یک نوع سس سالاد رژیمی

با تشکر از نگین عزیز به خاطر دستور این سس خوشمزه. راستش این سس رو یکی از بچه ها ( همین نگین خانم) توی ناهارخوری اداره روی کاهو ( و گاهی کاهو و گوجه و کرفس) می ریزه و می خوره. من از طعمش خوشم اومد. موادش رو ببینید، اگه مایل بودید درست کنید. به نظر من طعم خوبی به سالاد می ده. حالا حتما نباید واسه درست کردن سالاد، دو هزار تا مواد آماده کنیم. می تونیم فقط یکی دو تا مواد داشته باشیم ولی درعوض واسه سس سالاد مواد زیاد داشته باشیم.

مواد لازم:

نعناء خشک

آویشن

ریحان خشک

مغز گردوی پودر شده

سرکه یا آبلیمو یا هر دو (سرکه بالزامیک هم خیلی خوبه)

روغن زیتون

کنجد (‌در صورت تمایل)

نمک و فلفل

طرز تهیه:

همه مواد رو با هم مخلوط می کنیم. این سس تا دو سه روز هم توی یخچال می مونه. البته بهتره تازه درست کنیم و تازه بخوریم.

image

نکته: اگه از روغن زیتون توی سس استفاده می کنید، کنجد رو توی سس نریزید چون همه روغن زیتون رو به خودش جلب می کنه. کنجد رو می تونید لابلای کاهو بریزید و بعد روش سس بریزید.

نوش جان؛ گوارای وجود !

چای آلبالو

فصل آلبالوئه و این میوه خوشمزه رو هر جوری که بخوریم خوشمزه است. با نمک،کمپوت، شربت، مربا… خلاصه یه راه لذت بردن از آلبالو اینه که اونو بپزیم!

clip_image002

طرز تهیه:

آلبالو: یک مشت (!)

قوری: یک عدد (!)

آب:‌ مقداری (!)

طرز تهیه:

آب کتری که جوش اومد، یه مشت آلبالوی شسته شده رو توی قوری می ریزیم و روش آب جوش می ریزیم و می ذاریم بیست دقیقه تا نیم ساعت دم بکشه. اونوقت می خوریمش و شکر خدا می گیم!

clip_image004

توی فنجون چینی هم خوشگل می شه. ولی من برای اینکه رنگش رو نشون بدم، توی این فنجون ریختم.

اینم آلبالوهای پخته شده ته قوری که وقتی بچه بودیم به اینها هم رحم نمی کردیم و دخل اینها رو هم می آوردیم:

clip_image006

عکس زیر رو برای این می ذارم که ببینید هنوز هم به این آلبالو پخته ها رحم نمی شه:

clip_image008

البته من الآن دختر خوبی شده ام. چون تقریبا هیچوقت هسته آلبالو و گیلاس از دهنم بیرون نمی اومد و وقتم رو تلف نمی کردم که هسته ها رو دربیارم. همه رو قورت می دادم!!!

نوش جان؛ گوارای وجود!

کافه خونگی

از در اداره که بیرون اومدم، یکی از دوستان دوره دبیرستان و دانشگاهم زنگ زد که بیا همدیگر رو ببینیم. خلاصه سر تخت طاووس قرار گذاشتیم. از شما چه پنهون می خواستم زود برم خونه چون در فکر یه پست جدید (بعد از سالها!) بودم ولی قسمت این شد که می بینید.

خلاصه سر تخت طاووس قرار گذاشتیم و این دوست ما هی اصرار می کرد بیا بریم یه جا بشینیم حرف بزنیم. هر چی می گفتم همین جا توی خیابون خوبه(!) ، زیر باز نمی رفت! این دوست ما خیلی مقرراتیه. ما از همون اول بهش می گفتیم کسلر (همون افسر آلمانی در سریال ارتش سری که در کشاکش صحنه جنگ هم اتوی لباسش از بین نمی رفت.) درد سرتون ندم. از سر تخت طاووس تا خیابون فاطمی اومدیم، خبری از کافی شاپ نبود که نبود. منم دیگه کم کم داشت کمرم می گرفت. تا اینکه چشمهای تیز بین این دوست آلمانی ام (!) این تابلو رو دید:

کافه خونگی - تابلو سردر

چند پله رفتیم بالا و با یه کافی شاپ دنج و خنک روبرو شدیم. به غیر از ما فقط یه میز دیگه اشغال بود. یه دختر و پسر کم سن و روشنفکر نما که با همه نپختگی شون از جو میزشون خوشم اومد. خیلی راحت بودند. خلاصه اینکه اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد، میزهای اونجا بود. روی میزها شیشه بود و زیر شیشه ها یه عالمه کاغذ؛ اعم از نقاشی بچه ها یا یادگاری که افرادی که اومده بودند از خودشون جا گذاشته بودند:

کافه خونگی

یه کتابخونه خوشگل هم داشت که وجودش،‌ واقعا آدم رو یاد خونه می انداخت:

کافه خونگی

در مجموع جای تر و تمیز و دنجی بود و اون آقاهه هم خیلی مودب و تمیز بود. آها، در مورد منوش هم باید بگم این شکلی بود:

کافه خونگی

من دیگه از قیمتها و لیستش عکس نگرفتم. مثل بقیه کافه ها بود. از یه کارشون خوشم اومد. در کنار در ورودی یه میز گذاشته بودند که روش یه دفتر بود. البته ما وقتی که وارد شدیم،‌ متوجه نشدیم. هر کدوم از مشتری ها اگه دلشون می خواست می تونستند توی این دفتر بزرگ، یادگاری بنویسند. به نظرم ایده جالبی بود. آقایی که مسوول اینجا بود می گفت خیلی از مشتری ها وقتی میان اینجا، سراغ دست نوشته های قبلی شون می گردند و خاطرات گذشته رو یادآوری می کنند.

کافه خونگی

خلاصه اینکه ما هم جای همه تون رو خالی کردیم و از طرف همه تون یه امضا انداختیم توی این دفتر:

یادگاری سورملینا در دفتر کافه خونگی

یه بالکن با صفا هم داشت که توش صندلی چیده بودند ولی به خاطر گرمای هوا،‌ ما ترجیح دادیم نریم اونجا.

اولش که وارد شدیم، اون میزی که اشغال شده بود، داشتند سیگار می کشیدند. منم چون دود سیگار خیلی اذیتم می کنه، ترجیح دادم اون طرف بشینم. ولی مثل اینکه دوستهامون از نگاهم خوندند که سیگار نمی کشیم، در نتیجه با مهربانی زیاد بلند شدند و اومدند میز بغلی ما و حالا که یکی دیگه از دوستهاشون هم بهشون پیوسته بود، سه تایی چه دودی می کردند. لامذهبها نمی دونم چی می کشیدند که تا ته حلق ما می سوخت. ولی به حال حلق خودشون! به نظر من این دادن آزادی به مشتری نیست که اجازه بدیم سیگار بکشه. چون با این کار، آرامش دیگران رو سلب می کنیم.

خلاصه که در مجموع جای دنج و خوبی بود و پیشنهاد می شه لااقل یه بار تشریف ببرید.

آدرس: خیابون فاطمی. از میدون فاطمی که به طرف کارگر می روید،‌ شاید دویست قدم مانده به کارگر، سمت راست. البته اینجا دیگه خیابون دو طرفه می شه.

ماست خانگی

مواد لازم:

ماست خامه ای یک لیوان

شیر یک پاکت

سبزیجات معطر از هر کدام یک قاشق غذاخوری

جعفری، نعنا، گشنیز و کمی سیر

طرز تهیه:

شیر را می جوشانیم و بعد میگذارید تا خنک شود تا اندازه ای که دهان را نسوزاند ماست خامه ای را در ظرفی ریخته شیر و سبزیجات خرد شده را به آن اضافه کرده و در جای گرم قرارش میدهید و بعد از ۴ ساعت از جای گرم برداشته و حدود ۱۲ ساعت داخل یخچال بماند تا خوب بگیرد.

clip_image002

مایه ماستی که میزنین حتماً باید شیرین باشه ترش نباشه. ماستی که بریده بریده است نشان خرابی ماست نیست اون شیر است که اگه بریده بریده شد نمیتونین استفاه کنین. میتونین هر چقدر خواستین مایه ماست بریزین. ماست ترش را میتونین دوغش کنین .

