اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود
۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ نوشته علیرضا
خیلی ها دوست دارند که بدونند اولین هر چیزی کجا بوده و چطوری بوده ، از این رو ما که اسم پیتزا داوود رو خیلی شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم یه تستی بکنیم.

وارد کوچه لولاگر (آدرس کامل پائین صفحه هست) که می شید انتهای کوچه به اندازه یه وانت جعبه نوشابه پپسی می بینید که جلوی یه مغازه قدیمی هستش. وقتی وارد مغازه آقا داوود می شید دو سه تا میز کوچیک دو نفره می بنید و یه سکو که روش می تونید غذا بخورید. از طرفی هم روبروتون یه یخچال قدیمی که فقط توش کالباس و سوسیس می بینی که خورد شده آماده استفاده هستند.

ولی اینجا یه پیتزا فروشی معمولی نیست! اولین پیتزا فروشی ایرانه! پس باید توقع داشته باشید یه چیزاییش فرق کنه.
اینجا رسم و رسوم خودشو داره و اگه شما تا حالا اونجا نرفته باشید حتما” غافل گیر می شید. از این رسم و رسوماش براتون بگم:
تو این پیتزا فروشی هیچ غذای غیر از پیتزا گیرتون نمی یاد و شما می تونید از ۷ نوع پیتزایی که داره انتخابای خودتون رو داشته باشید. پیشنهاد من پیتزا مخلوط و یا پیتزا قارچه.
خوب حال نوبت سفارش دادنه : می گید یه پیتزا مخلوط و اون اسم شما رو می پرسه! شما باید اسم کوچیکتونو بهش بگید و الا دوباره می پرسه! بعد از این بلافاصله یه ۴۰۰ ، ۵۰۰ گرم کالباس که داخل فویل گذاشته شده رو جلوتون میذاره! که شما کلی تعجب می کنید که بابا من پیتزا سفارش دادم نه کالباس خام!!! این کالباس که میشه گفت از معمولی ترین کالباس های موجود بازاره و بصورت نامنظم با کارد خورد شده در اصل پیش غذای شماست. و شما با سس فراونو و آویشنو وفلفل می تونید میل کنید. به ازای هر پیتزا یکی از این کالباس ها هم میده. البته شما اگه بخواهید بازم کالباس میده انقدر که دیگه نتونی چیزی بخوری و بابت این کالباس ها از شما هیچ پولی نمی گیره!!! پس با خیال راحت بخورید.
من نمیدونم ، با این که می دونی کالباسش یک درصد هم گوشت نداره ، ولی با یه ولع خاصی شروع می کنی به کالباس خوردن که انگار تو عمرت کالباس نخوردی!
در مورد محل نشستن هم باید بهتون بگم معمولاً توی مغازه جایی برای نشستن نیست و شما باید بیرون مغازه مثل بقه مشتری ها بشنید. و اما مگه بقیه مشتری های چه جوری نشستند؟

بقیه از همون جعبه نوشابه ها که اول داستان براتون گفتم دارند استفاده می کنند. شما هم دو تا جعبه نوشابرو بر می گردونید و یکشو می کنید صندلی و یکیشو می کنید میز و در عین سادگی و راحتی غذاتون میل می کیند.
خوب حالا پیتزای شما حاضر شده و یکی باصدای بلند اسم شما رو صدا می کنه و اگه نشنوید ممد آقا بیرون مغازه دوباره صداتون می کنه! حالا پیتزا رو گرفتی یه پیتزا با نون بسیار نازک و تیکه های بزرگ کالباس و سوسیس و قارچ به همراه سس فراونو آویشن.. کاملاً پرملات طوری که وقتی بر میداری میریزه. البته بگم از همون مواد معمولی تشکیل شده.
و اما از اخلاقای دیگه آقا داوود : البته شبی که ما رفتیم خود آقا داوود نبود و یه شاگردی داشت بنام ممد آقا که می شد پسر خاله آقا داوود و بعد از بازنشستگی میاد اونجا کمک می کنه. اون می گفت که آقا داوود الان یه سه ماهی هست که پا درد داره و دیگه نمی یاد. اگه آقا داوود احساس کنه که کسی داره خالی می بنده ، یه زنگ زورخونه ای داره که اونو به صدا در میاره ، یا اگه احساس کنه که داری بیش از ظرفیتت پیتزا می خوای ، بهت نمیده ولی هر چقدر کالباس بخای بهت میده.
عکس آقا داوود 
و اما از گفته های این ممد آقا، که خیلی هم شنیدنی بود در مود تاریخچه اینجا و مطالبی که از سایت های مختلف در مورد اینجا خوندم براتون بگم :
اینجا حول و حوش سال ۱۳۴۰ تاسیس شده ، و آقا داوود به همراه یه شریک ارمنی خود اینجا رو باز کردند. اینجا از همون روز اول ساده بوده و الان هم همونطوره. طولی نمی کشه که شریک ارمنی دست از شراکت می کشه و میره خارج و آقا داوود می مونه و مغازش. بعد از گذشت سه سال پیتزا پنتری توی ویلا باز میشه و بر خلاف پیتزا داوود، پیتزا پنتری یه جای باکلاس و پر از تجملات بوده و برای اینکه ثابت کنه که جای باکلاسیه شب اول شاه رو دعوت می کنه! بگذریم. اولین پیتزا رو آقا داوود ۱۱ قرون می فروخته و الان پیتزا هاش از ۲۴۰۰ تومان هست تا ۳۹۰۰٫
توی اینجا از سالاد و سیب زمینی خبری نیست. و اگه بخوای غذا رو ببری پیتزا رو توی جعبه نمی ذاره بلکه لای یه فویل می پیچه و به همراه یه دسته کالباس دیگه بهت میده .
