزار بیماری انگلی وقارچی میگیره.اعتماد نکنید.به خدا حیف که ۶۰۰۰تومان پول آشغال بدی بعدش نصفشو بریزی سطل زباله.۱۳آبان نود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: عمو حسن</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-6717</link>
		<dc:creator>عمو حسن</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-6717</guid>
		<description>دیشب با دوست عزیزی بعد از 20 سال به پیتزا داود رفتم دلم از نبود آن همه آویخته به سقف و دیواری که دیگر وجود نداشت گرفت، اما برخورد داود با هان لحن قدیمی  اما با مو و ریشی سفید و شکسته از ایام و پرسش علت غیبتم در این سالها مرا کشاند به بیش از 20 سال پیش که با بهمن عافیت و سیروس و هاشم و امیر و... خیلی به آنجا می رفتیم، یادم می آید یک روز از کوه که بر می گشتیم به همراه سه دوست دیگر قرار گذاشتیم برویم پیتزا داود و هر کس کم آورد و دیگر نتوانست بخورد باید حساب کند، من نه کالباس اولش و نه نوشابه خوردم اما بچه ها چون خیلی گرسنه بودند و شلوغ هم بود شروع به خوردن کردند، سری اول پیتزاها خورده شد، سری دوم هم خورده شد هنگامی که می خواستم سفارش سری سوم بدهم بهمن داد زد تو رو خدا بسه مندارم می ترکم، قبول من باختمو به این ترتیب یکی از خاطرات به یاد ماندنی من به وجود آمد. دلم برای بچه ها که اکثرا مهاجرت کرده اند خیلی تنگ شده، راستی دیشب به یاد شادی آن روزها و نا شادی این ایام بسیار گریستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دیشب با دوست عزیزی بعد از ۲۰ سال به پیتزا داود رفتم دلم از نبود آن همه آویخته به سقف و دیواری که دیگر وجود نداشت گرفت، اما برخورد داود با هان لحن قدیمی  اما با مو و ریشی سفید و شکسته از ایام و پرسش علت غیبتم در این سالها مرا کشاند به بیش از ۲۰ سال پیش که با بهمن عافیت و سیروس و هاشم و امیر و&#8230; خیلی به آنجا می رفتیم، یادم می آید یک روز از کوه که بر می گشتیم به همراه سه دوست دیگر قرار گذاشتیم برویم پیتزا داود و هر کس کم آورد و دیگر نتوانست بخورد باید حساب کند، من نه کالباس اولش و نه نوشابه خوردم اما بچه ها چون خیلی گرسنه بودند و شلوغ هم بود شروع به خوردن کردند، سری اول پیتزاها خورده شد، سری دوم هم خورده شد هنگامی که می خواستم سفارش سری سوم بدهم بهمن داد زد تو رو خدا بسه مندارم می ترکم، قبول من باختمو به این ترتیب یکی از خاطرات به یاد ماندنی من به وجود آمد. دلم برای بچه ها که اکثرا مهاجرت کرده اند خیلی تنگ شده، راستی دیشب به یاد شادی آن روزها و نا شادی این ایام بسیار گریستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: h</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-6528</link>
		<dc:creator>h</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-6528</guid>
		<description>با سلام محیط جالب وباحالی بود ولی کیفیت اش ناجور بود پیشنهاد می کنم اصلا پیتزا مخلوط اش رو نخورید چون همون کالباس هایی که خوردینه به امتحانش می ارزه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام محیط جالب وباحالی بود ولی کیفیت اش ناجور بود پیشنهاد می کنم اصلا پیتزا مخلوط اش رو نخورید چون همون کالباس هایی که خوردینه به امتحانش می ارزه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محسن</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-6497</link>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-6497</guid>
		<description>با سلام
خدمتتون عرض کنم که بعد از 1 سال خواهرم از خارجه تشریف آوردن و ما هم طبق معمول که توی این مملکت غیر از خوردن و سینما رفتن کار دیگه نمیشه کرد،گفتیم کجا بریم،هر کی یه جا رو گفت، یهو یکی از دوستای خواهرم گفت من میگم بریم اولین پیتزایی ایران (یعنی همون تهران)، منم که میدونستم دوست خواهرم آدم هنری و با کلاسی هست نه نگفتیم و دست رد به دل ساب مردمون نزدیم  خلاصه فرداش ساعت 12 قرار گذاشتیم از خیابان دیباجی رفتیم تا برسیم به مقصد معده ، 5 نفر بودیم منم راننده و کل راه رو به این پیتزا فروشی فکر میکردم و اصلا به صحبتایی که تو ماشین میشد توجهی نداشتم ،عید فطر سال نود 90 بود ، بازم مثل نمامی عیدها همه تهرانیها رفته بودن داهاتاشون  و فقط تهرونیهای اصیل مونده بودن طهرون ، شهر خلوت بود ما هم 15 دقیقه تو راه بودیم بالاخره رسیدیم و وارد یه کوچه باریک مثل فیلمهای سیاه و سفید زمان شاه بود ،هیچ کسی نبود ، تا اخرا کوچه رفتیم ،واقعا جاش خیلی باحال بود خود تهران قدیم بود........ولی ولی حیف که تعطیل بود، شیکمم داشت قاروقور میکرد که یهو همون دوست خواهرم گفت بریم پنتری ،ما هم باز نه نگفتیم و رفتیم ،باز بود،پیتزا خوردیم ، ولی اصلا خوشمزه نبود ،4 تا گارسون جون داشت که اصلا بلد نبودن چه جوری با مردم برخورد کنن ،مزه غذاهاشم که نگم بهتره فقط میتونم بگم که هر چی خوردیم مزه آب میداد ،داخلشم به نظر من کثیف بود ،و وقتی هم که داخل میشدی بوی گند میومد ،همه داشتن تظاهر میکردن که اینجا قدیمی ، تابلوهای قدیمی جوادی و دکوراسیون به ظاهر قدیمی.