رستوران گیاهی آناندا

توضیح: این متن را هم مانند معرفی رستوران گیاهی خانه هنرمندان، دوست خوبمان شبنم نوشته است.

اگه روزی گذرتان به پاسداران حوالی چهار راه پاسداران و اختیاریه افتاد و برحسب اتفاق موقع شام یا ناهار بود و دنبال یک رستوران خوب می گشتید، می تونید یک راست بروید رستوران آناندا. یک رستوران گیاهی با فضایی بسیار دلنشین.

DSC_0063

آنچه که در بدو ورود خودنمایی می کنه حیاط کوچک ولی زیباشه که پر از گل و درخته. توی حیاط هم میز و صندلی چیدن که می تونید اونجا بشینید و در حالیکه پیتزا یا قهوه تان را می خورید از دیدن طبیعت هم لذت ببرید.

DSC_0078

داخل رستوران هم فضای قشنگی داره که اونجا هم تا تونستن از طبیعت استفاده کردند. یک بخش کوچک هم به عنوان کافی شاپ جدا کردند.

DSC_0108 copy

به دلیل موقعیت اونجا، اغلب مشریانش آدمهایی اندکی خاص! هستند. ولی این دلیل نمی شه که لیست قیمت هاش فضایی باشه. همان قیمتهایی که برای رستوران های دیگه می بینید اینجا هم تکرار می شه. لیست غذاهاش هم تقریباً همان لیست غذای خانه هنرمندانه البته با کیفیت بهتر.

DSC_0099 copy

یک چیز خیلی بامزه ای که داره یک زنگوله بالای درشه که اگه از کیفیت غذا راضی بودید می تونید اون رو به صدا در بیارید و همینطور وقتی در حال پرداخت صورت حساب بودید روی میز بسته های کادویی می بینید حاوی مخلوطی از نقل و زیره و غیره که خیلی بعد از غذا مزه میده.

DSC_0123

ضمنا اگه خواستید اطلاعات بیشتری راجع به گیاهخواری به دست بیارید راه دوری نرید، انجمن گیاهخواران ایران طبقه بالای همین رستورانه. از هر کسی هم توی همین رستوران سوال کنید مطمئناً جواب هاتون رو خواهند داد.

DSC_0096

اگر هم دوست داشتید این غذاها رو توی خونه هم امتحان کنید یا اینکه دوست داشتید با سوسیس و کالباس گیاهی مهمانهاتون رو غافلگیر کنید می تونید از فروشگاه کوچکی که توی حیاطه خرید کنید.

DSC_0079

راستی اینجا هم حق سرویس اضافه می شه اما احتمالاً خیلی از دادنش دلخور نشید. یه چیز دیگه ای که باید اضافه کنم اینه که توی این رستوران خمیرهاشون رو هم خودشون درست می کنند پس اگه کمی غذاتون طول کشید ناراحت نشید.

رستوران گیاهی هنرمندان

این مطلب رو دوستمون شبنم نوشته. قراره شبنم خانوم که خودشون گیاهخوار هستن بعد از این هم برامون در مورد گیاهخواری، معرفی رستورانها و دستور غذاهای گیاهی بنویسن.

شاید خیلی ها با رستوران های گیاهی چندان سروکاری نداشته باشند، اما مطمئنا خیلی ها به واسطه خانه هنرمندان با رستوران گیاهی اونجا (که به عقیده من بهترین جاییه که می شد یه رستوران متفاوت! زد) آشنا باشند. شلوغی همیشگی اونجا هم تایید این حرفه. این رستوران داخل خانه هنرمندان در پارک ایرانشهره که دو فضای داخلی و خارجی داره (خارجیش توی تراسشه و معمولا همیشه پر از آدمه).

اگه شما سه چهار سال پیش مشتری اونجا بودید مطمئنا از کیفیت بالای غذاها و قیمت ارزانش متعجب می شدید و مشتری دائمی اونجا (مثل خود من) اما الان به دلایل واضحی که برای همه رستوران ها رخ داده و همینطور تغییر مدیریتش (که قبلا به عهده آقای امان بود) واقعا افت کرده، به طوریکه انجمن گیاهخوران ایران اون رو از لیست رستوران های مورد تاییدش حذف کرد.