یه راوی دیگه می گفت که وقتی از در مغازش خارج می شی ازت یه سوال می پرسه “سیر شدی ؟ ”
ممکن است غذای داوود پر باشد، و جایش کثیف باشد و صندلیهایش ناراحت. ممکن است لحظهای از کرده پشیمان شوى. اما داوود با هرچه که دارد یا ندارد تجربهای است باارزش حداقل برای یکبار. تجربه خوردن اولین پیتزای تهران.
آدرس :
زیر پل حافظ – خیابان نوفل لوشاتو – به سمت جمهوری – سمت چپ – کوچه لولا گر ( ۵۰ متر از ابتدای نوفل لوشاتو که برید جلو )
عکس های این مقاله از سایت www.nima.net تهیه شده و بخشی از تاریخچه هم از سایت www.tehranavenue.com گرفته شده. بقیه شم که تجربه خودمونه.
موقعیت پیتزا داوود روی wikimapia
نوشتههای «احتمالا» مرتبط:
سلام. دیگه شما دارید تو این کار خیلی خبره می شید ها ! اینقدر قشنگ مکان و تشریح می کنید که آدم می تونه تمام زوایای اونجا رو تو ذهنش مجسم کنه. از بین مطالبی که نوشتید، به این نتیجه رسیدم که اینها آدمهای مهمون نوازی هستند. وگرنه از آدم نمی پرسند سیر شدی یا نه. درسته پول می گیرند. ولی این جمله به دل می شینه ! بعضی از آدمها وقتی مهمون براشون میاد فقط می خوان رفع تکلیف کنند و یه چیزی بذارند جلو دست مهمون. گیرم چیز خوبی باشه. ولی مهمون به روی باز صاحبخونه می ره خونه اش. حتماً باید برم. ممنون از مطلبتون.
علیرضا :
ممنون از این همه تعریف.
با شما موافقم ، آدم بخاطر روی بازه که یه جای می ره . اینجا هم همین طوره .
غذاش یه غذای معمولیه معمولیه .
به به این پیتزای مطبوع است نخ سوزن که در کثیفی لذت و مزه ای هست که در تمیز پنتری نبوده و نیست اگر چه پنتری همچینم تمیز نیست و فقط اداشو در میارن
من با گنجه ای یه ۶ ماهی هر روز صبح می رفتیم یه جا کله پاچه می خوردیم دیگه فامیل شده بودیم طرف با ما درددل می کرد خیلی جالب بود
عزیز جان به این کار شما می گویند سرقت:
http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/19#
علیرضا :
سلام.
ممنون که این پست و تا آخر نخوندید.
چون من هم توی پست گفتم هم آخر پست منابع و گفتم.
البته این سایتی که شما معرفی کردید خودش عکساشو و مطلبشو سرفت کرده!!!! و حتی منبع هم نگفته.!!!
agha khoobe bedooni bacheha be in pitza forooshi migoftan pitza forooshi davood kapak.
. man avali bar keh raftam fekr kardam varede taviz roghani shodam. in male 10 15 sal pishe albate va yeh 10 sali hast keh naraftam.
اولین کاری که در سفر به پایتخت انجام خواهیم داد زیارت آق داوود خواهد بود
خیلی ممنون از تشریح مکانی که کردی درست مثل همون ۱۰ سال پیش هست من زمانی مشتری پروپاقرص عمو داوود بودم حیف الان نمی تونم برم پیشش اگر شما بازم رفتی سلام منو بهش برسون
با تشکر
سیاوش از خارجه
علیرضا :
چشم حتما” میگم دوستان روی سایت چقدر یادش کردند.
Hey Dostan,
Man font e farsi nadaram v babatesh mazerat mikham,
man kheili vaghte ke herzaran Km az khone doram
vali ma on nazikiya madrese miraftim to kheyaboone faranseh
yadame ke az divar mardrese farar mikardim v bara nahar miraftim onja v eltemas mikardim ke zood bash davood ma bayad berim madrese 2bare
yade dostane be kheir
hossein alizade, attar boghi,shokofaki,behrang shahvagh
onmoghe faghat pizza hash 250 toman bud
Hey bar-o-bach
Ey-vallah, ajab matlab-e jAlebi bood, koli khAtereh vAse man zendeh shod, in Pizza Davoodi ke migi, pAtoogh-e bacheh-hAye dAneshgAh AzAd bood, istgAh-e aziz-khAn, man ham be vAseteh yeki az hamin bacheh-hA ounjA raftam,
shomA hame chiz ro gofti, elA chand chiz, oun zamAni ke mA miraftim, AghA Davood, ye tip-e darvishi dAsht, az saghf-e maghAzeh ham hameh chiz avizoon bood, az tasbih-i bA mohreh-hAye choobi, CD and etc.
hamchenin oun moghe rasm bood, vaghti be AghA dAvood migofti, AghA dAvood Salam, in ye ramz bood, chon AghA dAvood vaghti noon-e pizza ro AmAdeh mikard, ye mosht felfel ghermez mirikht ba’ad souce ham roosh, man khodam in RAKAB ro khordam, vali khodAieesh vAse avalin ke raftam kheili hAl kardam, makhsosan ke in AghA Davood kheili MASHTI bood,
khodA hefzesh koneh
Ali from Australia
جالب بود ! امروز که گذشت جمعه دیگه با بچه های وبلاگی میریم !
من بیتزا داوود زیاد رفتم و به دوستان بیشنهاد میکنم داوود که رفتن بیتزا مخلوط یا مخصوص سفارش ندن چون همون کالباسایی هست که خوردن فقط گرمه وبنیر داره فقط بیتزا قارچشو سفارش بدین چون فوقولادس!
