میز غذا

اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود

with 121 comments

خیلی ها  دوست دارند که بدونند اولین هر چیزی کجا بوده و چطوری بوده ، از این رو ما که اسم پیتزا داوود رو خیلی شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم یه تستی بکنیم.

پیتزا داوود

وارد کوچه لولاگر (آدرس کامل پائین صفحه هست) که می شید انتهای کوچه به اندازه یه وانت جعبه نوشابه پپسی می بینید که جلوی یه مغازه قدیمی هستش. وقتی وارد مغازه آقا داوود می شید دو سه تا میز کوچیک دو نفره می بنید و یه سکو که روش می تونید غذا بخورید. از طرفی هم روبروتون یه یخچال قدیمی که فقط توش کالباس و سوسیس می بینی که خورد شده آماده استفاده هستند.

پیتزا داوود

ولی اینجا یه پیتزا فروشی معمولی نیست! اولین پیتزا فروشی ایرانه! پس باید توقع داشته باشید یه چیزاییش فرق کنه.

اینجا رسم و رسوم خودشو داره و اگه شما تا حالا اونجا نرفته باشید حتما” غافل گیر می شید. از این رسم و رسوماش براتون بگم:

تو این پیتزا فروشی هیچ غذای غیر از پیتزا گیرتون نمی یاد و شما می تونید از 7 نوع پیتزایی که داره انتخابای خودتون رو داشته باشید. پیشنهاد من پیتزا مخلوط و یا پیتزا قارچه.

خوب حال نوبت سفارش دادنه : می گید یه پیتزا مخلوط و اون اسم شما رو می پرسه! شما باید اسم کوچیکتونو بهش بگید و الا دوباره می پرسه! بعد از این بلافاصله یه 400 ، 500 گرم کالباس که داخل فویل گذاشته شده رو جلوتون میذاره! که شما کلی تعجب می کنید که بابا من پیتزا سفارش دادم نه کالباس خام!!! این کالباس که میشه گفت از معمولی ترین کالباس های موجود بازاره  و بصورت نامنظم با کارد خورد شده در اصل پیش غذای شماست. و شما با سس فراونو و آویشنو وفلفل می تونید میل کنید. به ازای هر پیتزا  یکی از این کالباس ها هم میده. البته شما اگه بخواهید بازم کالباس میده انقدر که دیگه نتونی چیزی بخوری و بابت این کالباس ها از شما هیچ پولی نمی گیره!!! پس با خیال راحت بخورید.

من نمیدونم ، با این که می دونی کالباسش یک درصد هم گوشت نداره ، ولی با یه ولع خاصی شروع می کنی به کالباس خوردن که انگار تو عمرت کالباس نخوردی!

در مورد محل نشستن هم باید بهتون بگم معمولاً توی مغازه جایی برای نشستن نیست و شما باید بیرون مغازه مثل بقه مشتری ها بشنید. و اما مگه بقیه مشتری های چه جوری نشستند؟

پیتزا داوود

بقیه از همون جعبه نوشابه ها که اول داستان براتون گفتم دارند استفاده می کنند. شما هم دو تا جعبه نوشابرو بر می گردونید و یکشو می کنید صندلی و یکیشو می کنید میز و در عین سادگی و راحتی غذاتون میل می کیند.

خوب حالا پیتزای شما حاضر شده و یکی باصدای بلند اسم شما رو صدا می کنه و اگه نشنوید ممد آقا بیرون مغازه دوباره صداتون می کنه! حالا پیتزا رو گرفتی یه پیتزا با نون بسیار نازک و تیکه های بزرگ کالباس و سوسیس و قارچ به همراه سس فراونو آویشن.. کاملاً پرملات طوری که وقتی بر میداری میریزه. البته بگم از همون مواد معمولی تشکیل شده.

و اما از اخلاقای دیگه آقا داوود : البته شبی که ما رفتیم خود آقا داوود نبود و یه شاگردی داشت بنام ممد آقا که می شد پسر خاله آقا داوود و بعد از بازنشستگی میاد اونجا کمک می کنه. اون می گفت که آقا داوود الان یه سه ماهی هست که پا درد داره و دیگه نمی یاد. اگه آقا داوود احساس کنه که کسی داره خالی می بنده ، یه زنگ زورخونه ای داره که اونو به صدا در میاره ، یا اگه احساس کنه که داری بیش از ظرفیتت پیتزا می خوای ، بهت نمیده ولی هر چقدر کالباس بخای بهت میده.

عکس آقا داوود    پیتزا داوود- آقا داوود

و اما از گفته های این ممد آقا، که خیلی هم شنیدنی بود در مود تاریخچه اینجا و مطالبی که از سایت های مختلف در مورد اینجا خوندم براتون بگم :

اینجا حول و حوش سال 1340 تاسیس شده ، و آقا داوود به همراه یه شریک ارمنی خود اینجا رو باز کردند. اینجا از همون روز اول ساده بوده و الان هم همونطوره. طولی نمی کشه که شریک ارمنی دست از شراکت می کشه و میره خارج و آقا داوود می مونه و مغازش.  بعد از گذشت سه سال پیتزا پنتری توی ویلا باز میشه و بر خلاف پیتزا داوود، پیتزا پنتری یه جای باکلاس و پر از تجملات بوده و برای اینکه ثابت کنه که جای باکلاسیه شب اول شاه رو دعوت می کنه! بگذریم. اولین پیتزا رو آقا داوود 11 قرون می فروخته و الان پیتزا هاش از 2400 تومان هست تا 3900.

توی اینجا از سالاد و سیب زمینی  خبری نیست. و اگه بخوای غذا رو ببری پیتزا رو توی جعبه نمی ذاره بلکه لای یه فویل می پیچه و به همراه یه دسته کالباس دیگه بهت میده .

یه راوی دیگه می گفت که وقتی از در مغازش خارج می شی ازت یه سوال می پرسه “سیر شدی ؟

ممکن است غذای داوود پر باشد، و جايش کثيف باشد و صندلی‌هايش ناراحت. ممکن است لحظه‌ای از کرده پشيمان شوى. اما داوود با هر‌چه که دارد يا ندارد تجربه‌ای است با‌ارزش حد‌اقل برای يک‌بار. تجربه خوردن اولين پيتزای تهران.

آدرس :

زیر پل حافظ – خیابان نوفل لوشاتو – به سمت جمهوری – سمت چپ – کوچه لولا گر ( 50 متر از ابتدای نوفل لوشاتو که برید جلو )

عکس های این مقاله از سایت  www.nima.net تهیه شده و بخشی از تاریخچه هم از سایت  www.tehranavenue.com گرفته شده. بقیه شم که تجربه خودمونه.

موقعیت پیتزا داوود روی wikimapia

Written by علیرضا

اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۸۷ at ۶:۲۳ ق.ظ

6 Trackbacks/Pingbacks

  1. پیتزا پنتری « میز غذا
  2. شرح وقایع هفته ی شانزدم سنه ی هزار و سی صد و هشتاد و هفت « Murray’s Weblog
  3. links for 2008-05-20
  4. کمانگیر » داغ ترین های وبلاگستان
  5. کمانگیر » دیدیش: تغییر در گزارش های روزانه
  6. کمانگیر » داغ ترین های دیروز ِ وبلاگستان

with 121 comments to «اولین پیتزا فروشی تهران – پیتزا داوود»

Subscribe comments with RSS. TrackBack URL.

  1. نازنین

    ۸ مرداد ۹۳ at ۷:۰۹ ب.ظ

    سلام شماره تلفن پیتزا داوود رو می خوام

  2. رضا

    ۳۱ تیر ۹۳ at ۱۰:۲۳ ب.ظ

    برای اولین بار تاریخ 31’4’93 رفتیم کالباس بسیار افتضاح وبی مزه حال بهمزدن حرفه ای
    پیتزا نگم اگه بهش پیتزا میگن بعداز خوردن تازه میفهنی بعضی از مردم غذا. تا حالا نخوردن.
    پیتزا ااففتتضضااهه فقط یادتون نره ابلیمو بعداز غذا یادتون نره مواد پیتزا زیر صفر

  3. مرتضی

    ۶ تیر ۹۳ at ۲:۳۵ ق.ظ

    من بعد اینکه پیتزلشو خوردم حالت تهوع گرفتم. یه پیتزایه مزخرف با مواد مزخرف و بدمزه. ایرانییم دیگه عادت کردیم بچسبیم به کمیت تا کیفیت. اگه چهار نفر به مواد مزخرفش اعتراض میکردن اقا داوودم به فکر میفتاد و خیلیارو مستعد مریضی نمیکرد. محبته احمقانه که محبت نیست واقعیت اینه که با مواد بی کیفیتش داره سلامت ادمایی که اطلاع ندارنو به خطر میندازه این یعنی حماقت که متاسفانه نن یه بار گرفتارش شدم

  4. عبدالباقی دارمی

    ۱۵ اردیبهشت ۹۳ at ۲:۱۷ ب.ظ

    ممنونم از اینکه یادی از ایام دوران دبیرستان و پیتزا داوود رو برام دوباره زنده کردی . سال 59 برای اولین بار با دوستانم، ناصر غفاری ، عزیز ا.. حسین نزاد و میر عظیمی رفتیم پیتزا داوود سقف پر بود از وسائل جور واجور جایی نسبتا کوچک و تنگ ولی دنج و بیشتر مرام و جذابیت روح اقا داوود بود که به محل یه جلوه ای خاص می داد . قبل از هرچیز کالباس و تعدادی قارچ تعارف کرد و خوردیم .بعد سفارش پیتزای مخلوط را دادیم .البته ان زمان کیفیت پیتزا داوود عالی بود و ما بعد از ان هر چند وقت یک بار برای خوردن پیتزا پیش داوود می رفتیم .کلی خاطره از ان زمان داریم .الان نزدیک 30 ساله که فرصت نکردم برم ولی اگر گذرم به پل حافظ خورد حتما یه سری به پیتزا داوود میزنم البته بیشتر برای دیدنش میرم و شاید پیتزای به یاد ان دوران با دوستان خوبم که یادش به خیر دوران خوبی در دبیرستان فیروز بهرام با هم داشتیم بخورم …

