نهمین جشنواره غذای خیریه رعد اواخر اردیبهشت با حضور و مشارکت جمعی از شهروندان نیکوکار در محل این مجتمع برگزار خواهد شد

به گزارش روابط عمومی مجتمع رعد در این مراسم که از تاریخ ۲۷ تا ۲۹ اردیبهشت برگزار می شود، گروه‌های داوطلب، شهروندان نیکوکار، تعدادی از شرکت‌های تولید کننده صنایع غذایی، منتخبی از رستوران‌های موفق شهر شرکت می کنند و لذیذترین نوشیدنی‌ها و خوراکی‌های خود را برای پذیرایی از بازدیدکنندگان تهیه و تقدیم می‌کنند.

این جشنواره مراسمی کاملاً خانوادگی‌ست که در یک فضای صمیمانه رضایت خاطر اغلب گروه‌های سنی و اعضای خانواده را جلب خواهد کرد.

بر اساس این گزارش عزیزانی که علاقه‌مند هستند با اجاره غرفه در برگزاری این جشنواره نیکوکارانه مشارکت نمایند، دعوت می شود ضمن تماس با شماره تلفن ۷و ۸۸۳۷۱۰۹۶ برای کسب اطلاع بیشتر از شرایط این جشنواره، در محل مجتمع رعد مراجعه و نسبت به انعقاد قرارداد واگذاری غرفه اقدام نمایند.

شایان ذکر است این جشنواره:

از ساعت ۱۷

روز چهارشنبه

۲۷ اردیبهشت فعالیت خود را آغاز

و ساعت ۲۳ روز جمعه ۲۹ اردیبهشت ادامه خواهد یافت.

کافی شاپ فروتی بار

این کافی شاپ رو آنا، یکی از دوستان میزغذا معرفی کرده. خود آنا دفعه اولش بوده که کافی شاپ رو امتحان میکرده و با خرید کوپن تخفیف یکی از سایتهای تخفیف گروهی با اینجا آشنا شده.

پاسداران- بوستان دوم (اخوان)- گیلان- بعد از فرخی یزدی- پلاک ۲۶

تو خیابون گیلان که داری میری، بعد از فرخی یزدی، دقیقا نرسیده به ایستگاه اتوبوس، یه کافی شاپ کوچولو و نقلی میبینی با یه دکور جینگول و شاد، پر از عروسکهای انگری برد و ماگهای جور واجور که اصلا شبیه کافی شاپهای تاریک روشنفکرانه و کلاسیک نیست و برای کسی که از دود و دم کافی شاپهای تاریک فراریه، گزینه خوبی به نظر می رسه. وقتی می گم نقلی، یعنی واقعا نقلی ها!! صندوق و محل آماده سازی خوراکیها و صندلیهای مخصوص مشتریها همه کنار هم تو یه فضای کوچیک چیده شده، به طوریکه وقتی با دوستت حین خوردن  خوراکی ها داری حرف می زنی و درد دل می کنی، آقایی که مسئول درست کردن خوراکیها هستش هم به جمع دوستانتون اضافه می شه و با کنجکاوی و دقت کامل به حرفها و درد دلاتون گوش می ده و با ارتباط چشمی، تا لحظه آخر تو مکالمه همراهیتون می کنه!

کافی شاپ در هر لحظه، فقط امکان پذیرایی از دو گروه مشتری رو داره، برای هر گروه دو تا مبل راحتی سراسری روبروی هم قرار داده شده همراه با دو تا میز کوچیک ناراحتی (!). میزاش ازون میزای کوچولویی هست که تو خونمون وقتی مهمون میاد از زیر یه میز بزرگ میاریمش بیرون که روش چایی و میوه مهمون رو بذاریم و البته ارتفاعش به اندازه مبل راحتیه. یعنی مثلا وقتی می خوای کیک بخوری، یا باید ۳۰ درجه دولا شی یا باید ریسک کنی و کیک آویزون به چنگالو از بشقاب تا دهانت بدون زیردستی پرواز بدی یا اینکه کلا کلاس ملاسو بی خیال شی و بشقابو بذاری روی پات.

منتظر نشین تا کسی براتون منو با جلد چرمی بیاره و سفارشتونو بپرسه. برین پای صندوق سفارشتونو بدین.گفتم که، کافی شاپ کلاسیک نیست.

