پیاز داغ مجلسی
۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ نوشته سورملینا
دور میز غذا راجع به هر چیزی صحبت میشه از جمله غذا . برای اینکه توی این بلاگ مطلب اضافه کنید می تونید هم کامنت بذارید یا به ایمیل mizeghaza@gmail.com میل بزنید.
۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ نوشته سورملینا
۲۱ اسفند ماه ۱۳۹۱ نوشته سعیده
۶ اسفند ماه ۱۳۹۱ نوشته علی گنجه ای
من در مورد آناناس دو تا اشتباه میکردم.
یکی این که به خاطر ظاهر خشنش فکر میکردم پوستش باید یه چیزی باشه در حد پوست نارگیل.

دیگه این که اگه یادتون باشه دهه هفتاد یه سری کمپوت آناناس تایلندی وارد شد توی قوطیهای قرمز رنگ … مثل همه کمپوتها مزه شکر میداد. سر خاطرهی اون کمپوتها فکر میکردم کسی که آناناس نخورده چیزی از دست نداده.
تازگی اما فهمیدم که اولا پوست کندش همچین کار شاقی هم نیست و ثانیا یه مزهی ترش و شیرین بینظیری داره که هیچ میوهی دیگهای نداره.
برای پوست کندنش اول اون برگهای بالا رو با دست جدا کنید.

بعد سرش رو با چاقو جدا کنید

بعد تهش رو.

اگه از بالا به مقطع آناناس نگاه کنید یه دایره اون وسط میبینید که رنگش یه کمی روشنتر از بقیهی جاهاشه. اون قسمت خوردنی نیست و باید جدا شه.

تا اینجا رو همه با هم توافق دارن. از اینجا آناناسخورها دو دسته میشن. یه عده (که من هم جزوشونم) اول قاچ میکنن بعد پوست میکنن. اینجوری نتیجه یه چیزی میشه شبیه خربزه و طالبی قاچ شده که سر سفره میاریم. یه عده هم اول پوست دورش رو میگیرن بعد دستشون بازه برای شکل دادن به بریدن آناناس به شکلهای مختلف برای تزئین و اینا.

حواستون باشه پوست آناناس ناهمواره و مخصوصا اگه نازک میگیرید، یه جاهاییش توی گوشت میمونه که باید با نوک چاقو در بیارید.
۲ اسفند ماه ۱۳۹۱ نوشته سورملینا
۸ بهمن ماه ۱۳۹۱ نوشته سعیده
پیشنهاد میکنم این کوکو رو یکبار تجربه کنید خیلی خیلی خوشمزه میشود . من برای هر کی پختم حتی یکذره اش هم در ظرف نماند. پخت غذا خیلی راحت است.
مواد لازم برای شش نفر
لوبیا سبز : نیم کیلو
هویج : ۵ عدد متوسط
گوشت چرخ کرده : ۲۰۰ گرم
زرشک : ۴ قاشق غذاخوری
تخم مرغ : ۶ عدد
سیب زمینی سرخ کرده نگینی : سه عدد متوسط
پیاز : یک عدد متوسط
رب : دو قاشق غذاخوری
خلال بادام و خلال پسته جهت تزئین (به دلخواه)
نمک و فلفل به میزان لازم
طرز تهیه
لوبیا سبز و هویج را هر کدام در ظرف جداگانه ریخته و میپزیم چون زمان پخت هر کدام متفاوت است. پیاز را سرخ کرده گوشت را به آن میافزائیم و تفت میدهیم دو قاشق رب را به گوشت اضافه کرده و کمی سرخ میکنیم. لوبیا، هویج پخته شده، گوشت تفت داده شده و سیب زمینی نگینی سرخ شده را با هم مخلوط میکنیم و بقیه مواد زرشک ، تخم مرغ و نمک و فلفل را به آن اضافه میکنیم و هم میزنیم . مواد کوکو آماده است
روغن را در ماهیتابه مورد نظر داغ میکنیم و مواد را داخل آن میریزیم. یک طرف کوکو که سرخ شد طرف دیگر را میگردانیم تا کمی خودش را بگیرد اما سرخ نشود و بعد از روی گاز برمیداریم در ظرف میچینیم و با خلال بادام و پسته تزئینش میکنیم البته اگر در دسترس بود
نوش جان.
۸ شهریور ماه ۱۳۹۱ نوشته سورملینا
سعیده عزیزم! واقعا نمیدونم چه جوری بنویسم و چی بنویسم. هیچ کلمه ای نمیتونه عمق اندوه ما رو از پرواز ابدی مامان عزیزت به آغوش ابدی خدای مهربون بیان کنه. مامان هنرمندی که نه تنها تو یه عالمه دستور غذایی ازش یاد گرفتی، بلکه ماها هم خیلی از غذاها رو از ایشون آموختیم. این فرشته بود که منو با سوپ آشتی داد و حالا من واسه خودم هزار مدل سوپ بلدم بپزم.
خاطره آش های سر ماه که درست میکرد و واسه همه مون می فرستاد اداره … ترشی ها و شورهای خیلی خوشمزه ای که من یکی نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم و تا نفس داشتم میخوردم. هزار دعای خیری که پشت سر همه مون می فرستاد و امواج مثبت و آرامشی که همه مون در دیدار با ایشون نصیبمون میشد. وقتی مهمونش بودیم، دل از اون خونه نمی کندیم از بس تو فضاش عشق بود. به همه فکر می کرد و کار همه رو آسون. واژه ها روی کاغذ میان و میرن ولی حق مطلب ادا نمیشه. جای خالی با هیچی پر نمیشه و همه ماها لحظه به لحظه به شونه های شما فکر می کنیم و بزرگی این مصیبت و به یاد میاریم عظمت خدایی رو که از این مصیبت بزرگتره و شونه هاتو به بزرگی شونه های خدا حواله میدیم. خداوند ایشون و همه مادرهای بزرگوار رو با لطف و عنایت خودش محشور کنه و به همه تون صبر بده.
قربانت ـ بچه های سایت میز غذا
نزدیکی های تابستون که میشه مسافرت های ایرانی ها شروع میشه . جوونا شاید دوست داشته باشن برن استانبول.
تمام مرکز خریدهای شهر استانبول طبقه آخرش Food Court داره که بهتون پیشنهاد میکنم حتماً حتماً این رستوران رو امتحان کنید که شعبه اصلیش تو خیابان استقلال است. البته در بعضی از مراکز یا سطح شهر Fast Food هم به این اسم هست اما پیشنهاد میکنم حتما سری به رستورانش بزنید چون غذاهاش متنوع تر است. و همینطور قیمت هاش هم خوب و مناسب.
اینجا محوطه داخل رستوران بود.
رزومۀ این رستوران است که به صورت استانبولی نوشته شده . هر کی استانبولی بلده میتونه بخونه.