  5. مجيد

    ۱۳ اردیبهشت ۹۳ at ۱۲:۲۳ ق.ظ

    خوب اول سلام به داوود عزيز كه 20 سالى هست از پيزاى خوب و عاليش نوشه جان نكردم اميد وارم كه خوب و سلامت باشه راستى دوست عزيز از فلفل داوود چيزى نگفتى يا خواسته كه كسانه ديگر هم نوشه جان كنند انشاالله كه ايران امدم به داود يك سرى ميزنم

  6. مصطفی

    ۲۷ اسفند ۹۲ at ۶:۲۲ ب.ظ

    من ٢١ ساله پیش موقع که سرباز بودم با همدوره خدمتیم میرفتیم انجا جدش بخیر الان متاسفانه بیرون از ایرانم دلم تنگ شد

  7. محمد

    ۱۴ اسفند ۹۲ at ۳:۳۷ ق.ظ

    آفامن الکی تو گوگل زدم پیتزا داوود آخه خیلی گشنمه الان یدفه یاد پیتزا داوود افتادم اصن فکر نمیکردم تو اینترنت خبری از پیتزا داوود باشه خیلی وقته نرفتم ولی قبلا هفته ای دو بار رو شاخش بود آخ آخ چه جای دلیه خداییش اینم بگم صفاش به پیتزاش نیست به خود آقا داووده خیلی گله خداییش(صداشو در نیاریدمن عاشق پیتزاشم)

  8. سمانه

    ۱۱ بهمن ۹۲ at ۴:۵۹ ب.ظ

    خوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووببببببببببببببببههههه

  9. aida

    ۱۳ دی ۹۲ at ۶:۰۱ ب.ظ

    salam mikhastam bebinam khanoma tanha mitonan beran? tel age dare lotf konin bedin mer30

  10. رضا

    ۱۲ دی ۹۲ at ۶:۲۶ ب.ظ

    یه شنبه ای با داوود رفتیم “پیتزا داوود”……کاشکی وا نبود، چون اون تو اصلا جا نبود.
    داوود سر پا،من نشسته……میز و صندلی ها نشُسته.
    یه چیزی تو مایه های “فری کثیف”….استغلال از ملوان جلو بود با گل حنیف
    پیش غذا ژامبون داد خوردیم…..کلی هم داد با خودمون بردیم.

  11. من فریب خوردم شما نخور

    ۱۳ مرداد ۹۲ at ۱۰:۳۳ ب.ظ

    اینو تو یه سایت دیگه هم که این چیزارو نوشته بودم نوشتم گفتم اینجا هم بنویسم نگفته با پیتزاهای داود از دنیا نرم. خلاصه از من گفتن، قول این تعریف کردنای اینترنتی رو نخورید. ما دیشب با یکی از رفقا قول خوردیم رفتیم. اما کاش نمی رفتیم. یعنی هوا رو بزاری لای نون بخوری سالمتره تا این چیز میزا رو بخوری. خلاصه انتظار خودتونو تعدیل کنید و از قبل پیش بینی کنید که بعدش یه جای دیگه رو هم تو برنامه بزارید که زیاد تو ذوقتون نخوره.

  12. roonak

    ۹ تیر ۹۲ at ۳:۵۱ ب.ظ

    salam
    man yebar haminjoori az farte gorosnegi va teshnegi to khiyabone bi abo alafe nofel loshato bad az koli to safe sefarat vaisadan o barkhorde bade sefaratiya raftam inja ………
    va polam kam dashtam ……….
    va in agha mamad va 2 ta bachehaye dg ke inja bodan ghazaye majani dadan be man va noshabe to maghazam vasam ja khali kardan ke rahat basham ……… harchi goftam beram aber bank pool begiram nazashtan va goftan mehmone ma ……… to in hame badi o poli shodane mardom khili kareshon ghashang bod ……. va khaterash hanoz ke haoze to fekrame ……….
    va manam 2 hafta bad ke vase j vizam raftam ,raftam onja o pooleshono dadam va koliam azashon babate on roz tashakor kardam ………… jaye ajibiye …….. hanozam pakiyo sadegiye ghadio mishe tosh hes kard……

  13. مهرناز

    ۱۹ فروردین ۹۲ at ۶:۳۲ ب.ظ

    سلام ممنون از تون خیلی عالی بود.حتما میرم.

  14. shima

    ۲۷ آذر ۹۱ at ۲:۴۰ ب.ظ

    سلام.ممنونم از اطلاعات خوبتون.
    انشاالله می خوام آخر هفته برم و امیدوارم خود آقا داوود رو بتوانم ببینم،متاسفانه اینجور افراد خیلی کمرنگ شدن در جامعه و هم نشینی کنار افراد صادق زیباترین لحظات رو به من هدیه می ده که از هیچ جای دنیا مرام و محبتشون رو نمی توانی پیدا کنی،فقط نمی دونم تا چه ساعتی باز است؛
    فکر میکردم فقط من هستم که دوستش دارم ولی انگار همه دوستش دارند و خوشحالم که هنوز بوی انسانیت به مشام می رسه

  15. بردیا

    ۲۳ آذر ۹۱ at ۱۲:۰۳ ق.ظ

    داود رو آدم لوطی و باحالی دیدم و پیتزاهاش رو دوست دارم اما در رابطه با گذشته اش یک چیز شنیدم که اگر واقعیت داشته باشه واسه من خوشایند نیست ! مطلب در رابطه با حضورش در دارو دسته شعبان جعفری و شرکت در جشنهائی که بمناسبت پیروزی کودتاچیان 28 مردادهر سال برگزار میشدو کباده گردانی اش در این مراسم ها

  16. arash

    ۱۵ آبان ۹۱ at ۷:۴۳ ب.ظ

    افتضاحه واقعا

  17. آرش

    ۲ آبان ۹۱ at ۱۱:۴۴ ق.ظ

    خلاصه اینکه فکر کنم همه به خاطر خودش و محیطش می رن و نه غذا!

  18. آرش

    ۳۰ مهر ۹۱ at ۳:۴۳ ب.ظ

    امیدوارم مشتریهاش ناراحت نشن اما به نظرم غذاش و به خصوص کالباسش آشغال به تمام معناس! حالا اینکه ایشون اولین پیتزا فروشی تهران باشه یا نباشه مثلا چه مزیت و مسئله خاصیه؟ مهم کیفیته که صفره!

  19. پرهام

    ۱ شهریور ۹۱ at ۹:۰۰ ق.ظ

    به نظر من بهترین پیتزایی تهرانه

  20. ملیحه

    ۱۶ مرداد ۹۱ at ۴:۳۱ ب.ظ

    ماه رمضان بعد افطار باز است

  21. آبان

    ۹ مرداد ۹۱ at ۲:۰۳ ب.ظ

    ماه رمضونم بازه… من دیشب رفتم خود عمو داوود هم بود

  22. ali

    ۵ مرداد ۹۱ at ۳:۵۱ ب.ظ

    سلام كسي جديدا اونجا رفته ؟
    منظورم اينه كه ماه رمضان بازه ؟

  23. علي

    ۲ مرداد ۹۱ at ۱۲:۱۰ ب.ظ

    من چند روري است دارم راجع به پيتزا داود مي خونم علتش هم يه مطلب توي فيس بوك شد و واقعا براي خودم متاسف شدم كه بچه تهران باشي و خونه ات هم نزديك پل حافظ باشه اما نرفته باشي الان ماه رمضونه و با دوستم آلن قرار گذاشتيم بعد از ماه رمضون در يك روز پنج شنبه بريم اونجا ضمنا تمام عكس هاي مرتبط با پيتزا داوود رو گذاشتم توي صفحه فيس بوكم تا بقيه هم حال كنند.

  24. اسمان

    ۱ مرداد ۹۱ at ۱۰:۳۳ ب.ظ

    سلام
    توصیف فوق العاده ای بود با این که نرفتم ام همشو مجسم کردم و کلی هم خندیدم.از اونجایی که پیتزا پنتری نزدیک دانشگاه است ومن و دوستم سارا اونجرو خیلی دوست داریم عزمم و جزم کردم که در اولین فرصت وقتی سارا ازمسافرت اومد حتما اونج هم بریم ما اون خیابون و زیاد گشتیم اما تا به حال ندیدمش.دفعه ی بعداز تجربه ی خوردن پیتزاروی جعبه نوشابه حتما مینویسم

  25. شهاب

    ۳ خرداد ۹۱ at ۱۰:۰۶ ق.ظ

    از سال 67 مشتری داوود هستم. در این مدت که حدود 24 سال میشه جز خوبی و صفا ازش چیزی ندیدم. شما وقتی برای دومین بار وارد یک غذاخوری میشین یعنی اونو انتخاب کردین و من اینکار رو برای 24 ساله که می کنم و بازهم تکرار خواهم کرد. شاید بهترین پیتزای دنیا رو نخورید که کسی هم از اول این وعده را بشما و من نداده اما بیشک تجربه خوبی از یک غذا خواهید داشت. در پیتزا داوود غذا بخشی از یک مهمانی و مراسم خوشایند است اما همه اون نیست . احترام و یکدلی بهمراه صمیمیت و نه ظاهرسازی متداول این روزها از خود غذا مهمتر هستند که تو آنجا می یابی.