الان ساعت ۱۲:۲۲ دقیقه ظهر جمعه است و من با خواندن مطلب شما آب از لب و لوچه ام سرازیر شده! ولی اگر غذاخوری ایی برم که به نظرم بهداشتی نباشه غذا از گلوم پایین نمی ره!
من با دو تا از دوستام رفتیم یه بار. پیتزای نفر اول رو که آورد دوستم گذاشت جلوش که بخوره. ولی داوود خان گفت اینجا از این حرفا نداریم بذارین جلوتون سه تایی بخورین ! اگر هم ببینه کسی غذا نمیخوره و داره بازی میکنه بهش میتوپه و میگه رژیمی ؟ آدم باحالیه ولی الان دیگه سنش رفته بالا. قدیما حتمن بیشتر سر به سر مشتریا میذاشته. البته به خودش کسی بگه پیر شده خونش پای خودشه !
داوود اصلا اسم مناسبی واسه یه “اولین نفر” نیست.
اولین بار که رفتم اینجا، چهار نفر بودیم. گفتیم ۴ تا پیتزا فلان و فلان و فلان بده لطفا. یه نگامون کرد گفت نمی تونید بخورید. ۳ تا سفارش بدین. گفتیم بابا ما دهن داریمو زیاد می خوریم. گفت نه ۳ تا بگیرید. خلاصه کلی اصرار کردیم آخرش گفت اگه چهارتارو تا آخر نخورین با همین چاقوها می افتم به جونتون
آخرش از ترس شمشیر عمو داوود تا تهشئ خوردیم وگرنه خیلی زیاد بود!
harvaght ke az estakhre majmoeye heydarnia miomadim patoghemoon onja bood.yadesh be kheir heyf ke dastam az pizaahaye khoshmazeye amoo davood kotahe
( miss u amoo davood:-d
آقا من میمیرم برا پیتزا عمو داود…
خیلی وقته نرفتم پیشش … البته ۱-۲ با تو عید رفتم که بسته بود مغازه..
من مشتری ۶ ساله ی عمو داودم…
الان که عکس و اینجا دیدم خیلی حال کردم…
من از تهرانپارس به هوای پیتزا داود میرم اونورا…
هرکی رو که بردم مشتری ثابت اونجا شده…
جو اونجا و باحالیه خود عمو داود آدم و می گیره…
حتماً اگه نرفتین یه سر بزنین…
پیتزا پنتری خوابشو ببینه که بتونه مثل عمو داود تو اون کوچه و جای پرت انقدر محبوب و خاطر خواه داشته باشه….
میگم کاش اینم میگفتی که شبا زود میبنده… ما یه بار ساعت ۸٫۵ رسیدیم بسته بود
علیرضا :
من خودم به این موضوع بر نخوردم ، چون اونشب ساعت ۹:۳۰ بودش که ما اونجا بودیم.
سلام .اولین باره که چینی مطالبی رو توی این فضای مجازی میخوبنم خیلی قشنگ و جالب تشریح کردین ممنونم.موفق و پایدار باشید.
علیرضا :
ممنون
آقا خیلی بد سلیقه ای از این همه دیدنی که به در و دیوار اونجا چسبده هیچی نگفتی؟
علیرضا :
راستش خیلیاشو کنده و دیگه نیست.
سلام…
چقدر این نوشته اینجا بهم چسبید… به همون اندازه که اولین بار پیتزا داوود رفتم…
من و خانوادم از اونجا خاطرات خوبی داریم…یادش بخیر!!! اولین بار با برادرم رفتیم و اون با ولع میگفت اول یک فویل پر بهت کالباس میده که اگه همشو بخوری دیگه جا برای پیتزاش نداری…
الان خیلی وقته اون روزای قشنگ تکرار نشده… دلم براش تنگ شد.
چه جای بامزه ای بود. آقا داوود هم دوست داشتنی بود
[...] اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود « میز غذا (۱۳) [...]
با اشاره (هموطن) به سایت Zigzag رفتم و البته که درست اشاره کرده!
http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/19#
پدر جان این کاری که شما کردی و خیلی هم حال کردی از قدرت نویسندگی خودت! دزدی است. بهتر نبود جای قاطی کردن متن آن بنده خدا فقط به نوشتن تجربه خودت اشاره میکردی؟
علیرضا :
پسر جان : اون مطلب خودش دزدی بوده.
بالا توضیحشو دادم.
جز واجبات شد یه بار اینجا رو سیاحت کنیم ^_^.
رضا جان سلام
من به عنوان یک عکاس زمانی که کسی عکسم را استفاده کند، ناراحت نمی شوم
ولی زمانی که امضاء من از روی عکسم حذف کنند و به دلخواه خودشان اثرم را ویرایش کنند و هیچ نامی از من نبرند آنرا دزدی تصور می کنم حالا شما تصور می کنید میز غذا این کار را انجام داده ویا زیگزاگ
اگر این مطلب از سایت زیگزاگ برداشته شده است عکسهای کراپ نشده و امضاء دار آن از کجا آمده است
تصور نمیکنید که این سایت زیگزاگ بوده است که با حذف امضاء به عمل دزدی دست زده است؟
خیلی جالب بود. ولی من خیلی سوسولم به نظرت برم؟ (شوخی)
پیتزا داوود رو باید امتحان کنم ولی پنتری افتضاحه . باید گذاشتش توی لیست نباید رفت ها!!!
ای ول ای آخر سوژه بود
دم هر دوتون گرم
[...] اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود « میز غذا (۱۷) [...]
من یه بار به پیشنهاد دوستم رفتم ، بدون دونستن چیزی از تاریخ و قدمتش. با اشتهای تمام خوردم ، یکی هم برای خانواده بردم. مسموم نشدم ولی یک روز تمام حال من و خانواده بد بود.