ما فقط کیک شکلاتی، کیک تیرامیسو، شیک کارامل و فراپه چینو رو امتحان کردیم. کیک شکلاتیش خوب بود، بخصوص که برخلاف برخی از کیک شکلاتیها خیلی شیرین نبود. یه چیزی بود بین تلخ و شیرین. اما کیک تیرامیسو معمولی بود (دوستم که کمی ازش خورد گفت خوشمزه س ولی فکر کنم این طوری گفت که من ناراحت نشم از انتخابم و تو ذوقم نخوره چون من وقتی می خوردم، مزه خاصی حس نمی کردم !!) شیک کاراملو که دیدم، کلی ذوق کردم از اینکه روش کلی خامه داره ولی وقتی داشتم خوردم، دیدم خامه نیست. دوستم می گفت این چیه و من می خواستم توصیفش کنم و دیدم بهترین توصیف اینه: نمی دونم، مثل پنیر له شده یا کیک پوک مخلوط با شیره. البته با بلایی که طی ساعات آتی سر دستگاه گوارشم  اومد، حدس می زنم که خامه دلمه شده بوده! شیک کاراملش یا یخ هم جزو مواد اولیه اش بود یا اینکه بستنیش چند ماه تو فریزر مونده و یخ زده بود، چون من تیکه های یخ رو زیر دندونم خرد می کردم  ( و البته چون یخ دوست دارم، لذت می بردم) وقتی شیک به نیمه رسید و درصد یخ (یا بستنی)ش کم شد، مزش هی شیرین و شیرین تر شد تا جایی که دیگه نتونستم ادامه بدم. خواستم به آقای مسئول بگم کمی پودر قهوه بده بریزم داخلش که از شیرینیش کم بشه و بتونم نصفه باقی مونده رو بخورم، اما یادم اومد اینجا "کافی" شاپه و مجانی به کسی پودر قهوه که یکی از مواد اصلی کارشون هست نمی دن.

یادم اومد تو کیفم ازین کافی میسکها دارم. دوستم اعتقاد داشت چون کافی میکس شکر داره، کمکی نمی کنه. اما در کمال تعجب، کافی میکس با اون مقدار نه چندان کم شکرش، غلظت شکرش کمتر از اون شیک بود و مشابه قانون انتشار گازها از جای پرفشار به کم فشار، تونست اندکی از شیرینی شیک رو جذب کنه تا بتونم چند جرعه دیگه هم بنوشم  (هر چند بازم نتونستم تا آخر ادامه بدم از شدت شیرینی) از فراپه چینو زیاد خبر ندارم، چون دوستم اهل رودربایستی هست و می گفت خوب بود، ولی اونم فراپه رو تا نصف بیشتر نخورد و به نظرم این نمی تونه نشون دهنده خوشمزه بودن فراپه باشه!!ا

وقتی دیدیم کاممون بیش از این تاب شیرین شدن نداره و در ضمن، چشمها و گوشهای آقای مسئول درست کردن خوراکی ها هم از بس تو جمع دوستانه ما شریک بوده خسته شده، تصمیم گرفتیم دیگه بریم.  موقع ترک کافی شاپ، محترمانه از مسئول اونجا تشکر کردم و گفتم: ولی شیک کاراملتون لا اقل به ذائقه من زیاد از حد شیرین اومد و شاید بهتر باشه کمی کم شیرینترش کنین. اون آقای مسئول هم با جوابش کام منو آخر کاری شیرین تر هم کرد: احتمالا شما تا حالا شیک کارامل نخوردین. ما توش کارامل سیراپ میریزیم که اون شیرینه و شیک کارامل کلا همین طوری درست می شه و باید شیرین باشه!!!

حالا شما هم اگه می خواین  کامتون خییییلیییی شیرین بشه، یه سر به این کافی شاپ بزنین، فقط حواستون باشه شیرینیش زیر دلتون نزنه (و در ضمن، تا ۱۲ ساعت بعدشم خونه بمونید که بتونید برای مشکلات گوارشی احتمالیتون، فکری بکنید!!)ا

با تشکر،

آنا

کبابی حاج فضل الله گلپایگانی

نمی دونم حکمت اینکه اسم بیشتر کبابی ها و حلیمی ها گلپایگانی و اسم اکثر سوپرها دریانیه، چیه؟! امروز می خوام یکی از این گلپایگانی ها رو بهتون معرفی کنم که واقعا کبابش عالیه. یعنی حداقلش اینه که وقتی کباب رو خوردید، بعد از دو سه ساعت دل درد نمی گیرید و از کرده پشیمون نمیشید!
اول آدرسش رو بگم که به درد این روزهای نزدیک عید می خوره. خیابون لبافی نژاد بین دوازده فروردین و فخر رازی. یعنی می شه اولین خیابون موازی با جمهوری. این روزها اگه واسه خرید رفتید جمهوری، می تونید ناهار خودتونو اینجا مهمون کنید.
 image1
یه مغازه ساده و کوچیک که شاید به زحمت چهار پنج نفر بتونند بشینند و غذا بخورند. شیوه اینجا اینجوریه که از ساعت دوازده شروع می کنند به فیش فروختن. شاید باور نکنید که تا سیصد چهارصد تا هم در هر وعده می فروشند! اینطوری بگم که چند بار که ما از اینجا فیش گرفتیم، حداقل رفتیم و یک ساعت بعد برگشتیم. یعنی ترجیح با اینه که شما غذا رو بگیرید و جای دیگه میل کنید. همونطوری که توی عکس هم مشاهده می کنید، خودشون گوشت ها رو تازه تازه می گیرند و چرخ می کنند. در صمن از این دستگاه های گوشت سیخ کن دارند! (یعنی خود دستگاه کبابها رو سیخ می کنه و احتیاجی به دست نیست.)
 image2