  26. حسن حدیث حنا حافظ طاهره طناز

    ۲۹ اردیبهشت ۹۱ at ۶:۲۹ ب.ظ

    ما رفتیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم

  27. بهار

    ۲۵ اردیبهشت ۹۱ at ۱۰:۱۱ ب.ظ

    ما3بار رفتیم اونجا و واقعا هیجان انگیز و جدید بود

  28. ممل خان

    ۱۸ اردیبهشت ۹۱ at ۷:۵۰ ب.ظ

    به اطلاع دوستان می رسونم هرکس 4 تا پیتزاداوود رو باکالباساش بخوره تازه بامن هم رکوردشده.

  29. paniz

    ۲۴ اسفند ۹۰ at ۷:۳۶ ب.ظ

    میدونید خیلی دوست دارم یه همچین جایی که میگید برم اخه وقتی یه جای با کلاس که میری خیلی باید رعایت کنی مواضب خوردنت باشی ولی این مغازه که شما تعریفش و کردین خیلی حال میده

  30. اریایی واقعی

    ۳۰ بهمن ۹۰ at ۲:۲۷ ب.ظ

    slam man az kharaj 3 bar faqhat be ashqh pidzza davod omadam iran 2 roz mondam pidzza khordam omadam

  31. آرمان

    ۳ بهمن ۹۰ at ۱۲:۱۸ ق.ظ

    پیتزا داود حرف نداره من که خیلی دوست دارم بیشتر مردم به خاطر مرام و برخورده عمو داوده که دوسش دارن.

  32. مهبد ترو

    ۲۲ دی ۹۰ at ۲:۴۶ ب.ظ

    خیلیییییییییییییییییییییییی باهات حال می کنم حاج داود بزن زنگو

  33. zahra

    ۲۸ آذر ۹۰ at ۹:۰۳ ب.ظ

    خیلی باحال بود، با اینکه من به تمیزی مکان غذاخوری خیلی اهمیت میدم ولی با این توصیفات زیبا خیلی دلم میخواد بیام تهران و با خوردن پیتزاهای آقا داوود یه تجربه به یادموندنی رو کسی کنم.
    بازم ممنون از این اطلاعات زیبا :)

  34. حامد[email protected]

    ۱۳ آبان ۹۰ at ۵:۵۱ ب.ظ

    باسلام.باباآخه درسته مردم باتیکه های کالباس کیلویی ۲۰۰۰تومان گول بخورن.پیتزاهاش آشغاله.خام ونپخته که انسان با خوردنش هزار بیماری انگلی وقارچی میگیره.اعتماد نکنید.به خدا حیف که ۶۰۰۰تومان پول آشغال بدی بعدش نصفشو بریزی سطل زباله.۱۳آبان نود

  35. عمو حسن

    ۸ آبان ۹۰ at ۱:۰۶ ب.ظ

    دیشب با دوست عزیزی بعد از 20 سال به پیتزا داود رفتم دلم از نبود آن همه آویخته به سقف و دیواری که دیگر وجود نداشت گرفت، اما برخورد داود با هان لحن قدیمی اما با مو و ریشی سفید و شکسته از ایام و پرسش علت غیبتم در این سالها مرا کشاند به بیش از 20 سال پیش که با بهمن عافیت و سیروس و هاشم و امیر و… خیلی به آنجا می رفتیم، یادم می آید یک روز از کوه که بر می گشتیم به همراه سه دوست دیگر قرار گذاشتیم برویم پیتزا داود و هر کس کم آورد و دیگر نتوانست بخورد باید حساب کند، من نه کالباس اولش و نه نوشابه خوردم اما بچه ها چون خیلی گرسنه بودند و شلوغ هم بود شروع به خوردن کردند، سری اول پیتزاها خورده شد، سری دوم هم خورده شد هنگامی که می خواستم سفارش سری سوم بدهم بهمن داد زد تو رو خدا بسه مندارم می ترکم، قبول من باختمو به این ترتیب یکی از خاطرات به یاد ماندنی من به وجود آمد. دلم برای بچه ها که اکثرا مهاجرت کرده اند خیلی تنگ شده، راستی دیشب به یاد شادی آن روزها و نا شادی این ایام بسیار گریستم.

  36. h

    ۱۶ شهریور ۹۰ at ۱۲:۰۸ ق.ظ

    با سلام محیط جالب وباحالی بود ولی کیفیت اش ناجور بود پیشنهاد می کنم اصلا پیتزا مخلوط اش رو نخورید چون همون کالباس هایی که خوردینه به امتحانش می ارزه

  37. محسن

    ۱۱ شهریور ۹۰ at ۶:۱۸ ق.ظ

    با سلام
    خدمتتون عرض کنم که بعد از 1 سال خواهرم از خارجه تشریف آوردن و ما هم طبق معمول که توی این مملکت غیر از خوردن و سینما رفتن کار دیگه نمیشه کرد،گفتیم کجا بریم،هر کی یه جا رو گفت، یهو یکی از دوستای خواهرم گفت من میگم بریم اولین پیتزایی ایران (یعنی همون تهران)، منم که میدونستم دوست خواهرم آدم هنری و با کلاسی هست نه نگفتیم و دست رد به دل ساب مردمون نزدیم خلاصه فرداش ساعت 12 قرار گذاشتیم از خیابان دیباجی رفتیم تا برسیم به مقصد معده ، 5 نفر بودیم منم راننده و کل راه رو به این پیتزا فروشی فکر میکردم و اصلا به صحبتایی که تو ماشین میشد توجهی نداشتم ،عید فطر سال نود 90 بود ، بازم مثل نمامی عیدها همه تهرانیها رفته بودن داهاتاشون و فقط تهرونیهای اصیل مونده بودن طهرون ، شهر خلوت بود ما هم 15 دقیقه تو راه بودیم بالاخره رسیدیم و وارد یه کوچه باریک مثل فیلمهای سیاه و سفید زمان شاه بود ،هیچ کسی نبود ، تا اخرا کوچه رفتیم ،واقعا جاش خیلی باحال بود خود تهران قدیم بود……..ولی ولی حیف که تعطیل بود، شیکمم داشت قاروقور میکرد که یهو همون دوست خواهرم گفت بریم پنتری ،ما هم باز نه نگفتیم و رفتیم ،باز بود،پیتزا خوردیم ، ولی اصلا خوشمزه نبود ،4 تا گارسون جون داشت که اصلا بلد نبودن چه جوری با مردم برخورد کنن ،مزه غذاهاشم که نگم بهتره فقط میتونم بگم که هر چی خوردیم مزه آب میداد ،داخلشم به نظر من کثیف بود ،و وقتی هم که داخل میشدی بوی گند میومد ،همه داشتن تظاهر میکردن که اینجا قدیمی ، تابلوهای قدیمی جوادی و دکوراسیون به ظاهر قدیمی.
    میدونین اگه آدم واقعا با کلاسی هستین یعنی بااصالت هستین و تهرونی هستین مطمئن باشین که اگه برین پنتری حالتون بد میشه و 3 ساعت بعد اسحال میشین ، من 2 ،3 باری مجبوری رفتم پنتری با gf ولی هر دفه رفتم پشیمونم حتی به درد رفع کتی هم نمیخوره چون از اول تا اخرش همه چی جواد و بیخودی حیف وقت شماست که برین ولی حیف پول نیست چون واحد پوا ما فعلا توی این قرن ارزشی نداره.
    وقتی اومدم 2 روز بعدش اینجا و صحبتای شما دوستان رو خوندم با اینکه پیتزا داوود بسته بود و نخوردم ولی از تعریفهای شما دوستان فهمیدم که حتما پیتزای خوبی چون وقتی وارد کوچه میشین همه چی واقعی و از این گارسونای بیریخت مو تیغتیغی خزه جواد با اون کتهای جواده به ظاهر فریب خبری نیستش ، من باز هم منتظر میمونم تا یه بار دیگه پا بده با کسی برو نقطه.

  38. ali007

    ۲۲ اسفند ۸۹ at ۹:۴۴ ق.ظ

    من تو كار تغذيه و غذاي سالم هستم. خدا بگم چكارتون نكه . من تهران كه كار ميكردم سال 81 بود تقريبا يه روز تصميم گرفتيم بريم پيتزا بگيرم نهار تو اداره بخوريم . كه يكي از بچه تهرووناي قديمي گفت برو فلان جا و بگير اولش گفتيم نه و اينا كه گفت اولين پيتزا تو ايرانه و ما بازهم زياد تحويل نگرفتيم خلاصه قرعه به نام من افتاد و با موتور تو شلوغي تهران رفتم اونجا ولي تا رسيدم تو مغازش يه حسي منو ميخ كوب كرد واقعا توصيفش محاله .تا اومدم به مغازه نگا كنم كه كلي كالباس گذاشت جلوم كه به قول گفته نويسنده متن مثل كالباس نخورده ها افتادم به جونشون و نفهميدم كه كي پنج تا پيتزا حاضر شده اومدم و از اون روز به بعد يعني حدود 10 ساله كه ميخوام برم پيشش ولي چون تهران نيستم نتونستم برم واقعا جاي معركه اي هستش هنوز تو يادمه . دم همتون گرم
    سورملينا: خب داداش سال 81 كه ما نبوديم اينجا رو معرفي كنيم. چرا خدا ما رو چكار نكنه !!!!!!!!!!!