از اون موقع یاد گرفتم چند تا چیز رو کلا از هم جدا کنم: بحث تغذیه و خوراک، تاریخ و تاریچه و قدمت، مرام و فردین بازی و درویش مسلکی و … ، و ترس از ننگ سوسول بودن ! تمایز این موضوعات وظیفه ی هر ذهن عاقله !!!؟؟؟
آقا واقعا جای معرکیه این جا پاتوق من، این آقا داوود رو هم که می گید واقعا یه لوتی تمام عیار. به اونا که اهل ماجراجویی باشنو بخوان چیزای جدیده تست کنن حتما پیشنهاد می کنم البته سعی کنن قبل از ۵ اونجا باشن چون بعد از این ساعت دیگه فایده ای نداره چون بستس.
ضمنا اون مسئله که گفتی می پرسه سیر شدی واقعا راسته همیشه می پرسه که سیر شدی؟؟؟؟
اگه از رضا لقمه تجربه ای داریید پست بگذارید . میخوام بدونم نظرت چیه ؟ ممنون
min@
pizza davod ro ostadam aghaye amine mansori be man moarefi kard va az on khaili tarif kard va ta be emroz barha barname gozashtam ke ba dostanam be onja beram vali har bar be ek bahanei baham khorde in baram gharare ba dostanam baraye tavalodam onja jam beshim omid varam in bar etefaghi nayofte vali ba in ke onja naraftam midonam jaye bahali az tarifaye ostadam az ghazash va mohitesh nabayad jaye badi bashe
سلام
دمت گرم
واقعا” دهنمون رو آب انداختی
واجب شد که حتما” یه سری به این آقا داوود بزنم و از پیتزا های خوش مزش بخورم
اون خونه های روبروش رو که هنوز خراب نکردن دیدنی تره
من داوود و پیتزافروشیش را از حدود سی سال قبل میشناسم (مگه من چند سالمه؟) اولا در مورد خود آن کوچه لولاگر که پیتزاداوود در آن قرار دارد توضیحی بدهم که تمام آن کوچه و ابنیه داخل آن بخشی از آثار تاریخی و میراث فرهنگی تهران است تمام ساختمانهای دو طرف کوچه قرینه یکدیگرند . این بار اگر مسیرتان به آن کوچه دردار(مثل گذرهای اختصاصی این کوچه در ورودی دارد) و تقریبا بن بست افتاد به ساختمانهای طرفین دقیقا نگاه کنید اگر از وسط در طول کوچه یک خط فرضی بکشید دو طرف این خط کاملا متقارن است یعنی عینا ساختمانها این طرف و آن طرف کوچه با جزییات دقیق تکرار هم هستند. معماری زیباو با شکوهی است حیف که درحال تخریب است و این میراث ارزشمند مدعی و مسئولی ندارد. بگذریم ،پیتزاداوود در انتهای کوچه یادشده است.
در سی سال پیش تمام دیوارهای مغازه پوشیده شده بود از کارت ویزیت مشتریان داوود ،دیوارهای طرفین مملو بود از کارت ویزیت فلان پزشک و دندان پزشک و وکیل دعاوی تا کانال سازی بهمان و قصابی و طباخی و حتی تخلیه چاه ، تا اینکه حدود بیست و چند سال پیش با اعتراض شدیداللحن سازمان بهداشت و تهدید به تعطیلی مغازه، داوود مجبور شد روی دیوارها وکارت ویزیتها را به احترام مشتریان نایلون کلفت بکشد و سپس روی نایلون را سرامیک کند تا هم خواسته سازمان بهداشت تأمین شود و هم به یاران جفا نشود و در هر صورت بعد از این موضوع قرار شد برای آنکه همچنان نمادی از مشتریان در مغازه باشد یک نمونه کوچک از ابزار کار یا سمبل حرفه آنها را از سقف مغازه آویزان کنند مثلا پزشک یک گوشی آویخته بود ، متخصص کامپیوتر ،دیسکت(آن زمان هنوز سی دی چندان رایج نبود)، بنا مالهء بنایی آویزان کرده بود و تعمیرکار ،انبر دست حتی دختر خانمی که شغل مشخصی نداشت لنگه چکمه خود را از سقف آویخته بود و همه اینها به خاطر خود داوود و رفتار و منش خاصش بود.
در مورد رفتارهای خود داوود بگویم که اولا هیچ وقت سیگارش خاموش نبود ، همیشه یک سیگار روشن داخل زیرسیگاری یا کنار فر پخت پیتزا وجود داشت که معمولا دود می شد و می رفت هوا ، به هر سیگارشاید فقط دو پک میزد ولی قبل از اینکه سیگار تمام شود با آتش آن حتما بعدی را روشن می کرد . دوما تقریبا تمام مشتریها را به اسم کوچک می شناخت و بعضا از سلامت خانواده و کسب و کار مشتری پرس وجو می کرد سوما” در حین کار و طبخ پیتزا گوشش به گفتگوی مشتریان نیز بود و چنانچه دروغی می شنید زنگ بزرگی را که بالای پیشخوان آویزان بود به صدا در می آورد و مشتریان سابقه دار متوجه می شدند یکی در حال چاخان گویی است، حالا فرض کنید پسره دوست دخترش را به پیتزا دعوت کرده و شروع کرده به اینکه من مهندسم و فلانم و …. در همین حین داوود با صدای زنگش هم به گوینده دروغ تذکر می داد و هم به شنونده هشدار، البته این موضوع را از قبل کتبا اعلام کرده بود چون بالای زنگ به خط خوش و درشت نوشته بود “خالی بندی ممنوع”.