این غذایی بود که من سفارش دادم اسمش این بود : Special chicken Doner kebab
وای معرکه بود . خیلی خیلی خیلی خوشمزه بود قیمتش هم اگه اشتباه نکنم نزدیک ۱۳ هزار تومن شد.

این غذاها رو هم دوستام سفارش دادن.
Chicken Doner قیمتش ۱۱ هزار تومن بود.
این یه نوع کوفته بود که اسمش یادم نیست . مبلغ هم فکر کنم نزدیک ۱۳ هزار تومن بود.

حتما رفتین استانبول این رستوران برین و لذت ببرین از غذاهای خوشمزه اش. بهتر از این فست فودهایی است که اسم در کرده تو کل دنیا و اصلا هم خوشمزه نیستن.
موفق باشین.
۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ نوشته علی گنجه ای
نهمین جشنواره غذای خیریه رعد اواخر اردیبهشت با حضور و مشارکت جمعی از شهروندان نیکوکار در محل این مجتمع برگزار خواهد شد
به گزارش روابط عمومی مجتمع رعد در این مراسم که از تاریخ ۲۷ تا ۲۹ اردیبهشت برگزار می شود، گروههای داوطلب، شهروندان نیکوکار، تعدادی از شرکتهای تولید کننده صنایع غذایی، منتخبی از رستورانهای موفق شهر شرکت می کنند و لذیذترین نوشیدنیها و خوراکیهای خود را برای پذیرایی از بازدیدکنندگان تهیه و تقدیم میکنند.
این جشنواره مراسمی کاملاً خانوادگیست که در یک فضای صمیمانه رضایت خاطر اغلب گروههای سنی و اعضای خانواده را جلب خواهد کرد.
بر اساس این گزارش عزیزانی که علاقهمند هستند با اجاره غرفه در برگزاری این جشنواره نیکوکارانه مشارکت نمایند، دعوت می شود ضمن تماس با شماره تلفن ۷و ۸۸۳۷۱۰۹۶ برای کسب اطلاع بیشتر از شرایط این جشنواره، در محل مجتمع رعد مراجعه و نسبت به انعقاد قرارداد واگذاری غرفه اقدام نمایند.
شایان ذکر است این جشنواره:
از ساعت ۱۷
روز چهارشنبه
۲۷ اردیبهشت فعالیت خود را آغاز
و ساعت ۲۳ روز جمعه ۲۹ اردیبهشت ادامه خواهد یافت.
این کافی شاپ رو آنا، یکی از دوستان میزغذا معرفی کرده. خود آنا دفعه اولش بوده که کافی شاپ رو امتحان میکرده و با خرید کوپن تخفیف یکی از سایتهای تخفیف گروهی با اینجا آشنا شده.
پاسداران- بوستان دوم (اخوان)- گیلان- بعد از فرخی یزدی- پلاک ۲۶
تو خیابون گیلان که داری میری، بعد از فرخی یزدی، دقیقا نرسیده به ایستگاه اتوبوس، یه کافی شاپ کوچولو و نقلی میبینی با یه دکور جینگول و شاد، پر از عروسکهای انگری برد و ماگهای جور واجور که اصلا شبیه کافی شاپهای تاریک روشنفکرانه و کلاسیک نیست و برای کسی که از دود و دم کافی شاپهای تاریک فراریه، گزینه خوبی به نظر می رسه. وقتی می گم نقلی، یعنی واقعا نقلی ها!! صندوق و محل آماده سازی خوراکیها و صندلیهای مخصوص مشتریها همه کنار هم تو یه فضای کوچیک چیده شده، به طوریکه وقتی با دوستت حین خوردن خوراکی ها داری حرف می زنی و درد دل می کنی، آقایی که مسئول درست کردن خوراکیها هستش هم به جمع دوستانتون اضافه می شه و با کنجکاوی و دقت کامل به حرفها و درد دلاتون گوش می ده و با ارتباط چشمی، تا لحظه آخر تو مکالمه همراهیتون می کنه!