  39. دوست

    ۱۰ بهمن ۸۹ at ۱۱:۰۲ ق.ظ

    مواد درجه 3 مهم نیست.بهترین رستوران تهران بری اگه تیپت مرتب نباشه چپچپ نگات میکنه میترسه فرار کنی.
    داوود مرده.وقتی میری اصلا حواست به چیزی که میخوری نیست.
    در ضمن من شنیدم 1 دنگ به نام امام زمانه

  40. eli

    ۲۵ دی ۸۹ at ۶:۲۵ ب.ظ

    اين نظر شخصي منه ولي بايد بگم بدترين پيتزايي بود كه خوردم همه موادش درجه 3 هستش و ارزان

  41. علي

    ۴ دی ۸۹ at ۱۲:۰۹ ق.ظ

    آقا دمت گرم
    من خودم تو علاءالدين كار ميكردم البته قبل از اينكه مغازه آقا داود آتيش بگيره .
    واقعا پيتزاش حرف نداره مخصوصا لذت خوردن اون كالباس هاش
    راستي يه سوال
    ميگن 3 دنگ اونجا به اسم امام زمانه درسته؟ يا نه

  42. طلا

    ۲۷ مرداد ۸۹ at ۳:۵۸ ب.ظ

    من و همسرم دیشب رفتیم داود الن چون ماه رمضان است تا 2 شب باز است.ما پیتزا قارچ خوردیم.اتفاقا جاریم هم برده بودیم واون از اونجا چون مدرن نبود خوشش نیومد و کم خورد وآقا داود دید و گفت بخور دیگه ومن گفتم افطار زیاد خورده وسیره ولی آقا داود نوشته خالی نبند را که رو دیوارش هست را بهش نشون داد و ما هم کلی خندیدیم.آقا داود مثل همیشه ما را سر حال آورد.راستی چند شب قبل هم افطار رفتیم پیشش کلی من وهمسرم دلمون براش تنگ شده بود.آقا داود خرما و زولبیا هم گذاشته بود و موقع خداحافظی به ما یکی یه 10 تومانی از اون کاغذی ها بهمون داد.ایشا ا… که سلامت باشه.

  43. فائزه

    ۲۰ مرداد ۸۹ at ۹:۵۵ ب.ظ

    با سلام و خسته نباشید
    بنده دانشجو رشته it هستم و این ترم 3 واحد تجزیه تحلیل دارم وموضوع پروزه بنده (تجزیه تحلیل سیستم فست فود هست) و اطلاعات در وبلاگ شما خیلی خیلی به من کمک کرد چون من در به در دنبال اطلاعاتی راجع به اولین فست فودها یا اولین ارائه دهنده های غذاهای سریع برای پروزه ام می گشتم که در وبلاگ شما پیدا کردم. یک دنیا ممنون و دست گلتون درد نکنه

  44. عليرضا

    ۲۲ فروردین ۸۹ at ۲:۰۸ ب.ظ

    خيلي جالبه
    يك دفعه من با خانمم رفتم
    وقتي دو تاسفارش دادم آقا داود گفت چند نفريد گفتم دونفر
    گفت يكي بس است براتون
    خلاصه كالباسي را كه داد بود خورديم
    ديگه همون يك پيتزا را هم نتونستيم بخوريم نصفش موند وقتي رفتم ظرفش را پس بدم همون باقيمانده را هم با كلي كالباس پيچيده تو فويل و بعد روزنامه گفت شب بگذاريد رو چراغ داغ بشه بخوريد.
    خلاصه پيتزاش تاپ نيست ولي خود آقا داود و نوستالوژي مغازه اش معركه است.

  45. مراد

    ۲۱ بهمن ۸۸ at ۱۲:۳۹ ب.ظ

    از نظر نوستالژی خیلی باخاله ولی واقعا کالباساش بده در حد سرطان و نون خشک

  46. سلام

    ۱۱ بهمن ۸۸ at ۱۲:۱۵ ق.ظ

    پست خاطره انگیزی بود
    من از سالگی8 (18 سال پیش.:O .چقدر زمان گذشته.باورم نشد الان) به واسطه ی کلاس زبان ی که تو ساختمون روبروی مغازه ی داوود بودم،مشتریش شدم

    خیلی خیلی از اون زمان ها خاطره دارم و این پستتون یاداوری ه اون زمان ها شد

    قدیم ها مغازه ی داوود پر بود از یادگاری ها و تزئیناتی که همشونو از سقف آویزون کرده بود
    و مغازه به تمیزی ه الان نبود

    ……………….

    خلاصه خیلی خاطره

  47. نرگس

    ۱۴ دی ۸۸ at ۱۰:۵۷ ق.ظ

    سلام من دیروز پیتزا داود بودم خیلی محیط صمیمی داشت دیروز که تصمیم گرفتیم بریم خیلی دلم میخواست خود عمو داود باشه که ببینمش اتفاقا وقتی رفتیم خودش بود خیلی از دیدنش خوشحال شدم درست همونطور که فکر میکردم بود

  48. فرناد

    ۳ دی ۸۸ at ۹:۱۶ ب.ظ

    سلام پيتزا داوود آتيش گرفت با تمام خاطراتش و در اتيش سوخت حالا اگه اونجا بريد داوود رو ميبيند با يه محيط جديد

  49. ay kash

    ۱۵ آذر ۸۸ at ۶:۳۹ ب.ظ

    سلام،من مشتری داوود بودم اون زمانی‌ که یه زنگوله داشت میزد میگفت خالی‌ نبند،اون زمانی که دوست عزیز میکرد،یکی‌ را میبردی میگفتی‌ دوست عزیزش کن ی پیزا میداد ۲ساعت بعدش صداش در میومد،من هیچ جا به جز اونجا پیزا نمیخوردم و الانم برم ایران میرم اونجا،نویسنده محترم اینو نگفت که وقتی‌ وارد کوچه میشی‌ بوی آویشن مستت میکنه!!!!البته پیزا داوود با تمام قدیمی بودنش جای آدمهای بی‌ کلاس نیست،تازه ب دوران رسیده‌ها عمران پاشون نمیرش ب اونجا!!!!

  50. ياسمين

    ۱۹ آبان ۸۸ at ۸:۱۶ ق.ظ

    سلام
    من يه زماني حدود 9 سال پيش با دوستم مي رفتم اونجا هر وقت كه با هم مي رفتيم اونجا از ته نگاه آقا داود حس مي كردم كه مي خاود يه چيزي بهم بگه شايدم من ته نگاهش متوجه چيزي مي شدم كه اوني كه با من ميومد اونجا دوستم نبود كاشي مي شد اون زنگ رو براي منم به صدا در مي آورد. بهر حال دست همتون درد نكنه منو ياد قديما انداختيد كه البته آقاداود كه خيلي محترمن ولي غذاشاهانه است براي مايي كه دنبال ثبت خاطره توي ذهنامون مي گرديم بشه دوباره مهمان مهمانوازي هاي آقا داود بشيم. متشكرم از مطلبي كه گذاشتيد.

  51. مرادي

    ۱۹ آبان ۸۸ at ۸:۰۶ ق.ظ

    منم خوردم خيلي خيلي خوشمزه و با لطف و صفا بود !!

  52. dd

    ۱۲ آبان ۸۸ at ۱:۴۷ ب.ظ

    من امروز 12/08/1388 باتفاق حمید تپول رفتم یه دل سیر تا بالای حنجره از کالباس و مخلفات اون

  53. niloofar

    ۲۳ شهریور ۸۸ at ۶:۴۷ ب.ظ

    اولين بار من با دائيم ودوستاش به پيتزا داود رفتيم.پيتزا سوسيس وقارچ خورديم .واقعاً هم خوشمزه وهم پر ملاط بود .كالباسشرو هم ديگه نگو .

  54. رضا. ف

    ۲۹ مرداد ۸۸ at ۱:۱۵ ب.ظ

    آقاي علي شهسواري
    پسر آقا داود اوني كه شما ديديد نيست كه از دست
    و دلبازيهاي باباش ناراحت باشه
    اتفاريال خيلي هم خوشحاله كه باباش مردم داره
    ايندفعه كه مسيرت به پيتزا داود افتاد حتماً سراغي از پسرش بگير تا بهت بگه
    ارادتمند شما : پسر آقا داود

  55. آرش

    ۱۵ تیر ۸۸ at ۱۱:۱۷ ق.ظ

    پیتزاهاش خوبه و یکم خمیره-حالا من یک جایه توپو معرفی می کنم که واقعا معرکه است
    پیتزا رم واقعا معرکه است.پیتزاهاش از پرپروکم خوشمزه تره.جاش خیلی کوچیکه.بیشتر ِDelivery داره.ساندویچاشم عجیب غریب و خیلی خوشمزه است.حتمآ یکبار برو ببین چطوره
    آدرسش-سعادت آباد-بلوار سرو غربی-بعد از میدان شهرداری-خیابان صدف-نبش سپیدار

  56. یه دوست

    ۱۴ تیر ۸۸ at ۳:۲۸ ب.ظ

    سلام
    منم امروز رفتم رفتم ، خیلی خوب بود
    عمو داود هم خیلی آدم باحالی بود . امروز که ما رفتیم عمو داود خودش بود خودش می گفت گوگوش و پروفسور حسابی هم از مشتریاش بودن .