چهارم اینکه در آن اوایل انقلاب که اوج گروه بازی و دسته بندی و سیاسی کاری بود و برخوردهای تند افراد با یکدیگر به خاطر نظرگاههای سیاسیشان بود ، هیچکس حق نداشت با آراء سیاسیش وارد مغازه شود و اگر احیانا چنین اتفاقی می افتاد داوود به شدت اعتراض می کرد و می گفت بیرون این مغازه فدایی ومجاهدو توده ای و حزب اللهی و غیره هستید ،اینجا همه دوست و مشتری هستیم و اومدید پیتزا بخورید و واقعا هم همینطور بود حتی از دوستان شنیده بودم که در دوران درگیریهای شدید حکومت با مخالفان ، داوود اجازه نداده بود کمیته یا سپاه کسی را در مغازه دستگیر کنند.
پنجما” این موضوع را شاید داوود خیلی راضی نباشد من بگویم ولی به هر حال چیز بدی به نظر نمی رسد . داوود صندوقچه ای روی پیشخوان گذاشته بود که وقتی مشتری صورتحسابش را می پرداخت داوود مقداری از آن را داخل صندوقچه می انداخت . چندین بار پرسیدیم آقا داوودجریان این پول چیست؟و چرا داخل صندوقچه می اندازی؟ جواب می داد که این سهم سود شریکم است . بعدها ما از جایی فهمیدیم که شریکی درکار نیست و داوود اینها را به قول خودش می اندازد در صندوق امام زمان برای کمک به مستحقان! این را واقعا هیچوقت نمی گفت.
ششما یک قرار جالبی مشتریهای قدیمی با داوود داشتند به این ترتیب که وقتی یک نفر را برای اولین بار می بردید آنجا و او را به این ترتیب به داوود معرفی می کردید که” آقا داوود این آقای فلانی از دوستان خیلی خوب ما هست “در واقع به او خط می دادی که پیتزایش را پر از فلفل کند و بعد فرد نگون بخت پیتزای بسیار تند را می خورد و آتش می گرفت و باعث انبساط خاطر حضار می شد و خاطره ای می شد برای همه.
به هر حال بعد از اینها هم فهرست وار عنوان کنم که در ابتدای سفارش در فویل برای مشتری مقدار زیادی کالباس و فلفل ترشی می ریخت که تا آماده شدن پیتزا بیکار نباشی بعد از اتمام تناول پیتزا حتما می پرسید سیر شدی یا نه؟ و اگر نشده بودی با همان پول یک پیتزا باز هم برایت پیتزا طبخ می کرد ،کسی آنجا حق نداشت با دیگری تعارف کند که من پول را حساب می کنم اگر چنین می شد این داوود بود که بنا به تشخیص خودش اعلام می کرد که از چه کسی پول را می پذیرد . در هر صورت مجموعه بسیار جالبی بود با فضا و وقایع دلپذیر .
البته برای دوستانی که به دنبال غذای خوشمزه و لوکس هستند باید عرض کنم به هیچ وجه برای تناول پیتزای خوشمزه پیش داوود نروند چون آن کالباسها که ماده اصلی هستند چندان مأکول نیستند. اما دیدن و لمس آن اتمسفر چیزی است که به هیچ وجه قابل قیاس با لذت خوردن پیتزا نیست.
نمیدانم دوستان آیا آن پیرزن سرخ پوش را که سر خیابان فرصت نزدیک میدان فردوسی می نشست و اینجا در واقع آخرین محل قرار او با معشوقش بود می شناختند یا نه ؟ او تبدیل به یکی از نمادهای شهر تهران شده بود به گونه ای که حتی د راشعار شاعران معاصر همچون سپانلو از او یاد شده است.
نمیدانم آیا”حسن شمشیری” را که از معاریف تهران بود و چلوکبابی در بازار داشت و از عاشقان و شیفتگان مرحوم مصدق بود و وصیت کرده بود که او را در جوار شهدای سی تیر دفن کنند می شناسند یا نه ؟
به نظر من داوود و پیتزاداوود هم از نمادهای تهران هستند و چنانچه تا امروز برای اهالی تهران معرفی نشده اند جفا به هردو شده ، هم به داوود و هم به شهروندان تهران
علیرضا :
واقعا” لذت بردم از این توضیح کامل و عالی .
نکات مهمی رو ذکر کرده بودید . ممنون
شاد باشید.
[...] اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود « میز غذا (۱۷) [...]
پدر جان، من یک کامنتی اینجا انداخته بودم ولی الان نیستش! راجع به قدرت نویسندگی شما و چطور استفاده کردن از نوشته های دیگران بود. گم شده شما ندیدیش؟(-:
ماشا الله لوطی! این دفعه که رفتی پیش داوود ماجرا رو تعریف کن ببین بهت چی چی می گه! لوطی!
اینطور که معلومه این دفعه وقتی بخواهیم بریم اینجا پیتزا بخوریم، باید بلیط موزه رو بدیم چون اونجا دیگه تبدیل به موزه شده ! با تشکر از « چهارمیخ »
از اینجور آدمها خیلی خوشم میا که با قواعد خوب خودشون زندگی می کنند و گمنام می مونند و هیچ اصراری هم به خودنمایی ندارند. بلکه این اخلاقهاشون توسط بقیه کشف می شه ! امیدوارم همیشه پاینده باشه ! شما هم پاینده باشید و برای ما گزارش تهیه کنید !
[...] اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود « میز غذا [...]
salam dooste aziz man az tarafdaraye paro pa ghorse amoo davoodo pitzahasham.besiar khoob tosif karde boodi.ama tanha eshkali ke mitoonam be karet begiram ine ke az divare zibash ke ba eskenasaye ghadimi taziin shode va oon tabloye jalebe LOTFAN KHALI NABANDID yadi nakardi.vali dar har soorat matlabe aaliyi bood.
خیلی جای باحالیه.دوستش دارم.عمو داوود رو کم دیدم.اخیرا هم که نمیاد.ولی آدم جالبیه.