و اما به هر حال برای گیاهخواران، یا کسانی که دوست دارند از سر کنجکاوی یه بار غذای گیاهی امتحان کنند و از همه مهمتر برای کسانی که گذرشان به خانه هنرمندان می افته، غنیمتیه!

اگه برای ناهار یا شام اونجا می رید، یادتون باشه که توی ساعتهای خاصی همه جور غذا داره بعد از اون فقط پیتزا و ساندویج داره و کافی شاپش رو به راهه ، یعنی ساعت ناهارش حدود ظهر شروع می شه تا حدود ۲ و از اونور هم ۷ شب تا دقیقا نمی دونم کی!

حالا فرض کنیم ساعت ۱ گرسنه و تشنه با دوستان تشریف بردید اونجا و منو رو هم می گذارن جلوتون، اگه می خواید چیز کاملا متفاوتی رو تجربه کنید توصیه می کنم چلوکباب گیاهی رو سفارش بدید که با ترکیبات پروتئین گیاهی و سویا چیزی شبیه گوشت ساختند و کبابش می کنند و به نظر من خیلی خوشمزه است. چلو خورشتهاش هم جالبه چون به جای گوشت یا از همین کباب گیاهی ها استفاده کردند و یا از مامسان (که شبیه گوشت مرغ درش آوردند) و یا پنیر مخصوص که اونها هم خوشمزه هستند. برای نوشیدنی هم توصیه می کنم نوشیدنی روز رو سفارش بدید که واقعا چیزهای بدیع و خوشمزه ای هستند مثل آب نارنگی صددرصد طبیعی یا ترکیب عرقیجات یا ترکیب سکنجبین و خیار و نعناع یا آب هندونه و خیلی چیزهای دیگه.

توی منو دو تا گزینه مجموعه ای هم می بینید که شامل چلو خورشت، سوپ، دسر، یک برش پیتزا، یک دونه کتلت پاکورا ، نان چاپاتی، سالاد، نوشیدنی روز و مخلفات دیگه است که الان به دلیل قیمت بالاش (فکر کنم حدود ۱۲-۱۳ تومن شده باشه) دیگه طرفش نمی رم. اما برای امتحان کردن یه بارکی همه چیز گیاهی بد نیست.

این رستوران پیتزا و ساندویج هم می ده که چندان فرقی با جاهای دیگه نداره فقط سوسیس و کالباس و همبرگرش گیاهی که اگه خواستید سفارش بدید سوسیسش از بقیه بهتره!

یه غذایی هم داره به اسم کالزون که سابقا هم بزرگتر و پر مخلفات بود و هم یه سس مخصوص عالی و سالاد مدیترانه ای و نوشیدنی طبیعی هم تنگش بود. اما الان کلی از همه جانب آب رفته ،سسش جای خوش رو به سس مهرام داده و سالادش هم شده سالاد فصل! البته نوشیدنی رو هنوز داره.

لازانیا و اسپاگتی هم داره که هی!! بد نیستند.

ولی اگه یه روزی به خاطر کافی شاپش به اونجا سر زدید توصیه می کنم چیزهایی مثل چای ودایی رو تجربه کنید چون میلک شیک ها و بستنی ها و گلاسه هاش حسابی تو ذوقتون می زنه. یادتون هم باشه که کیکهاش بدون تخم مرغ پخته شده.

موقع حساب کرده هم یادتون باشه اگه ۱۵% اضافه قیمت دیدید جا نخورید چون همین میزان حق سرویس (که هیچوقت نفهمدیم کدام سرویس) اضافه می کنن به حسابتون.

در انتها اگه خواستید فضای بهتر ، سرویس بهتر و کیفیت بالاتر رو تجربه کنید رستوران آناندا رو توصیه می کنم که در پست بعدی خواهم پرداخت.