یه نکته جالب دیگه هم اینکه دوغ خودشون رو می فروشند که یه دوغ خوشمزه با یه کم گازه. من فکر می کنم گاز دوغها طبیعی باشه. (اگه یادتون باشه، توی پست ماست و دوغ خانگی، یه پیشنهاد این بود که می شه چند تا نخود توی ظرف دربسته دوغ بندازیم و چند روز بذاریم بمونه تا گاز طبیعی پیدا کنه!) حالا دیگه نمی دونم اینها دوغهاشونو چه جوری گازدار می کنند. دوغ گازدار… دوغ گازدار…
 image3
راستی اینم بگم که کباب بدون برنجه. در ضمن حلیم هم دارند. که خیلی خوشمزه است. اینم عکس یه پرس کباب و جوجه که دو تاشو با هم واسه مون گذاشته. قیمتهاش خیلی خوبه. یه پرس کباب کباب یا جوجه اش ۴۵۰۰٫ که به نسبت خیلی جاها که همین پول و چه بسا بیشتر می دیم و دل درد میگیریم، واقعا می ارزه. قیمت دوغش هم یک لیتر و نیم، هزار و پانصد تومنه.
 image4

نوش جان؛ گوارای وجود!

کوکوی نودل

پنج شنبه ساعت ۳ خسته از سرکار رسیدم خونه. به مامانم گفتم میخام بخوابم صدای تلویزیون رو کم کن . مامانم گفت الان برنامه آشپزی بهونه رو داره که مال سامان گلریز هستش. برو تو اتاق درم ببند صدا نمیاد. اینقدر خسته بودم که حال رفتن تو اتاق رو نداشتم برای همین روی کاناپه دراز کشیدم و بقیه ماجرا رو در پائین صفحه بخونید.
مواد لازم جهت کوکوی نودل برای سه نفر:
مواد لازمی که گفته شد دقیقا اندازه موادی نبود که سامان گلریز گفته بود اما من برای سه نفر اینقدر مواد استفاده کردم.
نودالیت دو بسته
قارچ ۶ عدد
مرغ یک  تکه ران یا یک تکه سینه
پنیز پیتزا ۴ ورقه (یا رنده شده اندازه ۴ قاشق سوپخوری)
سبزی گشنیز و جعفری سه قاشق غذاخوری خرد شده
پیازچه خرد شده دو قاشق غذاخوری
تخم مرغ سه عدد
زردچوبه یک قاشق چایخوری
فلفل یک قاشق چایخوری
نمک مقداری

طرز تهیه:
مرغ رو پختم بعد داخل خرد کن ریختم تا خرد بشه. اگر شما دوست داشتین میتونین ریش ریش کنین اما چون کوکو است ریزتر باشه فکر کنم بهتره. از اونجائی که ما توی غذا قارچ رو ببینیم نمیخوریم اونم ریختم تو خرد کن تا ریز بشه. شما فقط دو یا سه قاچ کنید کافیه.
به اندازه یک قاشق روغن  در ماهی تابه ریختم و گذاشتم روی شعله. قارچ و مرغ را تفت خیلی کمی دادم و سبزی ها و پیازچه را به مرغ اضافه کردم. یکی از بسته های نودالیت رو باز کردم و یکی از اون ادویه هایی که توش بود را داخل مواد ریختم بعد از اینکه خوب مخلوط شد شعله را خاموش کردم. روغن زیاد نریزید چون قرار است این مواد دوباره سرخ شوند چربی غذا خیلی زیاد میشه.
 کوکوی نودل

قابلمه را آب ریختم بعد از اینکه آب جوش اومد نودالیت را بهش اضافه کردم تا مدت دو الی سه دقیقه بجوشد.
 کوکوی نودل
جوش اومد آبکش کردم. گذاشتم کنار تا خنک بشه.
 کوکوی نودل
بعد از اینکه خنک شد ریختم در یک ظرف دیگه تخم مرغ و فلفل و نمک و زردچوبه رو بهش اضافه کردم و خوب هم زدم . مواظب باشین به نودل داغ تخم مرغ اضافه نکنید چون تخم مرغ توش میپزه.
 کوکوی نودل
روغن را توی ماهیتابه میریزید میگذارید خوب داغ بشه بعد نودل رو که با تخم مرغ مخلوطش کرده بودیم داخل ماهی تابه میریزیم
 کوکوی نودل
مرغ و قارچ را روی نودل میریزیم
 کوکوی نودل
مرحله بعدی پنیر پیتزا. فکر کنم پنیر رنده شده بهتره چون من نداشتم ورقه ای ریختم.

کوکوی نودل

کمی زیرش رو زیاد کردم تا تخم مرغ ببندد بعد از چند ثانیه کمش کردم و درش را بستم تا خوب سرخ شود.
نزدیک ده الی پانزده دقیقه بعد آماده شد.
 کوکوی نودل
بهتون میگم چرا اینطوری شد. بعد از اینکه سرخ شد در قابلمه را بردارید به چهار قسمت مساوی تقسیم کنید و هر دو قسمت را به روی هم برگردانید و سرو کنید.
حالا یه مسئله ای که من بعد از پخت غذا بهش برخورد کردم این بود که میتونستم مقداری از نودل را نگه دارم و بعد از اینکه مرغ را ریختم روی مرغ بریزیم و هر دو روی کوکو رو سرخ کنم.
با تشکر از آقای گلریز با این غذای خوشمزه اشون.
راستی با سس هم میتونید سروش کنین.
 کوکوی نودل
شاد باشین.