سلام ، آقا دستت درد نکنه موضوع جالبی بود ، میخواستم بگم که اینقدر به هم نتوپین که کی از کی دزدی کرده ! تقصیر آقا داوود هست که با همه مشتریاش یه طور رفتار میکنه . منم اگر بخوام که تعریف بکنم باید همین حرفارو بگم .
خسته شدم از دست این همه درس
[...] سرور، بعدش یکی دو روزی را خوش گذراندیم، مثلا رفتیم به پیتزا داوود، یا در یک نشست شبانه ی نسبتا به یاد ماندنی با یکی از [...]
[...] اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود [...]
سلام
خیلی زیبا و دقیق توصیف کردید مث اولین باری که من رفتم اونجا و برای خودم تشریح کردم ولی تا نری نمیدونیه چیه و وقتی رفتی عاشقش میشی
من پنتری هم رفتم و رستورانهای تمیز و شیک و رستورانهای معمولی دیگه، پنتری فقط اسم در کرده ولی هیچی نیست اما داوود یه چیز دیگه است هر وقت گشنم میشه پیتزاش جلو چشمه، خیلی خوشمزه است با اینکه ما هم تو کوچه رو جعبه نوشابه نشستیم ولی خیلی چسبید
راستی یادت رفت بگی پیتزاهاشو رو یه چوب میذاره یه تیکه چوب گرد
یه نکته جالب دیگه اینکه داوود اندازه شکم مشتری رو هم داره
من همراه یکی از دوستام رفتم اونجا وقتی دوتا پیتزا سفارش دادیم گفت یکی بسه و واقعا هم یکی بس بود
ممنون از گزارشتون
امیدوارم آق داوود هر جا هست سلامت باشه
من چند سالی محل کارم حوالی خیابون جمهوری و چند قدمی نوفل لوشاتو بود و بارها و بارها این آقا داوود رو دیده بودم و چندین بار مراجعه کننده بود تا کارهاشون رو انجام بدم… واقعاً آدم مودب و با مرامی بود…
و من متأسفانه در تمام این مدت از وجود این پیتزا فروشی بیخبر بودم…
از خودم تعجب میکنم که با وجودی که اینقدر شکمو هستم چطور شده که این همه سال از این موضوع بی خبر موندم…
خیلی دلم میخواد بازم برگردم به محل کار قبلیم و اگر گذارم اونجا افتاد یه سری به این پیتزا فروشی بزنم…
vay man in pizza forooshi ro raftam!!!
ta sherkatemoon 2min piade rahe!!!!
man ziad miram oonja ama nemidoonestam avalin pizza forosohiye tehran boode!
daro divaresham pore dolaro pondo lire o tamame poolhaye rayeje hata kheily hashonam az rade kharej shodan!
man asheghe davooodam!
avalesh laye zar varagh yek alame kalbas mizare…badesham ye pizzaye jaleb ke to hich yek az restoooranhaye irani ke hichi hala khareji ham nakhordi!!!
kooliam sholooghe!!!
ama vaghean poizzash khoshmazaaas!!!!!
dame hamatoon harm!
سلام
من از مصاحبت با خود آقا داوود لذت میبرم ولی حس میکنم پسرش (که هیکل درشتی داره و ریش میذاره) از دست و دل بازیهای باباش خیلی دل خوشی نداره! نمیدونم حس شما چیه.
آقا پیتزا داوود چیه؟ یه سر برید ضلع شرقی میدون راه آهن ؛ یه پاساژ هستش ؛ ماکارانی میده ۳ پرس ۲۰۰ تومن ؛ واردپاساژ که میشین بوی پیاز داغش اشتهاتون رو تحریک میکنه ؛ بعد تو یه قابلمه بزرگ یه عالمه ماکارونی ریختن هی هم تفتش میدن ؛ بنظرم گوشت گربه هم میریزن توش ؛ خلاصه اگر فرصت کردین یه سر بزنین ؛ حیفه
eee eyvallll
) man az yeki az doostaye faniim shenide boodam albate linke injaram un baram send kardeee hatman emtehanesh mikoooooniim;)
سلام ؛این آقا داوود یه تیکه کلام معروف داره که خودشو مغازشم به این معروفه….پیتزا آقا داوود مشتی باش!!!
راستش من که تا حالا پیتزا داوود کپک نشنیده بودم!این اسما احتمالا بعد از فری کثافت مد شده..
خیلی باحاله – یادش بخیر
بچه اینا قدیمی شه وقتی میگفتی قاقا لی لی ما اینجا پاتقمون بود!!!!!!!!!!!
منو یاد نوجوونیم انداخت
هر وقت عمه ام مامان بزرگمو می برد اون سمت دکتر برامون پیتزا می گرفت از عمو داوود و می آورد همیشه هم از کالباسی که به عنوان پیش غذا سرو صحبت می کرد .
یاد اونروزا بخیر
ممنون از مطلبت
همتون دیوونه و بیکارید
خیلی جای باصفا و دوست داشتنی بود و خود آقا داوود خیلی صمیمی با مشتریهایش برخورد می کردند.