  57. م ج ر

    ۲۷ خرداد ۸۸ at ۱۰:۳۲ ق.ظ

    خوووووووووووووووووووووووووووووببببببببببببببببببببببببببببههههههههههههههههه

  58. علی رضائی

    ۲۷ خرداد ۸۸ at ۱۰:۳۱ ق.ظ

    خوب بود فقط یه مقدار وقتشو بیشتر کنید

  59. سورملينا

    ۴ خرداد ۸۸ at ۶:۳۶ ب.ظ

    من امشب براي اولين بار رفتم. واقعا محيطش منو مجذوب كرد. اون كوچه،‌غروب، برخورد عمو داود كه در بدو ورود احساس كردم مي شناسمش. همسر من آدم نسبتا جديه. عمو داود باهاش چند بار شوخي كرد. طوري كه همسرم تمام مدت مي خنديد. ما يه پيتزا گرفتيم. با اين حال نصفش موند. آخه با كالباسها سير شده بوديم. در ضمن از ترس اينكه نبسته باشه، زود رفتيم. پس خيلي هم گرسنه نبوديم. مي خواستم خودشو ببينم. دلم نمي خواست از پيتزامون چيزي بمونه. ترسيدم دلخور بشه. ولي واقعا جا نداشتم. مونده بوديم چه كار كنيم، كه عمو داود گفت:‌ «بده من برات بپيچم.» بعدش برامون لاي فويل و روزنامه پيچيد و به همراه كالباس دستمون داد. ولي معلومه كه زود خسته مي شه. آخه ما ساعت 7:30 رفتيم و گفت كه ديگه تعطيله!‌ ولي با اين حال ما رو پذيرفت. ولي بعد از ما هر مشتري كه مي اومد،‌ به ما چپ چپ نگاه مي كرد كه شما مونديد كه اينها هم اومدند!!!
    اينقدر مجدوب كوچه اش شده بودم، كه دو بار سراسرش رو رفتم و برگشتم! يه فضاي غريبي بود. نمي تونم توصيف كنم…

  60. ارش

    ۲ خرداد ۸۸ at ۱۰:۱۲ ق.ظ

    ما شب 4شنبه رفتیم کلی گشتیم تا پیداش کردیم
    ولی متاسفانه بسته بود
    حتما باید یه سر برم
    یه نکته جالب کوچه ای که مغازه توشه ساختمون های داخل کوچه قرینه همدیگرند.

  61. محمد

    ۱ خرداد ۸۸ at ۷:۵۹ ق.ظ

    عمو داوود یک مرد واقعیه

  62. مهرآسا

    ۹ اردیبهشت ۸۸ at ۱۲:۵۳ ب.ظ

    سلام خیلی جالب بود واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم دلم می خواد یک با ر برم اونجا به شرطی که خود آقا داوود هم باشه .دلم می خواد ببینمش

  63. نازنین

    ۷ اردیبهشت ۸۸ at ۳:۱۳ ب.ظ

    سلام خیلی با حال بود . از اونجایی که من تهرانی نیستم ولی بدم نمی آید یه روز تهران اومدم یه سر اونجا بزنم چون تو این پیتزایی به یه نکته توجه میشه همدردی با یه مشتری گرسنه! فرقی نمیکنه که کجا باشه وچه جوری *مهم اینه که سیر شی ! ها ها ها دیگه از اون نظرا دادم.!!!!!!!!!!!

  64. ئشسخعی

    ۱۷ اسفند ۸۷ at ۶:۰۰ ب.ظ

    hamin roza miam

  65. تبسم

    ۱۳ اسفند ۸۷ at ۸:۰۳ ق.ظ

    منم هم براي اولين بار با كسي كه دوستش دارم و اون الان ازم متنفر شده رفتم به پيتزا داوود و مطمئنم هيج جايي نمي تونه برام خاطره انگيز تر از اون جا بشه. كوچه ي زيبا با خونه هاي قديمي براي من كه عاشق اماكن تاريخي و پيشينه وطنم هستم بسيا ر برايم جالب بود. شايد هميشه تو همون تاريخ برم اونجا .

  66. B

    ۹ اسفند ۸۷ at ۱۰:۳۷ ب.ظ

    momkene faghat 1 bar gozaret be oonvar biofte vali motmaen bash in etefagh enghadr nadere ke ta modat ha be yadet mimoone, hata age ye sal azash begzare vo sholooghiye zendegit oono az yadet borde bashe baz etefaghi ba ye link, ye khabar ya ye bahs tamame khaterash jelot zende mishe: koocheye ghadimiye bonbasto begiro ta akhar boro, daste rast ye maghazeye noghli, sholoogh ta delet bekhad, tamiz nist vali hame daran ba eshteha mikhorano mikhoran, ye pahlevoon ke rostamo be yadet miare poshte yakhchale por az kalbas sefaresheto migire,shagerdash ba satooraye bozorg tondo tond kalbas miborano kenar mizaran, ye negah be doro var mindazee hata roo divaram jaye khali nist, enghadr sholooghe ke aval nemifahmi chi mibini, davood pahlevoon ye pa Don Corleonast vase khodesh, behet mige ki poolo hesab kone, koja beshinin cheghadr bokhori … havato dare & engar behtar az khodet mishnasatet, ta ajob kardi pizza sefaresh midio mishini, yedafe too ye foil ye kooh kalbas barat miaran! nakahste boodi vali mikhori enghadr ke dige jayi barat nemimoone, kalbaso sos & adviash momkene mamooli bashe vali engar too in maghaze hamechi jadooyiye & taze mazze peida karde, sir shodi vali taze ghazat mirese , hamin vaghtast ke dari be mohit adat mikonio taze tak take khoorde rizaye roo divaro mibini; pool ax neveshte… davood pedarvaar beine mizaye feshorde beham rah mire vo be harkas chizi mige vali alan dige harfash o doost dari, montazeri ta bishtaro bishtar bege, shanse khoobi dashte bashi az in pedare samimi eidiam migiri & oon eskenase 10 tomaniro mesle ye khatereye abadi too kifet negah midari, doost dari khabare in kashfeto be hame bedi vali kheili zood mifahmi ke kheilia mesle to montazeran ta darmoredesjh ba kasi sohbat konan,pizza davood ye sahneye namayeshe ke hamaro be bazi davat mikone, hata yebaram ke shode bayad emtehanesh kard…

  67. lnaz

    ۱ اسفند ۸۷ at ۸:۲۶ ب.ظ

    hame chi be kenar, palangash ye tarafe dige, mashala gorbe nistan ke , palangan, manam ke mitarsam az gorbeeee, zahre maram shod pitttzaaaaa

  68. امروز که توی سرچ به اینجا رسیدم و معرفی و عکس پیتزا عمو داوود رو دیدم و اون نوشته بسیار جالب چارمیخ رو خوندم هوس کردم یه سری دوباره به عمو داوود بزنم و یک صفایی یه این شکم ِ خیره بدم ….

  69. مونا

    ۱۸ بهمن ۸۷ at ۵:۵۸ ب.ظ

    خيلي جاي باصفا و دوست داشتني بود و خود آقا داوود خيلي صميمي با مشتريهايش برخورد مي كردند.

  70. واقع گرا

    ۳۰ دی ۸۷ at ۸:۰۹ ب.ظ

    همتون دیوونه و بیکارید

  71. ندا

    ۲۱ آذر ۸۷ at ۶:۲۳ ق.ظ

    منو یاد نوجوونیم انداخت
    هر وقت عمه ام مامان بزرگمو می برد اون سمت دکتر برامون پیتزا می گرفت از عمو داوود و می آورد همیشه هم از کالباسی که به عنوان پیش غذا سرو صحبت می کرد .
    یاد اونروزا بخیر
    ممنون از مطلبت

  72. غضنفر

    ۱۳ آذر ۸۷ at ۲:۲۰ ب.ظ

    بچه اینا قدیمی شه وقتی میگفتی قاقا لی لی ما اینجا پاتقمون بود!!!!!!!!!!!

  73. حمید

    ۱۳ آذر ۸۷ at ۹:۴۹ ق.ظ

    خیلی باحاله – یادش بخیر

  74. pooya S

    ۱۹ مهر ۸۷ at ۷:۵۰ ق.ظ

    سلام ؛این آقا داوود یه تیکه کلام معروف داره که خودشو مغازشم به این معروفه….پیتزا آقا داوود مشتی باش!!!

    راستش من که تا حالا پیتزا داوود کپک نشنیده بودم!این اسما احتمالا بعد از فری کثافت مد شده..

  75. shadi

    ۱۸ مهر ۸۷ at ۱۰:۴۲ ق.ظ

    eee eyvallll :)) man az yeki az doostaye faniim shenide boodam albate linke injaram un baram send kardeee hatman emtehanesh mikoooooniim;)

  76. davar00

    ۲ مهر ۸۷ at ۸:۴۶ ق.ظ

    آقا پیتزا داوود چیه؟ یه سر برید ضلع شرقی میدون راه آهن ؛ یه پاساژ هستش ؛ ماکارانی میده 3 پرس 200 تومن ؛ واردپاساژ که میشین بوی پیاز داغش اشتهاتون رو تحریک میکنه ؛ بعد تو یه قابلمه بزرگ یه عالمه ماکارونی ریختن هی هم تفتش میدن ؛ بنظرم گوشت گربه هم میریزن توش ؛ خلاصه اگر فرصت کردین یه سر بزنین ؛ حیفه

  77. علي شهسواري

    ۲۶ شهریور ۸۷ at ۷:۴۴ ق.ظ

    سلام
    من از مصاحبت با خود آقا داوود لذت مي‌برم ولي حس مي‌كنم پسرش (كه هيكل درشتي داره و ريش مي‌ذاره) از دست و دل بازي‌هاي باباش خيلي دل خوشي نداره! نمي‌دونم حس شما چيه.