کافی شاپ در هر لحظه، فقط امکان پذیرایی از دو گروه مشتری رو داره، برای هر گروه دو تا مبل راحتی سراسری روبروی هم قرار داده شده همراه با دو تا میز کوچیک ناراحتی (!). میزاش ازون میزای کوچولویی هست که تو خونمون وقتی مهمون میاد از زیر یه میز بزرگ میاریمش بیرون که روش چایی و میوه مهمون رو بذاریم و البته ارتفاعش به اندازه مبل راحتیه. یعنی مثلا وقتی می خوای کیک بخوری، یا باید ۳۰ درجه دولا شی یا باید ریسک کنی و کیک آویزون به چنگالو از بشقاب تا دهانت بدون زیردستی پرواز بدی یا اینکه کلا کلاس ملاسو بی خیال شی و بشقابو بذاری روی پات.
منتظر نشین تا کسی براتون منو با جلد چرمی بیاره و سفارشتونو بپرسه. برین پای صندوق سفارشتونو بدین.گفتم که، کافی شاپ کلاسیک نیست.
ما فقط کیک شکلاتی، کیک تیرامیسو، شیک کارامل و فراپه چینو رو امتحان کردیم. کیک شکلاتیش خوب بود، بخصوص که برخلاف برخی از کیک شکلاتیها خیلی شیرین نبود. یه چیزی بود بین تلخ و شیرین. اما کیک تیرامیسو معمولی بود (دوستم که کمی ازش خورد گفت خوشمزه س ولی فکر کنم این طوری گفت که من ناراحت نشم از انتخابم و تو ذوقم نخوره چون من وقتی می خوردم، مزه خاصی حس نمی کردم !!) شیک کاراملو که دیدم، کلی ذوق کردم از اینکه روش کلی خامه داره ولی وقتی داشتم خوردم، دیدم خامه نیست. دوستم می گفت این چیه و من می خواستم توصیفش کنم و دیدم بهترین توصیف اینه: نمی دونم، مثل پنیر له شده یا کیک پوک مخلوط با شیره. البته با بلایی که طی ساعات آتی سر دستگاه گوارشم اومد، حدس می زنم که خامه دلمه شده بوده! شیک کاراملش یا یخ هم جزو مواد اولیه اش بود یا اینکه بستنیش چند ماه تو فریزر مونده و یخ زده بود، چون من تیکه های یخ رو زیر دندونم خرد می کردم ( و البته چون یخ دوست دارم، لذت می بردم) وقتی شیک به نیمه رسید و درصد یخ (یا بستنی)ش کم شد، مزش هی شیرین و شیرین تر شد تا جایی که دیگه نتونستم ادامه بدم. خواستم به آقای مسئول بگم کمی پودر قهوه بده بریزم داخلش که از شیرینیش کم بشه و بتونم نصفه باقی مونده رو بخورم، اما یادم اومد اینجا "کافی" شاپه و مجانی به کسی پودر قهوه که یکی از مواد اصلی کارشون هست نمی دن.
یادم اومد تو کیفم ازین کافی میسکها دارم. دوستم اعتقاد داشت چون کافی میکس شکر داره، کمکی نمی کنه. اما در کمال تعجب، کافی میکس با اون مقدار نه چندان کم شکرش، غلظت شکرش کمتر از اون شیک بود و مشابه قانون انتشار گازها از جای پرفشار به کم فشار، تونست اندکی از شیرینی شیک رو جذب کنه تا بتونم چند جرعه دیگه هم بنوشم (هر چند بازم نتونستم تا آخر ادامه بدم از شدت شیرینی) از فراپه چینو زیاد خبر ندارم، چون دوستم اهل رودربایستی هست و می گفت خوب بود، ولی اونم فراپه رو تا نصف بیشتر نخورد و به نظرم این نمی تونه نشون دهنده خوشمزه بودن فراپه باشه!!ا