امروز که توی سرچ به اینجا رسیدم و معرفی و عکس پیتزا عمو داوود رو دیدم و اون نوشته بسیار جالب چارمیخ رو خوندم هوس کردم یه سری دوباره به عمو داوود بزنم و یک صفایی یه این شکم ِ خیره بدم ….
hame chi be kenar, palangash ye tarafe dige, mashala gorbe nistan ke , palangan, manam ke mitarsam az gorbeeee, zahre maram shod pitttzaaaaa
momkene faghat 1 bar gozaret be oonvar biofte vali motmaen bash in etefagh enghadr nadere ke ta modat ha be yadet mimoone, hata age ye sal azash begzare vo sholooghiye zendegit oono az yadet borde bashe baz etefaghi ba ye link, ye khabar ya ye bahs tamame khaterash jelot zende mishe: koocheye ghadimiye bonbasto begiro ta akhar boro, daste rast ye maghazeye noghli, sholoogh ta delet bekhad, tamiz nist vali hame daran ba eshteha mikhorano mikhoran, ye pahlevoon ke rostamo be yadet miare poshte yakhchale por az kalbas sefaresheto migire,shagerdash ba satooraye bozorg tondo tond kalbas miborano kenar mizaran, ye negah be doro var mindazee hata roo divaram jaye khali nist, enghadr sholooghe ke aval nemifahmi chi mibini, davood pahlevoon ye pa Don Corleonast vase khodesh, behet mige ki poolo hesab kone, koja beshinin cheghadr bokhori … havato dare & engar behtar az khodet mishnasatet, ta ajob kardi pizza sefaresh midio mishini, yedafe too ye foil ye kooh kalbas barat miaran! nakahste boodi vali mikhori enghadr ke dige jayi barat nemimoone, kalbaso sos & adviash momkene mamooli bashe vali engar too in maghaze hamechi jadooyiye & taze mazze peida karde, sir shodi vali taze ghazat mirese , hamin vaghtast ke dari be mohit adat mikonio taze tak take khoorde rizaye roo divaro mibini; pool ax neveshte… davood pedarvaar beine mizaye feshorde beham rah mire vo be harkas chizi mige vali alan dige harfash o doost dari, montazeri ta bishtaro bishtar bege, shanse khoobi dashte bashi az in pedare samimi eidiam migiri & oon eskenase 10 tomaniro mesle ye khatereye abadi too kifet negah midari, doost dari khabare in kashfeto be hame bedi vali kheili zood mifahmi ke kheilia mesle to montazeran ta darmoredesjh ba kasi sohbat konan,pizza davood ye sahneye namayeshe ke hamaro be bazi davat mikone, hata yebaram ke shode bayad emtehanesh kard…
منم هم برای اولین بار با کسی که دوستش دارم و اون الان ازم متنفر شده رفتم به پیتزا داوود و مطمئنم هیج جایی نمی تونه برام خاطره انگیز تر از اون جا بشه. کوچه ی زیبا با خونه های قدیمی برای من که عاشق اماکن تاریخی و پیشینه وطنم هستم بسیا ر برایم جالب بود. شاید همیشه تو همون تاریخ برم اونجا .
hamin roza miam
سلام خیلی با حال بود . از اونجایی که من تهرانی نیستم ولی بدم نمی آید یه روز تهران اومدم یه سر اونجا بزنم چون تو این پیتزایی به یه نکته توجه میشه همدردی با یه مشتری گرسنه! فرقی نمیکنه که کجا باشه وچه جوری *مهم اینه که سیر شی ! ها ها ها دیگه از اون نظرا دادم.!!!!!!!!!!!
سلام خیلی جالب بود واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم دلم می خواد یک با ر برم اونجا به شرطی که خود آقا داوود هم باشه .دلم می خواد ببینمش
عمو داوود یک مرد واقعیه
ما شب ۴شنبه رفتیم کلی گشتیم تا پیداش کردیم
ولی متاسفانه بسته بود
حتما باید یه سر برم
یه نکته جالب کوچه ای که مغازه توشه ساختمون های داخل کوچه قرینه همدیگرند.
من امشب برای اولین بار رفتم. واقعا محیطش منو مجذوب کرد. اون کوچه،غروب، برخورد عمو داود که در بدو ورود احساس کردم می شناسمش. همسر من آدم نسبتا جدیه. عمو داود باهاش چند بار شوخی کرد. طوری که همسرم تمام مدت می خندید. ما یه پیتزا گرفتیم. با این حال نصفش موند. آخه با کالباسها سیر شده بودیم. در ضمن از ترس اینکه نبسته باشه، زود رفتیم. پس خیلی هم گرسنه نبودیم. می خواستم خودشو ببینم. دلم نمی خواست از پیتزامون چیزی بمونه. ترسیدم دلخور بشه. ولی واقعا جا نداشتم. مونده بودیم چه کار کنیم، که عمو داود گفت: «بده من برات بپیچم.» بعدش برامون لای فویل و روزنامه پیچید و به همراه کالباس دستمون داد. ولی معلومه که زود خسته می شه. آخه ما ساعت ۷:۳۰ رفتیم و گفت که دیگه تعطیله! ولی با این حال ما رو پذیرفت. ولی بعد از ما هر مشتری که می اومد، به ما چپ چپ نگاه می کرد که شما موندید که اینها هم اومدند!!!
اینقدر مجدوب کوچه اش شده بودم، که دو بار سراسرش رو رفتم و برگشتم! یه فضای غریبی بود. نمی تونم توصیف کنم…
خوب بود فقط یه مقدار وقتشو بیشتر کنید
خوووووووووووووووووووووووووووووببببببببببببببببببببببببببببههههههههههههههههه
سلام
منم امروز رفتم رفتم ، خیلی خوب بود
عمو داود هم خیلی آدم باحالی بود . امروز که ما رفتیم عمو داود خودش بود خودش می گفت گوگوش و پروفسور حسابی هم از مشتریاش بودن .