  78. NiLOo!

    ۱۵ شهریور ۸۷ at ۱۰:۳۵ ق.ظ

    vay man in pizza forooshi ro raftam!!!
    ta sherkatemoon 2min piade rahe!!!!
    man ziad miram oonja ama nemidoonestam avalin pizza forosohiye tehran boode!
    daro divaresham pore dolaro pondo lire o tamame poolhaye rayeje hata kheily hashonam az rade kharej shodan!
    man asheghe davooodam!
    avalesh laye zar varagh yek alame kalbas mizare…badesham ye pizzaye jaleb ke to hich yek az restoooranhaye irani ke hichi hala khareji ham nakhordi!!!
    kooliam sholooghe!!!
    ama vaghean poizzash khoshmazaaas!!!!!
    dame hamatoon harm!

  79. صديقه

    ۲ شهریور ۸۷ at ۱:۵۹ ب.ظ

    من چند سالي محل كارم حوالي خيابون جمهوري و چند قدمي نوفل لوشاتو بود و بارها و بارها اين آقا داوود رو ديده بودم و چندين بار مراجعه كننده بود تا كارهاشون رو انجام بدم… واقعاً آدم مودب و با مرامي بود…
    و من متأسفانه در تمام اين مدت از وجود اين پيتزا فروشي بي‌خبر بودم…
    از خودم تعجب مي‌كنم كه با وجودي كه اينقدر شكمو هستم چطور شده كه اين همه سال از اين موضوع بي خبر موندم…

    خيلي دلم مي‌خواد بازم برگردم به محل كار قبليم و اگر گذارم اونجا افتاد يه سري به اين پيتزا فروشي بزنم…

  80. مريم

    ۲۵ مرداد ۸۷ at ۸:۲۳ ق.ظ

    سلام
    خيلي زيبا و دقيق توصيف كرديد مث اولين باري كه من رفتم اونجا و براي خودم تشريح كردم ولي تا نري نميدونيه چيه و وقتي رفتي عاشقش ميشي
    من پنتري هم رفتم و رستورانهاي تميز و شيك و رستورانهاي معمولي ديگه، پنتري فقط اسم در كرده ولي هيچي نيست اما داوود يه چيز ديگه است هر وقت گشنم ميشه پيتزاش جلو چشمه، خيلي خوشمزه است با اينكه ما هم تو كوچه رو جعبه نوشابه نشستيم ولي خيلي چسبيد
    راستي يادت رفت بگي پيتزاهاشو رو يه چوب ميذاره يه تيكه چوب گرد
    يه نكته جالب ديگه اينكه داوود اندازه شكم مشتري رو هم داره
    من همراه يكي از دوستام رفتم اونجا وقتي دوتا پيتزا سفارش داديم گفت يكي بسه و واقعا هم يكي بس بود
    ممنون از گزارشتون
    اميدوارم آق داوود هر جا هست سلامت باشه

  81. دانشجو

    ۲۵ خرداد ۸۷ at ۲:۰۴ ب.ظ

    خسته شدم از دست این همه درس

  82. mohammad reza

    ۱۷ خرداد ۸۷ at ۱۱:۲۱ ب.ظ

    سلام ، آقا دستت درد نکنه موضوع جالبی بود ، میخواستم بگم که اینقدر به هم نتوپین که کی از کی دزدی کرده ! تقصیر آقا داوود هست که با همه مشتریاش یه طور رفتار میکنه . منم اگر بخوام که تعریف بکنم باید همین حرفارو بگم .

  83. مریم

    ۱۵ خرداد ۸۷ at ۶:۰۸ ب.ظ

    خیلی جای باحالیه.دوستش دارم.عمو داوود رو کم دیدم.اخیرا هم که نمیاد.ولی آدم جالبیه.

  84. آدا

    ۱ خرداد ۸۷ at ۸:۱۸ ب.ظ

    salam dooste aziz man az tarafdaraye paro pa ghorse amoo davoodo pitzahasham.besiar khoob tosif karde boodi.ama tanha eshkali ke mitoonam be karet begiram ine ke az divare zibash ke ba eskenasaye ghadimi taziin shode va oon tabloye jalebe LOTFAN KHALI NABANDID yadi nakardi.vali dar har soorat matlabe aaliyi bood.

  85. سورملینا

    ۳۱ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۰۲ ق.ظ

    اینطور که معلومه این دفعه وقتی بخواهیم بریم اینجا پیتزا بخوریم، باید بلیط موزه رو بدیم چون اونجا دیگه تبدیل به موزه شده ! با تشکر از « چهارمیخ »
    از اینجور آدمها خیلی خوشم میا که با قواعد خوب خودشون زندگی می کنند و گمنام می مونند و هیچ اصراری هم به خودنمایی ندارند. بلکه این اخلاقهاشون توسط بقیه کشف می شه ! امیدوارم همیشه پاینده باشه ! شما هم پاینده باشید و برای ما گزارش تهیه کنید !

  86. رضا

    ۳۱ اردیبهشت ۸۷ at ۳:۰۸ ق.ظ

    پدر جان، من یک کامنتی اینجا انداخته بودم ولی الان نیستش! راجع به قدرت نویسندگی شما و چطور استفاده کردن از نوشته های دیگران بود. گم شده شما ندیدیش؟(-:
    ماشا الله لوطی! این دفعه که رفتی پیش داوود ماجرا رو تعریف کن ببین بهت چی چی می گه! لوطی!

  87. چارمیخ

    ۳۰ اردیبهشت ۸۷ at ۸:۵۵ ب.ظ

    من داوود و پیتزافروشیش را از حدود سی سال قبل می‌شناسم (مگه من چند سالمه؟) اولا در مورد خود آن کوچه لولاگر که پیتزاداوود در آن قرار دارد توضیحی بدهم که تمام آن کوچه و ابنیه داخل آن بخشی از آثار تاریخی و میراث فرهنگی تهران است تمام ساختمانهای دو طرف کوچه قرینه یکدیگرند . این بار اگر مسیرتان به آن کوچه دردار(مثل گذرهای اختصاصی این کوچه در ورودی دارد) و تقریبا بن بست افتاد به ساختمانهای طرفین دقیقا نگاه کنید اگر از وسط در طول کوچه یک خط فرضی بکشید دو طرف این خط کاملا متقارن است یعنی عینا ساختمانها این طرف و آن طرف کوچه با جزییات دقیق تکرار هم هستند. معماری زیباو با شکوهی است حیف که درحال تخریب است و این میراث ارزشمند مدعی و مسئولی ندارد. بگذریم ،پیتزاداوود در انتهای کوچه یادشده است.

    در سی سال پیش تمام دیوارهای مغازه پوشیده شده بود از کارت ویزیت مشتریان داوود ،دیوارهای طرفین مملو بود از کارت ویزیت فلان پزشک و دندان پزشک و وکیل دعاوی تا کانال سازی بهمان و قصابی و طباخی و حتی تخلیه چاه ، تا اینکه حدود بیست و چند سال پیش با اعتراض شدیداللحن سازمان بهداشت و تهدید به تعطیلی مغازه، داوود مجبور شد روی دیوارها وکارت ویزیتها را به احترام مشتریان نایلون کلفت بکشد و سپس روی نایلون را سرامیک کند تا هم خواسته سازمان بهداشت تأمین شود و هم به یاران جفا نشود و در هر صورت بعد از این موضوع قرار شد برای آنکه همچنان نمادی از مشتریان در مغازه باشد یک نمونه کوچک از ابزار کار یا سمبل حرفه آنها را از سقف مغازه آویزان کنند مثلا پزشک یک گوشی آویخته بود ، متخصص کامپیوتر ،دیسکت(آن زمان هنوز سی دی چندان رایج نبود)، بنا مالهء بنایی آویزان کرده بود و تعمیرکار ،انبر دست حتی دختر خانمی که شغل مشخصی نداشت لنگه چکمه خود را از سقف آویخته بود و همه اینها به خاطر خود داوود و رفتار و منش خاصش بود.

    در مورد رفتارهای خود داوود بگویم که اولا هیچ وقت سیگارش خاموش نبود ، همیشه یک سیگار روشن داخل زیرسیگاری یا کنار فر پخت پیتزا وجود داشت که معمولا دود می شد و می رفت هوا ، به هر سیگارشاید فقط دو پک میزد ولی قبل از اینکه سیگار تمام شود با آتش آن حتما بعدی را روشن می کرد . دوما تقریبا تمام مشتریها را به اسم کوچک می شناخت و بعضا از سلامت خانواده و کسب و کار مشتری پرس وجو می کرد سوما” در حین کار و طبخ پیتزا گوشش به گفتگوی مشتریان نیز بود و چنانچه دروغی می شنید زنگ بزرگی را که بالای پیشخوان آویزان بود به صدا در می آورد و مشتریان سابقه دار متوجه می شدند یکی در حال چاخان گویی است، حالا فرض کنید پسره دوست دخترش را به پیتزا دعوت کرده و شروع کرده به اینکه من مهندسم و فلانم و …. در همین حین داوود با صدای زنگش هم به گوینده دروغ تذکر می داد و هم به شنونده هشدار، البته این موضوع را از قبل کتبا اعلام کرده بود چون بالای زنگ به خط خوش و درشت نوشته بود “خالی بندی ممنوع”.

    چهارم اینکه در آن اوایل انقلاب که اوج گروه بازی و دسته بندی و سیاسی کاری بود و برخوردهای تند افراد با یکدیگر به خاطر نظرگاههای سیاسیشان بود ، هیچکس حق نداشت با آراء سیاسیش وارد مغازه شود و اگر احیانا چنین اتفاقی می افتاد داوود به شدت اعتراض می کرد و می گفت بیرون این مغازه فدایی ومجاهدو توده ای و حزب اللهی و غیره هستید ،اینجا همه دوست و مشتری هستیم و اومدید پیتزا بخورید و واقعا هم همینطور بود حتی از دوستان شنیده بودم که در دوران درگیریهای شدید حکومت با مخالفان ، داوود اجازه نداده بود کمیته یا سپاه کسی را در مغازه دستگیر کنند.