آش دندونی

این آش رو زمانی می پزند که بچه اولین دندونش رو درمیاره. معمولا بعد از شش ماهگی. حالا دخترها و پسرها با هم متفاوتند. دخترها خیلی سریعتر از پسرها دندون درمیارند، می شینند، راه می روند و …. پسر من هفت ماهگی اولین دندونش جیک زد. یه سری رسم و رسومات هست که به جا آوردنش خالی از لطف نیست. یکی از اونها اینه که آش می پزند و به فک و فامیل یا در و همسایه می دن. ( که البته این روزها ارتباط با فک و فامیل به حداقل رسیده وای به حال در و همسایه!) اونها هم یه کادویی به بچه می دن. بریم سراغ آش، تا بعدش یه چیزهای جالبی هم براتون بگم:
مواد لازم:
حبوبات: به میزان متناسب (به جز لپه)
این حبوبات شامل عدس، ماش، لوبیاسفید، لوبیا چیتی و نخود می شه. ( هر کدوم رو هم نداشتید نریزید. وحی منزل که نیست!)
قلم یا آب گوشت یا عصاره قلم
کشک، نعناع داغ، پیاز داغ واسه تزئین و داخل آش
طرز تهیه:
اول کار حبوبات و گندم رو جدا جدا خیس کنید. مثلا از شب قبل این کار رو بکنید تا آشی که فردا می پزید جا بیفته. این آش معمولا با حبوبات (بجز لپه) به علاوه گندم درست می شه. حالا شما این وسط واسه مزه دار شدنش، می تونید هرچی خواستید بهش اضافه کنید. مثلا تو دستور اولیه اش، آب گوشت داره. من خودم عصاره قلم (لینک به قلم گوساله) ریختم.
ابتدا خود گندم رو خیس می کنیم. بعضی ها (مثلا اینجا) معتقدند گندم رو خیس کنیم و روی حرارت بذاریم. قبل از به جوش اومدن، زیر حرارت رو خاموش کنیم. دم کنی بندازیم و بذاریم چند ساعت بمونه تا دو برابر بشه. ولی می تونید فقط خیسش کنید. دیگه بستگی به حوصله و زمان شما داره. بعد واسه اینکه آش مزه دار بشه، بهتره حبوبات رو از قبل خیس کنید. در ابتدا پیاز داغ درست می کنیم و حبوبات خیس خورده و گندم رو اضافه می کنیم و می ذاریم حسابی بپزه.

راز جا افتادن همه آشها، پختن حبوباتشونه. تا حبوبات نپزند، هرچی هم به آش اضافه کنیم، فایده نداره. این آش سبزی نداره و می تونید عدس رو نیم ساعت آخر اضافه کنید چون زودتر از بقیه حبوبات می پزه. آب گوشت و یا اگه عصاره قلم دارید رو هم همین یک ساعت آخر بریزید. اگر هم که قلم دارید که باید بذارید جداگانه بپزه. البته می تونید قلم رو با حبوبات بپزید. دیگه خود دانید. ولی معمولا پخت قلم یه کم طولانیه. خلاصه که پیازداغ رو هم با زردچوبه مخلوط می کنیم و مقداری اش رو به آش اضافه می کنیم و بقیه رو هم می ذاریم واسه تزئین.

image1

این تصویر اولیه بدون تزئینه. شما می تونید اونو با کشک به صورت دندون (با ریشه) تزئین کنید یا بنا به سلیقه خودنون هر جوری که خواستید. وقتی بچه جلوی دست و پای آدم باشه، همین عکس انداختن هم خودش کلی هنره (!)
یه چیز جالب راجع به این آش بگم:
می گن: اگه در حین خوردن این آش، سنگ بره زیر دندون هر کسی، درد دندون بچه مربوطه، به اون شخص منتقل می شه و بچه در جریان درآوردن دندان، درد کمتری متحمل می شه !!!!!!!!!!! اینم از اون حرفهاست. به نظر من کسی که این حرف رو درآورده، حبوبات رو خوب پاک نکرده و سنگ رفته زیر دندون یه بیچاره. بعد واسه اینکه ضایع نشه، مجبور شده این داستان رو دربیاره. البته بگذریم که هر کسی هر نگرشی داشته باشه، واسش اتفاق می افته. و اگر کسی به این حرف باور داشته باشه، حتما واسش پیش میاد. این آش رو مادر همسرم واسه پسرم پخته و زیر دندون کسی هم سنگ نرفت. بیچاره پسرم خودش به تنهایی همه درد دندون رو متحمل شد !!!!!!!!!!!!
نکته ۱: راستش اگه مادر خونه داری هستید و شاغل نیستید، به نظر من بهتره که این آش رو خوب تزئین کنید و یا حتی می تونید یه عنوان گیفت، عکس بچه تون رو هم به همراه آش به دوستاتون بدید. امان از این مادرهای شاغل که همه کارهاشون هول هولکیه!
نکته ۲: این قضیه آش در خونه مردم بردن هم حکایتی شده. اصلا به نظر من آش نذری فلسفه اش دور هم جمع شدن بوده. نه اینکه یه نفر تو خیابون نارمک آش بپزه بعد مجبور بشه با این وضع عزیز بنزین (!) واسه یه نفر تو پونک آش ببره! یه زمانی به یه جایی می رسیم که پول یه کاسه آش رو واسه فامیل، کارت به کارت می کنیم. اونم از طریق اینترنت بانک!