میدونین اگه آدم واقعا با کلاسی هستین یعنی بااصالت هستین و تهرونی هستین مطمئن باشین که اگه برین پنتری حالتون بد میشه و 3 ساعت بعد اسحال میشین  ، من 2 ،3 باری مجبوری رفتم پنتری با gf  ولی هر دفه رفتم پشیمونم حتی به درد رفع کتی هم نمیخوره چون از اول تا اخرش همه چی جواد و بیخودی حیف وقت شماست که برین ولی حیف پول نیست چون واحد پوا ما فعلا توی این قرن ارزشی نداره.
وقتی اومدم 2 روز بعدش اینجا و صحبتای شما دوستان رو خوندم با اینکه پیتزا داوود بسته بود  و نخوردم ولی از تعریفهای شما دوستان فهمیدم که حتما پیتزای خوبی چون وقتی وارد کوچه میشین همه چی واقعی و از این گارسونای بیریخت مو تیغتیغی خزه جواد با اون کتهای جواده به ظاهر فریب خبری نیستش ، من باز هم منتظر میمونم تا یه بار دیگه پا بده با کسی برو نقطه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
خدمتتون عرض کنم که بعد از ۱ سال خواهرم از خارجه تشریف آوردن و ما هم طبق معمول که توی این مملکت غیر از خوردن و سینما رفتن کار دیگه نمیشه کرد،گفتیم کجا بریم،هر کی یه جا رو گفت، یهو یکی از دوستای خواهرم گفت من میگم بریم اولین پیتزایی ایران (یعنی همون تهران)، منم که میدونستم دوست خواهرم آدم هنری و با کلاسی هست نه نگفتیم و دست رد به دل ساب مردمون نزدیم  خلاصه فرداش ساعت ۱۲ قرار گذاشتیم از خیابان دیباجی رفتیم تا برسیم به مقصد معده ، ۵ نفر بودیم منم راننده و کل راه رو به این پیتزا فروشی فکر میکردم و اصلا به صحبتایی که تو ماشین میشد توجهی نداشتم ،عید فطر سال نود ۹۰ بود ، بازم مثل نمامی عیدها همه تهرانیها رفته بودن داهاتاشون  و فقط تهرونیهای اصیل مونده بودن طهرون ، شهر خلوت بود ما هم ۱۵ دقیقه تو راه بودیم بالاخره رسیدیم و وارد یه کوچه باریک مثل فیلمهای سیاه و سفید زمان شاه بود ،هیچ کسی نبود ، تا اخرا کوچه رفتیم ،واقعا جاش خیلی باحال بود خود تهران قدیم بود&#8230;&#8230;..ولی ولی حیف که تعطیل بود، شیکمم داشت قاروقور میکرد که یهو همون دوست خواهرم گفت بریم پنتری ،ما هم باز نه نگفتیم و رفتیم ،باز بود،پیتزا خوردیم ، ولی اصلا خوشمزه نبود ،۴ تا گارسون جون داشت که اصلا بلد نبودن چه جوری با مردم برخورد کنن ،مزه غذاهاشم که نگم بهتره فقط میتونم بگم که هر چی خوردیم مزه آب میداد ،داخلشم به نظر من کثیف بود ،و وقتی هم که داخل میشدی بوی گند میومد ،همه داشتن تظاهر میکردن که اینجا قدیمی ، تابلوهای قدیمی جوادی و دکوراسیون به ظاهر قدیمی.<br />
میدونین اگه آدم واقعا با کلاسی هستین یعنی بااصالت هستین و تهرونی هستین مطمئن باشین که اگه برین پنتری حالتون بد میشه و ۳ ساعت بعد اسحال میشین  ، من ۲ ،۳ باری مجبوری رفتم پنتری با gf  ولی هر دفه رفتم پشیمونم حتی به درد رفع کتی هم نمیخوره چون از اول تا اخرش همه چی جواد و بیخودی حیف وقت شماست که برین ولی حیف پول نیست چون واحد پوا ما فعلا توی این قرن ارزشی نداره.<br />
وقتی اومدم ۲ روز بعدش اینجا و صحبتای شما دوستان رو خوندم با اینکه پیتزا داوود بسته بود  و نخوردم ولی از تعریفهای شما دوستان فهمیدم که حتما پیتزای خوبی چون وقتی وارد کوچه میشین همه چی واقعی و از این گارسونای بیریخت مو تیغتیغی خزه جواد با اون کتهای جواده به ظاهر فریب خبری نیستش ، من باز هم منتظر میمونم تا یه بار دیگه پا بده با کسی برو نقطه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ali007</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-6089</link>
		<dc:creator>ali007</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-6089</guid>