وقتی دیدیم کاممون بیش از این تاب شیرین شدن نداره و در ضمن، چشمها و گوشهای آقای مسئول درست کردن خوراکی ها هم از بس تو جمع دوستانه ما شریک بوده خسته شده، تصمیم گرفتیم دیگه بریم. موقع ترک کافی شاپ، محترمانه از مسئول اونجا تشکر کردم و گفتم: ولی شیک کاراملتون لا اقل به ذائقه من زیاد از حد شیرین اومد و شاید بهتر باشه کمی کم شیرینترش کنین. اون آقای مسئول هم با جوابش کام منو آخر کاری شیرین تر هم کرد: احتمالا شما تا حالا شیک کارامل نخوردین. ما توش کارامل سیراپ میریزیم که اون شیرینه و شیک کارامل کلا همین طوری درست می شه و باید شیرین باشه!!!
حالا شما هم اگه می خواین کامتون خییییلیییی شیرین بشه، یه سر به این کافی شاپ بزنین، فقط حواستون باشه شیرینیش زیر دلتون نزنه (و در ضمن، تا ۱۲ ساعت بعدشم خونه بمونید که بتونید برای مشکلات گوارشی احتمالیتون، فکری بکنید!!)ا
با تشکر،
آنا
۱۳ اسفند ماه ۱۳۹۰ نوشته سورملینا
نمی دونم حکمت اینکه اسم بیشتر کبابی ها و حلیمی ها گلپایگانی و اسم اکثر سوپرها دریانیه، چیه؟! امروز می خوام یکی از این گلپایگانی ها رو بهتون معرفی کنم که واقعا کبابش عالیه. یعنی حداقلش اینه که وقتی کباب رو خوردید، بعد از دو سه ساعت دل درد نمی گیرید و از کرده پشیمون نمیشید!
اول آدرسش رو بگم که به درد این روزهای نزدیک عید می خوره. خیابون لبافی نژاد بین دوازده فروردین و فخر رازی. یعنی می شه اولین خیابون موازی با جمهوری. این روزها اگه واسه خرید رفتید جمهوری، می تونید ناهار خودتونو اینجا مهمون کنید.
یه مغازه ساده و کوچیک که شاید به زحمت چهار پنج نفر بتونند بشینند و غذا بخورند. شیوه اینجا اینجوریه که از ساعت دوازده شروع می کنند به فیش فروختن. شاید باور نکنید که تا سیصد چهارصد تا هم در هر وعده می فروشند! اینطوری بگم که چند بار که ما از اینجا فیش گرفتیم، حداقل رفتیم و یک ساعت بعد برگشتیم. یعنی ترجیح با اینه که شما غذا رو بگیرید و جای دیگه میل کنید. همونطوری که توی عکس هم مشاهده می کنید، خودشون گوشت ها رو تازه تازه می گیرند و چرخ می کنند. در صمن از این دستگاه های گوشت سیخ کن دارند! (یعنی خود دستگاه کبابها رو سیخ می کنه و احتیاجی به دست نیست.)

یه نکته جالب دیگه هم اینکه دوغ خودشون رو می فروشند که یه دوغ خوشمزه با یه کم گازه. من فکر می کنم گاز دوغها طبیعی باشه. (اگه یادتون باشه، توی پست ماست و دوغ خانگی، یه پیشنهاد این بود که می شه چند تا نخود توی ظرف دربسته دوغ بندازیم و چند روز بذاریم بمونه تا گاز طبیعی پیدا کنه!) حالا دیگه نمی دونم اینها دوغهاشونو چه جوری گازدار می کنند. دوغ گازدار… دوغ گازدار…
راستی اینم بگم که کباب بدون برنجه. در ضمن حلیم هم دارند. که خیلی خوشمزه است. اینم عکس یه پرس کباب و جوجه که دو تاشو با هم واسه مون گذاشته. قیمتهاش خیلی خوبه. یه پرس کباب کباب یا جوجه اش ۴۵۰۰٫ که به نسبت خیلی جاها که همین پول و چه بسا بیشتر می دیم و دل درد میگیریم، واقعا می ارزه. قیمت دوغش هم یک لیتر و نیم، هزار و پانصد تومنه.

نوش جان؛ گوارای وجود!