پیتزاهاش خوبه و یکم خمیره-حالا من یک جایه توپو معرفی می کنم که واقعا معرکه است
پیتزا رم واقعا معرکه است.پیتزاهاش از پرپروکم خوشمزه تره.جاش خیلی کوچیکه.بیشتر ِDelivery داره.ساندویچاشم عجیب غریب و خیلی خوشمزه است.حتمآ یکبار برو ببین چطوره
آدرسش-سعادت آباد-بلوار سرو غربی-بعد از میدان شهرداری-خیابان صدف-نبش سپیدار
آقای علی شهسواری
پسر آقا داود اونی که شما دیدید نیست که از دست
و دلبازیهای باباش ناراحت باشه
اتفاریال خیلی هم خوشحاله که باباش مردم داره
ایندفعه که مسیرت به پیتزا داود افتاد حتماً سراغی از پسرش بگیر تا بهت بگه
ارادتمند شما : پسر آقا داود
اولین بار من با دائیم ودوستاش به پیتزا داود رفتیم.پیتزا سوسیس وقارچ خوردیم .واقعاً هم خوشمزه وهم پر ملاط بود .کالباسشرو هم دیگه نگو .
من امروز ۱۲/۰۸/۱۳۸۸ باتفاق حمید تپول رفتم یه دل سیر تا بالای حنجره از کالباس و مخلفات اون
منم خوردم خیلی خیلی خوشمزه و با لطف و صفا بود !!
سلام
من یه زمانی حدود ۹ سال پیش با دوستم می رفتم اونجا هر وقت که با هم می رفتیم اونجا از ته نگاه آقا داود حس می کردم که می خاود یه چیزی بهم بگه شایدم من ته نگاهش متوجه چیزی می شدم که اونی که با من میومد اونجا دوستم نبود کاشی می شد اون زنگ رو برای منم به صدا در می آورد. بهر حال دست همتون درد نکنه منو یاد قدیما انداختید که البته آقاداود که خیلی محترمن ولی غذاشاهانه است برای مایی که دنبال ثبت خاطره توی ذهنامون می گردیم بشه دوباره مهمان مهمانوازی های آقا داود بشیم. متشکرم از مطلبی که گذاشتید.
سلام،من مشتری داوود بودم اون زمانی که یه زنگوله داشت میزد میگفت خالی نبند،اون زمانی که دوست عزیز میکرد،یکی را میبردی میگفتی دوست عزیزش کن ی پیزا میداد ۲ساعت بعدش صداش در میومد،من هیچ جا به جز اونجا پیزا نمیخوردم و الانم برم ایران میرم اونجا،نویسنده محترم اینو نگفت که وقتی وارد کوچه میشی بوی آویشن مستت میکنه!!!!البته پیزا داوود با تمام قدیمی بودنش جای آدمهای بی کلاس نیست،تازه ب دوران رسیدهها عمران پاشون نمیرش ب اونجا!!!!
سلام پیتزا داوود آتیش گرفت با تمام خاطراتش و در اتیش سوخت حالا اگه اونجا برید داوود رو میبیند با یه محیط جدید
سلام من دیروز پیتزا داود بودم خیلی محیط صمیمی داشت دیروز که تصمیم گرفتیم بریم خیلی دلم میخواست خود عمو داود باشه که ببینمش اتفاقا وقتی رفتیم خودش بود خیلی از دیدنش خوشحال شدم درست همونطور که فکر میکردم بود
پست خاطره انگیزی بود
من از سالگی۸ (۱۸ سال پیش.:O .چقدر زمان گذشته.باورم نشد الان) به واسطه ی کلاس زبان ی که تو ساختمون روبروی مغازه ی داوود بودم،مشتریش شدم
خیلی خیلی از اون زمان ها خاطره دارم و این پستتون یاداوری ه اون زمان ها شد
قدیم ها مغازه ی داوود پر بود از یادگاری ها و تزئیناتی که همشونو از سقف آویزون کرده بود
و مغازه به تمیزی ه الان نبود
……………….
خلاصه خیلی خاطره
از نظر نوستالژی خیلی باخاله ولی واقعا کالباساش بده در حد سرطان و نون خشک
خیلی جالبه
یک دفعه من با خانمم رفتم
وقتی دو تاسفارش دادم آقا داود گفت چند نفرید گفتم دونفر
گفت یکی بس است براتون
خلاصه کالباسی را که داد بود خوردیم
دیگه همون یک پیتزا را هم نتونستیم بخوریم نصفش موند وقتی رفتم ظرفش را پس بدم همون باقیمانده را هم با کلی کالباس پیچیده تو فویل و بعد روزنامه گفت شب بگذارید رو چراغ داغ بشه بخورید.
خلاصه پیتزاش تاپ نیست ولی خود آقا داود و نوستالوژی مغازه اش معرکه است.
با سلام و خسته نباشید
بنده دانشجو رشته it هستم و این ترم ۳ واحد تجزیه تحلیل دارم وموضوع پروزه بنده (تجزیه تحلیل سیستم فست فود هست) و اطلاعات در وبلاگ شما خیلی خیلی به من کمک کرد چون من در به در دنبال اطلاعاتی راجع به اولین فست فودها یا اولین ارائه دهنده های غذاهای سریع برای پروزه ام می گشتم که در وبلاگ شما پیدا کردم. یک دنیا ممنون و دست گلتون درد نکنه
من و همسرم دیشب رفتیم داود الن چون ماه رمضان است تا ۲ شب باز است.ما پیتزا قارچ خوردیم.اتفاقا جاریم هم برده بودیم واون از اونجا چون مدرن نبود خوشش نیومد و کم خورد وآقا داود دید و گفت بخور دیگه ومن گفتم افطار زیاد خورده وسیره ولی آقا داود نوشته خالی نبند را که رو دیوارش هست را بهش نشون داد و ما هم کلی خندیدیم.آقا داود مثل همیشه ما را سر حال آورد.راستی چند شب قبل هم افطار رفتیم پیشش کلی من وهمسرم دلمون براش تنگ شده بود.آقا داود خرما و زولبیا هم گذاشته بود و موقع خداحافظی به ما یکی یه ۱۰ تومانی از اون کاغذی ها بهمون داد.ایشا ا… که سلامت باشه.