نوش جان ؛ گوارای وجود !

رستوران سنتی نخلستان

شیراز که رفتیم بهمون سفارش کردن یه سری به یه رستوران جنوبی بزنیم. سفارششون رو گوش دادیم رفتیم به یه رستوران که مال بوشهری ها بود.
 رستوران سنتی نخلستان شیراز
بارون خیلی خیلی سنگینی میومد، هنگام ورود به حیاط رستوران با یک محیط فوق العاده قشنگ روبرو شدیم و آرزو کردیم کاش بارون نمی اومد اما دریغ…
 رستوران سنتی نخلستان شیراز
 
 رستوران سنتی نخلستان شیراز
 رستوران سنتی نخلستان شیراز
  رستوران سنتی نخلستان شیراز
فکر کنم اصلا نیازی به توصیف فضای بیرونی رستوران نیست و شما خودتون از عکسها میتونین حدس بزنین که چه جای قشنگی رفتیم.
مجبور شدیم در اون بارون شدید به داخل رستوران بریم.

رستوران سنتی نخلستان شیراز

رستوران سنتی نخلستان شیراز

 

منوی غذا رو که آوردن قیمت ها خوب بود ولی کلا استفاده از سالاد بار اونجا اجباری بود. یعنی هر غذایی که میخاستی سفارش بدی سالاد بار هم باید میخوردی.
سالاد بارش رو یادم رفت عکس بندازم اما یه کشتی بود که روی کشتی کلی ترشیجات و شیرینیجات مخصوص جنوبی ها با سالادهای فصل مختلف رو گذاشته بودن. خوب بود.
من میخاستم ماهی شکم پر بخورم مخصوص خود جنوب ، سفارش دادم بعد از دو سه دقیقه بهم خبر دادن که ندارن گفتم ته چین بیارین.

رستوران سنتی نخلستان شیراز 
روی غذاهاش بلا استثنا سلفون کشیده شده بود. ته چینش بد نبود اما ته چین مامان خودم خوشمزه تر بود. ولی خدایی تزئینشون حرف نداشت آدم لذت میبرد.
غذاهایی که دوستان سفارش دادند هم :
سبزی پلو با ماهی شیر که فوق العاده خوشمزه بود. بهمون گفتن سبزی پلوش کوکو هم داره ، اگر دقت کنین کوکوش همونقدری بود که در عکس میدیدین اما واقعا معرکه بود .

 رستوران سنتی نخلستان شیراز
دو تا از بچه ها دیزی سفارش دادن اما دیزی به نظرم فقط باید تو تهران بخوری . دیزیش تعریف نداشت بوی خیلی بدی میداد که نمیشد زیاد تحملش کرد. اینا رو برای این میگم که اگه رفتین نخلستان بدونین چی سفارش بدین.
 رستوران سنتی نخلستان شیراز
اینم جوجه سرآشپز. خوشمزه بود.
 رستوران سنتی نخلستان شیراز

اوقات خوشی رو براتون آرزو میکنم.
آدرسش هست: شیراز، بلوار صنایع، روبروی صنایع الکترونیک، بعد از خیابان فرمانداری. تلفن هم ۶۲۳۱۶۲۹-۰۷۱۱

شاد باشین.

رستوران هفت خوان

بعد از مدتها سلام!

تابلوی رستوران هفت خوان

برای چندمین بار رفته بودم به شهری که اگه جور بشه میرم اونجا زندگی میکنم، شیراز.

عید نزدیکه و خیلی ها قصد مسافرت به شیراز رو دارن و این خیلی ها نمیدونن کجا باید برن یه غذای خوب و با کیفیت بخورن.

باورم نمیشد وقتی ماشین رو در یک پارکینگ در یک روز بارانی پارک کردیم و بهم گفتن این رستوران هفت خوان در شیراز است اینقدر از بیرون خوشگل بود که وسوسه شدیم که  داخل رستوران رو زودتر ببینیم.

رستوران هفت خوان شیراز

رسیدیم دم آسانسور یه خانم خیلی شیکی ما را به داخل آسانسور راهنمائی کرد.

این رستوران تشکیل شده از هفت طبقه با غذاهای متفاوت در هر طبقه. هر طبقه مخصوص یک نوع آشپزی خاص بود.

یه طبقه بوفه و غذای فست فود، غذای کلاسیک، غذای سنتی، غذای باربکیو، …

اول تصمیم گرفتم بریم طبقه دوم به رستوران کلاسیک، اما نظرمون تغییر کرد و طبقه رو عوض کردیم و به رستوران سنتی رفتیم اما متاسفانه ساخته نشده بود و برگشتیم همون غذای همیشگی کباب و جوجه کباب و استیک.

از در آسانسور وارد فضای رستوران کلاسیک شدیم. قشنگ بود.

رستوران هفت خوان شیراز

راستی سالن VIP هم داشت.

IMG_1661

غذا رو سفارش دادیم. قیمت با رستورانهای لوکس تهران کمی متفاوت بود یعنی قیمتها خیلی بهتر بود. اینقدر گشنمه بودیم که نمیدونستیم چی بخوریم سیر میشیم. همراهی که ما رو به اون رستوران برده بود سفارش کرد که سوپ اگر خواستین بگیرین به تعداد نگیرین اما ما گفتیم مگه میشه گفت سوپهای اینجا فرق میکنه و واقعاً فرق داشت جای یک وعده غذایی بود.