    پنجما” این موضوع را شاید داوود خیلی راضی نباشد من بگویم ولی به هر حال چیز بدی به نظر نمی رسد . داوود صندوقچه ای روی پیشخوان گذاشته بود که وقتی مشتری صورتحسابش را می پرداخت داوود مقداری از آن را داخل صندوقچه می انداخت . چندین بار پرسیدیم آقا داوودجریان این پول چیست؟و چرا داخل صندوقچه می اندازی؟ جواب می داد که این سهم سود شریکم است . بعدها ما از جایی فهمیدیم که شریکی درکار نیست و داوود اینها را به قول خودش می اندازد در صندوق امام زمان برای کمک به مستحقان! این را واقعا هیچوقت نمی گفت.

    ششما یک قرار جالبی مشتریهای قدیمی با داوود داشتند به این ترتیب که وقتی یک نفر را برای اولین بار می بردید آنجا و او را به این ترتیب به داوود معرفی می کردید که” آقا داوود این آقای فلانی از دوستان خیلی خوب ما هست “در واقع به او خط می دادی که پیتزایش را پر از فلفل کند و بعد فرد نگون بخت پیتزای بسیار تند را می خورد و آتش می گرفت و باعث انبساط خاطر حضار می شد و خاطره ای می شد برای همه.

    به هر حال بعد از اینها هم فهرست وار عنوان کنم که در ابتدای سفارش در فویل برای مشتری مقدار زیادی کالباس و فلفل ترشی می ریخت که تا آماده شدن پیتزا بیکار نباشی بعد از اتمام تناول پیتزا حتما می پرسید سیر شدی یا نه؟ و اگر نشده بودی با همان پول یک پیتزا باز هم برایت پیتزا طبخ می کرد ،کسی آنجا حق نداشت با دیگری تعارف کند که من پول را حساب می کنم اگر چنین می شد این داوود بود که بنا به تشخیص خودش اعلام می کرد که از چه کسی پول را می پذیرد . در هر صورت مجموعه بسیار جالبی بود با فضا و وقایع دلپذیر .

    البته برای دوستانی که به دنبال غذای خوشمزه و لوکس هستند باید عرض کنم به هیچ وجه برای تناول پیتزای خوشمزه پیش داوود نروند چون آن کالباسها که ماده اصلی هستند چندان مأکول نیستند. اما دیدن و لمس آن اتمسفر چیزی است که به هیچ وجه قابل قیاس با لذت خوردن پیتزا نیست.

    نمیدانم دوستان آیا آن پیرزن سرخ پوش را که سر خیابان فرصت نزدیک میدان فردوسی می نشست و اینجا در واقع آخرین محل قرار او با معشوقش بود می شناختند یا نه ؟ او تبدیل به یکی از نمادهای شهر تهران شده بود به گونه ای که حتی د راشعار شاعران معاصر همچون سپانلو از او یاد شده است.

    نمیدانم آیا”حسن شمشیری” را که از معاریف تهران بود و چلوکبابی در بازار داشت و از عاشقان و شیفتگان مرحوم مصدق بود و وصیت کرده بود که او را در جوار شهدای سی تیر دفن کنند می شناسند یا نه ؟

    به نظر من داوود و پیتزاداوود هم از نمادهای تهران هستند و چنانچه تا امروز برای اهالی تهران معرفی نشده اند جفا به هردو شده ، هم به داوود و هم به شهروندان تهران

    علیرضا :
    واقعا” لذت بردم از این توضیح کامل و عالی .
    نکات مهمی رو ذکر کرده بودید . ممنون
    شاد باشید.

  88. كاظم

    ۳۰ اردیبهشت ۸۷ at ۸:۵۳ ب.ظ

    اون خونه هاي روبروش رو كه هنوز خراب نكردن ديدني تره

  89. منم

    ۳۰ اردیبهشت ۸۷ at ۸:۲۹ ب.ظ

    سلام
    دمت گرم
    واقعا” دهنمون رو آب انداختی
    واجب شد که حتما” یه سری به این آقا داوود بزنم و از پیتزا های خوش مزش بخورم

  90. nassim

    ۳۰ اردیبهشت ۸۷ at ۲:۲۰ ب.ظ

    pizza davod ro ostadam aghaye amine mansori be man moarefi kard va az on khaili tarif kard va ta be emroz barha barname gozashtam ke ba dostanam be onja beram vali har bar be ek bahanei baham khorde in baram gharare ba dostanam baraye tavalodam onja jam beshim omid varam in bar etefaghi nayofte vali ba in ke onja naraftam midonam jaye bahali az tarifaye ostadam az ghazash va mohitesh nabayad jaye badi bashe

  91. امین

    ۳۰ اردیبهشت ۸۷ at ۹:۱۵ ق.ظ

    min@

  92. امین

    ۳۰ اردیبهشت ۸۷ at ۹:۱۳ ق.ظ

    اگه از رضا لقمه تجربه ای داریید پست بگذارید . میخوام بدونم نظرت چیه ؟ ممنون

  93. مسعود

    ۳۰ اردیبهشت ۸۷ at ۳:۳۸ ق.ظ

    آقا واقعا جاي معركيه اين جا پاتوق من، اين آقا داوود رو هم كه مي گيد واقعا يه لوتي تمام عيار. به اونا كه اهل ماجراجويي باشنو بخوان چيزاي جديده تست كنن حتما پيشنهاد مي كنم البته سعي كنن قبل از 5 اونجا باشن چون بعد از اين ساعت ديگه فايده اي نداره چون بستس.
    ضمنا اون مسئله كه گفتي مي پرسه سير شدي واقعا راسته هميشه مي پرسه كه سير شدي؟؟؟؟

  94. مهدی

    ۲۹ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۱۲ ب.ظ

    من یه بار به پیشنهاد دوستم رفتم ، بدون دونستن چیزی از تاریخ و قدمتش. با اشتهای تمام خوردم ، یکی هم برای خانواده بردم. مسموم نشدم ولی یک روز تمام حال من و خانواده بد بود.
    از اون موقع یاد گرفتم چند تا چیز رو کلا از هم جدا کنم‌: بحث تغذیه و خوراک، تاریخ و تاریچه و قدمت‌، مرام و فردین بازی و درویش مسلکی و … ، و ترس از ننگ سوسول بودن ! تمایز این موضوعات وظیفه ی هر ذهن عاقله !!!‌؟؟؟

  95. mahdi

    ۲۸ اردیبهشت ۸۷ at ۱۰:۳۴ ق.ظ

    ای ول ای آخر سوژه بود

    دم هر دوتون گرم

  96. فاطمه

    ۲۸ اردیبهشت ۸۷ at ۹:۰۸ ق.ظ

    پیتزا داوود رو باید امتحان کنم ولی پنتری افتضاحه . باید گذاشتش توی لیست نباید رفت ها!!!

  97. nooshin29

    ۲۸ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۵۹ ق.ظ

    خیلی جالب بود. ولی من خیلی سوسولم به نظرت برم؟ (شوخی)

  98. شهنام

    ۲۸ اردیبهشت ۸۷ at ۵:۲۴ ق.ظ

    رضا جان سلام
    من به عنوان یک عکاس زمانی که کسی عکسم را استفاده کند، ناراحت نمی شوم
    ولی زمانی که امضاء من از روی عکسم حذف کنند و به دلخواه خودشان اثرم را ویرایش کنند و هیچ نامی از من نبرند آنرا دزدی تصور می کنم حالا شما تصور می کنيد میز غذا این کار را انجام داده ویا زیگزاگ
    اگر این مطلب از سایت زیگزاگ برداشته شده است عکسهای کراپ نشده و امضاء دار آن از کجا آمده است
    تصور نمیکنيد که این سایت زیگزاگ بوده است که با حذف امضاء به عمل دزدی دست زده است؟

  99. رضا

    ۲۸ اردیبهشت ۸۷ at ۲:۱۲ ق.ظ

    جز واجبات شد یه بار اینجا رو سیاحت کنیم ^_^.

  100. رضا

    ۲۸ اردیبهشت ۸۷ at ۱۲:۲۹ ق.ظ

    با اشاره (هموطن) به سایت Zigzag رفتم و البته که درست اشاره کرده!
    http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/19#

    پدر جان این کاری که شما کردی و خیلی هم حال کردی از قدرت نویسندگی خودت! دزدی است. بهتر نبود جای قاطی کردن متن آن بنده خدا فقط به نوشتن تجربه خودت اشاره میکردی؟

    علیرضا :
    پسر جان : اون مطلب خودش دزدی بوده.
    بالا توضیحشو دادم.

  101. Shirin

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۸:۰۵ ب.ظ

    سلام…

    چقدر این نوشته اینجا بهم چسبید… به همون اندازه که اولین بار پیتزا داوود رفتم…
    من و خانوادم از اونجا خاطرات خوبی داریم…یادش بخیر!!! اولین بار با برادرم رفتیم و اون با ولع میگفت اول یک فویل پر بهت کالباس میده که اگه همشو بخوری دیگه جا برای پیتزاش نداری…
    الان خیلی وقته اون روزای قشنگ تکرار نشده… دلم براش تنگ شد.
    چه جای بامزه ای بود. آقا داوود هم دوست داشتنی بود

  102. رضا هاشمی

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۶:۴۱ ب.ظ

    آقا خیلی بد سلیقه ای از این همه دیدنی که به در و دیوار اونجا چسبده هیچی نگفتی؟

    علیرضا :
    راستش خیلیاشو کنده و دیگه نیست.