		<description>من تو کار تغذیه و غذای سالم هستم. خدا بگم چکارتون نکه . من تهران که کار میکردم سال 81 بود تقریبا یه روز تصمیم گرفتیم بریم پیتزا بگیرم نهار تو اداره بخوریم . که یکی از بچه تهروونای قدیمی گفت برو فلان جا و بگیر اولش گفتیم نه و اینا که گفت اولین پیتزا تو ایرانه و ما بازهم زیاد تحویل نگرفتیم خلاصه قرعه به نام من افتاد و با موتور تو شلوغی تهران رفتم اونجا ولی تا رسیدم تو مغازش یه حسی منو میخ کوب کرد واقعا توصیفش محاله .تا اومدم به مغازه نگا کنم که کلی کالباس گذاشت جلوم که به قول گفته نویسنده متن مثل کالباس نخورده ها افتادم به جونشون و نفهمیدم که کی پنج تا پیتزا حاضر شده اومدم و از اون روز به بعد یعنی حدود 10 ساله که میخوام برم پیشش ولی چون تهران نیستم نتونستم برم واقعا جای معرکه ای هستش هنوز تو یادمه . دم همتون گرم
&lt;strong&gt;سورملینا: خب داداش سال 81 که ما نبودیم اینجا رو معرفی کنیم. چرا خدا ما رو چکار نکنه !!!!!!!!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من تو کار تغذیه و غذای سالم هستم. خدا بگم چکارتون نکه . من تهران که کار میکردم سال ۸۱ بود تقریبا یه روز تصمیم گرفتیم بریم پیتزا بگیرم نهار تو اداره بخوریم . که یکی از بچه تهروونای قدیمی گفت برو فلان جا و بگیر اولش گفتیم نه و اینا که گفت اولین پیتزا تو ایرانه و ما بازهم زیاد تحویل نگرفتیم خلاصه قرعه به نام من افتاد و با موتور تو شلوغی تهران رفتم اونجا ولی تا رسیدم تو مغازش یه حسی منو میخ کوب کرد واقعا توصیفش محاله .تا اومدم به مغازه نگا کنم که کلی کالباس گذاشت جلوم که به قول گفته نویسنده متن مثل کالباس نخورده ها افتادم به جونشون و نفهمیدم که کی پنج تا پیتزا حاضر شده اومدم و از اون روز به بعد یعنی حدود ۱۰ ساله که میخوام برم پیشش ولی چون تهران نیستم نتونستم برم واقعا جای معرکه ای هستش هنوز تو یادمه . دم همتون گرم<br />
<strong>سورملینا: خب داداش سال ۸۱ که ما نبودیم اینجا رو معرفی کنیم. چرا خدا ما رو چکار نکنه !!!!!!!!!!!</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: دوست</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-6005</link>
		<dc:creator>دوست</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-6005</guid>
		<description>مواد درجه 3 مهم نیست.بهترین رستوران تهران بری اگه تیپت مرتب نباشه چپچپ نگات میکنه میترسه فرار کنی.
داوود مرده.وقتی میری اصلا حواست به چیزی که میخوری نیست.
در ضمن من شنیدم 1 دنگ به نام امام زمانه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مواد درجه ۳ مهم نیست.بهترین رستوران تهران بری اگه تیپت مرتب نباشه چپچپ نگات میکنه میترسه فرار کنی.<br />
داوود مرده.وقتی میری اصلا حواست به چیزی که میخوری نیست.<br />
در ضمن من شنیدم ۱ دنگ به نام امام زمانه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: eli</title>
		<link>http://www.mizeghaza.com/1387/02/26/davood-pitza/#comment-5972</link>
		<dc:creator>eli</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mizeghaza.wordpress.com/2008/05/15/davood-pitza/#comment-5972</guid>
		<description>این نظر شخصی منه ولی باید بگم بدترین پیتزایی بود که خوردم همه موادش درجه 3 هستش و ارزان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این نظر شخصی منه ولی باید بگم بدترین پیتزایی بود که خوردم همه موادش درجه ۳ هستش و ارزان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