سوپ در نان 

سوپ قارچ سرو در نان قیمت ۴۷۰۰ تومان

سوپ قارچ در نان

بهتر از این نمیشد خوشمزه ترین سوپ قارچی بود که در رستورانها خورده بودم.

سالاد سرآشپز که با سوپها سرو شد.

سالاد شیرازی

غذاهایمان را بعد از ۲۰ دقیقه از سرو سوپ ها به سر میز آوردن.

لازانیا قیمت ۹۵۰۰ تومان

IMG_1653

عجب خوشمزه بود فقط اون سس اش خیلی تند بود.

استیک مرغ با سس قارچ قیمت ۱۵ هزار تومان

استیک مرغ با سس قارچ

کباب مخصوص سرآشپز قیمت ۲۰۵۰۰ تومان

قشنگ از تو عکس معلومه این همراهمون قبل از عکس گرفتن یکی از کبابها رو خورده، ببخشید شرمنده که جاش خالیه.

کباب لقمه مخصوص با برنج قیمت ۱۳۵۰۰ تومن

پیشنهاد میکنم اگه شیراز رفتین یه سر به این رستوران بزنین.

این رستوران نزدیک دروازه قرآن ، خیابون پشتی اون هتلی قرار داره که هنوز نیمه کاره است .

اگه رفتین حتما نظراتتون را اینجا بگذارین.

جای پارک زیاد داره. سیستم کارت خوان داره که همون سر میز میتونین پرداخت کنین. تو این رستوران با خیالت راحت پشت میزت نشستی غذا میخوری و هر وقت خواستی گارسون را صدا میکنی این شکلی نیست که بالا سر میزت مدام قدم بزنن. رستوران اینقدر بزرگه که عذاب وجدان نداری غذاتو زود بخوری و بلند شی تا نوبت بقیه بشه.

شاد باشین.

حریره بادام

همونطوری که می دونیم، بعد از شش ماهگی به غیر از شیر مادر، باید سراغ غذاهای دیگه ای برای نی نی باشیم. چون دیگه شیر مادر به تنهایی همه نیازهای نی نی رو تامین نمی کنه. یکی از این موارد، حریره بادامه.

اولش بگم که درست کردن حریره بادام، به دو صورته. یعنی شاید هزار تا روش باشه ولی من دو تا رو بلدم! یکی روش خانم رویا منتظمی خدابیامرز یکی هم روش مامانم! هر دو روش هم تا یک جاهایی با هم مشترکند:

مواد لازم:

بادام

آرد برنج

شکر (کمی)

شیر (در روش خودم)

طرز تهیه:

اول با یک دانه بادام شروع می کنیم. بعد تقریبا هر یه هفته یکبار یا هر ده روز یکبار، یک دانه بادام اضافه می کنیم. من خودم مثلا شب یک دونه بادام رو توی یه کاسه کوچک آب داغ خیس می کنم. فردا صبحش بادام رو با این رنده های کوچک رنده می کنم:

clip_image002

روش خانم منتظمی اینجوریه که بادامهای رنده شده رو توی یه تنظیف می پیچیم و اون تنظیف رو می ذاریم توی ظرف و روش آب می ریزیم و می ذاریم بجوشه. اینقدر که حسابی عصاره بادام دربیاد. بعد تنظیف رو در میاریم و بعدش بهش یه کم شکر و مقداری آرد برنج اضافه می کنیم و مثل فرنی درستش می کنیم.

ولی روش مامان من اینجوریه که:

بادامها رو که توی ظرف رنده کردیم، روش آب می ریزیم و می ذاریم بپزه. مثلا بین بیست تا سی دقیقه. که حسابی عصاره بادام بیرون بیاد. توی این فاصله آرد برنج رو با آب سرد مخلوط می کنیم تا یه کم لعاب بده. بعد از این بیست سی دقیقه، مخلوط آب و آرد برنج رو به بادامهای روی حرارت اضافه می کنیم و کمی هم شکر می ریزیم و حدود نود تا صد و بیست سی سی شیر هم اضافه می کنیم و حدود یک ربع می ذاریم همه با هم بپزند. بعدش ظرف رو از روی حرارت برمی داریم و محتویاتش رو از چای صاف کن، رد می کنیم:

clip_image004

بعدش عصاره اش رو می ذاریم خنک بشه، اونوقت می دیم نی نی جون نوش جونش کنه. معمولا در حریره بادام، شیر نمی ریزند. من می ریزم! تا قوت بیشتری برای نی نی داشته باشه.

clip_image006

این عکس همون قاشق حرارتیه که قبلا گفتم. همونطوری که می بینید، چون حریره داغ بود، رنگ سر قاشق، سفید شده.

راستی، شنیده ام حریره بادام به صورت پودر در داروخونه ها فروخته می شه و دیگه احتیاج نیست خودمون توی خونه تهیه کنیم. ولی خواهش می کنم خودتون درست کنید! مطمئن باشید استفاده از بادام تازه خیلی بیشتر خاصیت داره. ممکنه تهیه اش به نظر سخت بیاد، ولی عادت می کنید. اونجوریام که می گن درست کردنش سخت نیست. باید واسه نی نی وقت گذاشت دیگه!