  103. عسل

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۶:۳۹ ب.ظ

    سلام .اولين باره كه چيني مطالبي رو توي اين فضاي مجازي ميخوبنم خيلي قشنگ و جالب تشريح كردين ممنونم.موفق و پايدار باشيد.

    علیرضا :
    ممنون

  104. فینگیل بانو

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۳:۲۸ ب.ظ

    ميگم كاش اينم ميگفتي كه شبا زود ميبنده… ما يه بار ساعت 8.5 رسيديم بسته بود

    علیرضا :
    من خودم به این موضوع بر نخوردم ، چون اونشب ساعت 9:30 بودش که ما اونجا بودیم.

  105. mani

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۱:۲۶ ب.ظ

    آقا من میمیرم برا پیتزا عمو داود…
    خیلی وقته نرفتم پیشش … البته 1-2 با تو عید رفتم که بسته بود مغازه..
    من مشتری 6 ساله ی عمو داودم…
    الان که عکس و اینجا دیدم خیلی حال کردم…
    من از تهرانپارس به هوای پیتزا داود میرم اونورا…
    هرکی رو که بردم مشتری ثابت اونجا شده…
    جو اونجا و باحالیه خود عمو داود آدم و می گیره…

    حتماً اگه نرفتین یه سر بزنین…
    پیتزا پنتری خوابشو ببینه که بتونه مثل عمو داود تو اون کوچه و جای پرت انقدر محبوب و خاطر خواه داشته باشه….

  106. reza

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۱:۲۰ ب.ظ

    harvaght ke az estakhre majmoeye heydarnia miomadim patoghemoon onja bood.yadesh be kheir heyf ke dastam az pizaahaye khoshmazeye amoo davood kotahe
    :-(( miss u amoo davood:-d

  107. rezadelavar

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۱۲:۲۷ ب.ظ

    اولین بار که رفتم اینجا، چهار نفر بودیم. گفتیم 4 تا پیتزا فلان و فلان و فلان بده لطفا. یه نگامون کرد گفت نمی تونید بخورید. 3 تا سفارش بدین. گفتیم بابا ما دهن داریمو زیاد می خوریم. گفت نه 3 تا بگیرید. خلاصه کلی اصرار کردیم آخرش گفت اگه چهارتارو تا آخر نخورین با همین چاقوها می افتم به جونتون
    آخرش از ترس شمشیر عمو داوود تا تهشئ خوردیم وگرنه خیلی زیاد بود!

  108. سالومه شایگان

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۱۲:۱۷ ب.ظ

    داوود اصلا اسم مناسبی واسه یه “اولین نفر” نیست.

  109. مرتیکه

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۸:۱۹ ق.ظ

    من با دو تا از دوستام رفتیم یه بار. پیتزای نفر اول رو که آورد دوستم گذاشت جلوش که بخوره. ولی داوود خان گفت اینجا از این حرفا نداریم بذارین جلوتون سه تایی بخورین ! اگر هم ببینه کسی غذا نمیخوره و داره بازی میکنه بهش میتوپه و میگه رژیمی ؟ آدم باحالیه ولی الان دیگه سنش رفته بالا. قدیما حتمن بیشتر سر به سر مشتریا میذاشته. البته به خودش کسی بگه پیر شده خونش پای خودشه !

  110. بنفشه رافع

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۵۳ ق.ظ

    الان ساعت 12:22 دقیقه ظهر جمعه است و من با خواندن مطلب شما آب از لب و لوچه ام سرازیر شده! ولی اگر غذاخوری ایی برم که به نظرم بهداشتی نباشه غذا از گلوم پایین نمی ره!

  111. shahin

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۱۵ ق.ظ

    من بیتزا داوود زیاد رفتم و به دوستان بیشنهاد میکنم داوود که رفتن بیتزا مخلوط یا مخصوص سفارش ندن چون همون کالباسایی هست که خوردن فقط گرمه وبنیر داره فقط بیتزا قارچشو سفارش بدین چون فوقولادس!

  112. داریوش کبیر

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۴:۵۷ ق.ظ

    جالب بود ! امروز که گذشت جمعه دیگه با بچه های وبلاگی میریم !

  113. Ali

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۱۲:۴۶ ق.ظ

    Hey bar-o-bach
    Ey-vallah, ajab matlab-e jAlebi bood, koli khAtereh vAse man zendeh shod, in Pizza Davoodi ke migi, pAtoogh-e bacheh-hAye dAneshgAh AzAd bood, istgAh-e aziz-khAn, man ham be vAseteh yeki az hamin bacheh-hA ounjA raftam,
    shomA hame chiz ro gofti, elA chand chiz, oun zamAni ke mA miraftim, AghA Davood, ye tip-e darvishi dAsht, az saghf-e maghAzeh ham hameh chiz avizoon bood, az tasbih-i bA mohreh-hAye choobi, CD and etc.
    hamchenin oun moghe rasm bood, vaghti be AghA dAvood migofti, AghA dAvood Salam, in ye ramz bood, chon AghA dAvood vaghti noon-e pizza ro AmAdeh mikard, ye mosht felfel ghermez mirikht ba’ad souce ham roosh, man khodam in RAKAB ro khordam, vali khodAieesh vAse avalin ke raftam kheili hAl kardam, makhsosan ke in AghA Davood kheili MASHTI bood,

    khodA hefzesh koneh

    Ali from Australia

  114. عقدايي

    ۲۷ اردیبهشت ۸۷ at ۱۲:۰۲ ق.ظ

    Hey Dostan,
    Man font e farsi nadaram v babatesh mazerat mikham,
    man kheili vaghte ke herzaran Km az khone doram
    vali ma on nazikiya madrese miraftim to kheyaboone faranseh
    yadame ke az divar mardrese farar mikardim v bara nahar miraftim onja v eltemas mikardim ke zood bash davood ma bayad berim madrese 2bare
    yade dostane be kheir
    hossein alizade, attar boghi,shokofaki,behrang shahvagh
    onmoghe faghat pizza hash 250 toman bud

  115. سیاوش

    ۲۶ اردیبهشت ۸۷ at ۱۱:۰۴ ب.ظ

    خیلی ممنون از تشریح مکانی که کردی درست مثل همون 10 سال پیش هست من زمانی مشتری پروپاقرص عمو داوود بودم حیف الان نمی تونم برم پیشش اگر شما بازم رفتی سلام منو بهش برسون

    با تشکر
    سیاوش از خارجه

    علیرضا :
    چشم حتما” میگم دوستان روی سایت چقدر یادش کردند.

  116. شیخ الشیوخ

    ۲۶ اردیبهشت ۸۷ at ۱۰:۲۷ ب.ظ

    اولین کاری که در سفر به پایتخت انجام خواهیم داد زیارت آق داوود خواهد بود :!:

  117. Anonymous

    ۲۶ اردیبهشت ۸۷ at ۹:۵۷ ب.ظ

    agha khoobe bedooni bacheha be in pitza forooshi migoftan pitza forooshi davood kapak. :-). man avali bar keh raftam fekr kardam varede taviz roghani shodam. in male 10 15 sal pishe albate va yeh 10 sali hast keh naraftam.

  118. هموطن

    ۲۶ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۲۹ ب.ظ

    عزیز جان به این کار شما می گویند سرقت:
    http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/19#

    علیرضا :
    سلام.
    ممنون که این پست و تا آخر نخوندید.
    چون من هم توی پست گفتم هم آخر پست منابع و گفتم.
    البته این سایتی که شما معرفی کردید خودش عکساشو و مطلبشو سرفت کرده!!!! و حتی منبع هم نگفته.!!!

  119. مهران

    ۲۶ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۲۵ ق.ظ

    من با گنجه ای یه 6 ماهی هر روز صبح می رفتیم یه جا کله پاچه می خوردیم دیگه فامیل شده بودیم طرف با ما درددل می کرد خیلی جالب بود

  120. مهران

    ۲۶ اردیبهشت ۸۷ at ۷:۲۳ ق.ظ

    به به این پیتزای مطبوع است نخ سوزن که در کثیفی لذت و مزه ای هست که در تمیز پنتری نبوده و نیست اگر چه پنتری همچینم تمیز نیست و فقط اداشو در میارن

  121. سورملینا

    ۲۶ اردیبهشت ۸۷ at ۶:۵۲ ق.ظ

    سلام. دیگه شما دارید تو این کار خیلی خبره می شید ها ! اینقدر قشنگ مکان و تشریح می کنید که آدم می تونه تمام زوایای اونجا رو تو ذهنش مجسم کنه. از بین مطالبی که نوشتید، به این نتیجه رسیدم که اینها آدمهای مهمون نوازی هستند. وگرنه از آدم نمی پرسند سیر شدی یا نه. درسته پول می گیرند. ولی این جمله به دل می شینه ! بعضی از آدمها وقتی مهمون براشون میاد فقط می خوان رفع تکلیف کنند و یه چیزی بذارند جلو دست مهمون. گیرم چیز خوبی باشه. ولی مهمون به روی باز صاحبخونه می ره خونه اش. حتماً باید برم. ممنون از مطلبتون.

    علیرضا :
    ممنون از این همه تعریف.
    با شما موافقم ، آدم بخاطر روی بازه که یه جای می ره . اینجا هم همین طوره .
    غذاش یه غذای معمولیه معمولیه .

Leave a Reply