نی نی هایی که به شیر گاو حساسیت دارند:

بعضی از نی نی ها به شیر گاو حساسیت دارند. مثلا نی نی من. می دیدم وقتی بهش فرنی یا حریره بادام میدم، بعد از چند ساعت، اینقدر گریه می کرد که از چشماش اشک می ریخت! خلاصه کاشف به عمل اومد که به شیر گاو حساسیت داره. به خاطر اینکه من سر کار می رم، شیری که براش می دوشم، کفاف شکم آقا رو نمی ده و در کنار غذاهای کمکی، باید شیر خشک کمکی هم استفاده کنه. (ماشالا بچه دهن داره!) دکتر هم شیر خشک بیومیل ۲ رو براش نوشت که خیلی هم خوشمزه نباشه که یه وقت به طور کلی از شیر مادر زده نشه. وقتی دیدم به شیر گاو حساسیت داره، توی حریره بادام و فرنی اش، شیر خشک می ریزم. یعنی اول شیر خشک درست می کنم یا وقتی که از شیر خشکش زیاد می مونه، باهاش حریره بادام یا فرنی درست می کنم. البته نی نی من به سرلاک هم حساسیت داشت. اونو فعلا قطع کرده ام و جایگزینی براش پیدا نکرده ام. دکترش می گفت بعضی بچه ها نمی تونند سرلاک رو خوب هضم کنند. می شه از برند غنچه یا پوره استفاده کرد که البته من هرچی هم گشتم، اونها رو پیدا نکردم!

این بود انشای من در مورد حریره بادام و تجربیات آن!

نوش جون نی نی ها ؛ گوارای وجودشون!

یک نوع کیک ایتالیایی

چند وقت پیش منزل یکی از دوستان بودم، دیدم این کیک رو درست کرده. گویا منبع اولیه اش هم کانال می شف بوده. ما که خوردیم، خوشمزه بود. با تشکر از مریم عزیز که زحمت پخت این کیک رو کشیده اند:

مواد لازم:

آرد: ۱پیمانه

تخم مرغ: ۵ عدد

شکر: ۱ پیمانه

روغن زیتون: سه چهارم پیمانه

آب انگور شیرین: سه چهارم پیمانه

دارچین: کمی

پوست لیمو شیرازی: یک عدد

وانیل: کمی

بکین پودر: کم

نمک: کمی

شهد توت سیاه و ترافل : برای تزئین

طرز تهیه:

اول مثل همیشه فر رو می ذاریم گرم بشه. بعد توی یه ظرف، زرده و سفیده رو از هم جدا می کنیم. اول میریم سراغ زرده.

نکته ۱: هر وقت قرار باشه زرده و سفیده رو جدا بزنیم، اول زرده رو می زنیم. چون پف سفیده زود می خوابه. پس می ذاریمش واسه آخر.

اول زرده رو با شکر می زنیم. حسابی که به خورد هم رفتند، روغن زیتون رو اضافه می کنیم. سپس پوست لیمو و آب انگور رو می ریزیم. آرد رو دو سه مرتبه الک می کنیم و اضافه می کنیم. حالا می ریم سراغ سفیده. توی یه ظرف دیگه، سفیده رو اینقدر می زنیم که از ظرف نریزه. سپس به ظرف اصلی مون اضافه می کنیم. سفیده رو باید در سه مرحله به مواد اضافه کرد. خیلی به آرومی که پفش نخوابه.

حالا موارد رو می ریزیم توی قالب و می ذاریم طبقه وسط فر. بین ۳۵ تا ۴۵ دقیقه می ذاریم حسابی بپزه. تا وقتی که آماده بشه، میریم سراغ درست کردن شهد توت سیاه.

یک استکان شکر می ریزیم روی توت ها و با مقدار خیلی کمی آب، می ذاریم بپزه و شهدش درست بشه. احتیاجی نیست قوام بیاد. همین که احساس کنیم درست شده، کافیه (!)

clip_image002

کیک که آماده شد، می ذاریم خنک بشه. سپس از توی قالب درش می آریم و برش می زنیم. قشنگر اینه که اول برش بزنیم و توی ظرف بچینیم، بعد روش رو با توت سیاه و ترافل تزئین کنیم.

نوش جان ؛ گوارای وجود !

clip_image004

بعد از شش ماهگی بچه، می تونیم علاوه بر شیر، کم کم بهش غذا بدیم. هرچند که تا یکسالگی غذای اصلی اش، باید شیر مادر باشه. یکی از متداول ترین غذاها توی این دوره، سوپ گوشت و سبزیجاته که خیلی خاصیت داره. فقط باید شانس بیاریم و بچه این غذا رو دوست داشته باشه. کلا وقتی غذا خوردن بچه شروع می شه، اولش با روزی دو یا سه وعده شروع می کنیم. که البته بعد از دو ماه، به روزی پنج وعده می رسه. یک وعده اش می تونه این سوپ باشه و بقیه وعده هاش هم حریره بادام یا فرنی یا سرلاک باشه. که بعدا در مورد حریره بادام یه پست مفصل داریم! نکته ای که مهمه اینه که غذاهایی که الآن شروع می کنیم، باید برنجی باشه. مثل فرنی که با آرد برنجه، یا حریره بادام که توش آرد برنج می ریزیم. یا حتی سرلاکی هم که به بچه می دیم، باید برنجی باشه. (بعدا راجع بهش می گم) حالا بریم سراغ سوپ:

مواد لازم:

ماهیچه گوسفند: یک تکه خورشتی

هویچ: پنج شش حلقه

سیب زمینی: هفت هشت مربع

برنج: یک قاشق چای خوری

جعفری: چند پره

ورمیشل (در صورت تمایل)

طرز تهیه:

اگه شما نیم کیلو ماهیچه گوسفند بگیرید، تقریبا برای یک ماهتون کافیه. با این احتساب که یک روز در میون سوپ درست کنید و نی نی دو روز اون سوپ رو بخوره. البته به نظر من اگه بشه هر روز درست کرد خیلی خوبه. تا می تونیم نباید غذای مونده به بچه بدیم. حالا تا شرایط هر کس چی باشه. این ماهیچه رو تقریبا به اندازه گوشتهای خورشتی خرد می کنیم و توی فریزر می ذاریم. اگر هم استخون داشت، مهم نیست. می تونید گوشت رو با استخون بار بذارید. عصاره استخون هم به خورد سوپ می ره.

clip_image002

وقتی خواستیم سوپ درست کنیم، همه مواد رو با هم توی ظرف می ریزیم. به اندازه نوک قاشق چایخوری هم نمک اضافه می کنیم. نباید این سوپ رو مثل سوپهای خودمو ن مزه دار کنیم. چون نی نی به مزه نمک عادت می کنه و بعدا به طرف چیپس و پفک و غذاهای شور می ره! خلاصه سوپ رو می ذاریم روی حرارت تا درست بشه.

نکته۱: در مورد ظرف غذای بچه، وقتی آدم داره سیسمونی می خره واسه بچه اش، یه سری جنس ها رو از روی ذوق می خره شاید اصلا لزومی هم نداشته باشه. مثلا ست قابلمه غذای بچه! بچه بیچاره تا همین چند وقت غذاش از ما جداست. ست قابلمه اش کجا بوده! از طرفی اونطور که من دیدم، این قابلمه ها یا لعابی هستند یا تفلون. من خودم تفلون رو برای بچه نمی پسندم. چون ممکنه لایه هاش جدا بشه. لعابی هم خیلی زود آبش تموم می شه و غذا بهش می چسبه. مخصوصا که مقداری که داریم درست می کنیم خیلی کمه. من خودم قابلمه سنگی گرفتم. البته یک نکته مهم اینه که قابلمه بچه رو روی شعله مستقیم نذاریم. چون زود آبش تموم می شه و باید توش آب بریزیم. در حالی که ما عصاره خود موارد رو می خوایم و نباید غیر از آب اولیه آب دیگه ای بهش اضافه کنیم. من قابلمه سنگی رو روی شعله پخش کن می ذارم تا واسه خودش نم نم بپزه.

clip_image004

در صورت تمایل می تونید کمی ورمیشل هم توش بریزید. خلاصه وقتی که پخت:

clip_image006

مقداری از آبش رو توی ظرف می ریزیم و به بچه می دیم. برای شروع بهتره از دو وعده در روز، هر وعده پنج قاشق شروع کنیم. می تونیم در روزهای بعدی، تعداد قاشقها رو بیشتر کنیم. ولی اگه در روز اول بچه تمایل به خوردن نشون داد، ذوق نکنید و همه سوپ رو توی حلق بچه نریزید. بذارید کم کم بخوره تا دل درد نگیره. فقط آب سوپ رو بهش بدید. بعد از یکی دو هفته می تونید گوشت رو در بیارید و بقیه مواد رو حسابی میکس کنید. البته من سبزی رو هم قبل از میکس درمیارم. بذارید هویچ و سیب زمینی و برنج حسابی با آب سوپ میکس بشه. اونوقت بدید نی نی نوش جان کنه.

نکته ۲:

وقتی شروع می کنیم به بچه غذا می دیم، میزان غلظت غذایی که می دیم (سوپ، سرلاک، فرنی یا حریره بادام) باید فقط کمی از شیر مادر غلیظ تر باشه. بعدا که میکسش می کنیم هم باید خیلی غلیظ نباشه که خدای نکرده توی گلوی بچه گیر نکنه.

clip_image008

نکته ۳:

قاشقی که در تصویر می بینید، قاشق چینیه ( از جنس چینی) یه قاشق هایی توی بازار هست که حرارتیه. جنسش پلاستیکیه و اگر حرارت غذا بیشتر از حد باشه، رنگ قاشق عوض می شه و این یک نوع هشداره که دهن نی نی خدای نکرده نسوزه! این قاشق حرارتی ها یه خوبی دیگه ای هم دارند اینه که سرش قابل انعطافه. و در این زمان که بچه قاشق رو می خواد بگیره، اگرم به سر و کله اش بکوبه، بلایی سرش نمیاد. خلاصه همه جوره باید مواظب نی نی ها باشیم.

نوش جان نی نی ها ؛ گوارای وجود همه شون!