چاللا

دو قرص چاللا (یا چالوت)۱، دو تا شمع و یک لیوان شراب. اونطوریکه تو تلمود گفته این حداقل تدارکاتیه که باید برای میز شام جمعه شب۲ تدارک دیده بشه. البته همونطوریکه انتظار دارید این فقط ظاهر قضیه است و کلی ملزومات دیگه هم هست که اگه کنجکاوید می تونید از اینجا ببینید. چاللا یکی از نونهائیه که همیشه واسه من ظاهر جذابی داشته و داره: یه کلاف مارپیچ، پوسته ای براق و اشتهاآور، طمعی شیرین و بافتی ترد و شکننده. اگه چاللا رو بگوگلید کلی دستور طبخ براش پیدا می کنید. من دستور طبخم رو از اینجا انتخاب کردم و طبق معمول خیلی هم وفادار نبودم.

 

مواد لازم:

  • ۴٫۵ فنجان آرد گندم سفید (نون فانتزی)
  • ۱ فنجان آب داغ
  • ۲ تا زرده تخم مرغ
  • ۱ دونه تخم مرغ (زرده و سفیده)
  • نصف فنجان شکر
  • ۴۰ گرم کره آب کرده
  • نوک قاشق زعفران سائیده
  • یک قاشق چایخوری نیمه پر نمک
  • یک قاشق چایخوری خمیرمایه خشک فوری

 

دستور پخت:

  • (۶ صبح) زعفران رو تو نصف فنجان آب جوش حل کنید، روش رو حوله بکشید و بذارید دم بکشه (حدوداً نیم ساعت)
  • (۶:۳۰) اون نصف دیگه فنجان آب جوش رو (که تا حالا حتماً خنک شده) یه قاشق شکر توش حل کنید و بعدش خمیرمایه رو اضافه کنید.
  • ۴ فنجان آرد، شکر و نمک رو با هم خوب مخلوط کنید.
  • ۲ تا تخم مرغ رو بشکنید و زرده ش رو جدا کنید، سفیده ش رو دور نریزید چون بعداً لازممون می شه. زرده ها رو با یه تخم مرغ کامل (سفیده و زرده)، آب زعفرانی و خمیرمایه پف کرده باهم مخلوط کنید.
  • مخلوط مواد خشک و تر رو به هم اضافه کنید و خوب با دست هم بزنید.
  • کره رو آب کنید و به مخلوط اضافه کنید.
  • شاید لازم باشه کمی دیگه آرد اضافه کنید. بعد حسابی ورزش بدید (ده دقیقه تا یک ربع ساعت).
  • (۷) حالا روی ظرف رو بپوشونید و بذارید یه ساعتی استراحت کنه. جاش نباید سرد باشه. دمای اتاق خوبه. pic1_2010Feb16
  • (۸) دستاتون رو آردی کنید و یکی دو دقیقه خمیر رو ورز بدید. بعدش دوباره روش رو بپوشونید و بذارید دوباره واسه خودش استراحت کنه.
  • (۹) روی یه سطح صاف کمی آرد بپاشید. بعد خمیر رو روی سطح به شکل یه مستطیل کوچیک صاف کنید. بعد با یه کارد اونرو به شش تیکه مساوی تقسیم کنید.
  • روی سطح آرد بریزید و به نوبت تکه های خمیر رو با کف دست بغلطونید تا به شکل رول دربیان. عین خمیربازی می مونه. رول نباید نصف شه و قطرش باید در امتداد طولش یکنواخت باشه. البته به خاطر خاصیت ارتجاعی خمیر کار سختیه ولی به زحمتش می ارزه. pic2_2010Feb16
  • حالا بایستی رولهائی رو که ساختیم بهم ببافیم. سه تار رول رو وردارید و از یه سر با هم یکی کنید. بعدش اونی که سمت چپ هستش رو از روی وسطی و از زیر سمت راستی رد کنید و به همین ترتیب ادامه بدید. تهش که رسیدید باز دوباره سه تا سر رو با هم یکی کنید. این عکس ممکنه کمکتون کنه. اون سه تای دیگه رو هم همینطوری بهم ببافید.
  • کف سینی فر رو آرد بپاشید و نونها رو کنار هم توی سینی بذارید. pic3_2010Feb16
  • (۹:۳۰) اون سفیده ها رو با چنگال یه کم بزنید و با دست یا قلم مو روی نونها بکشید. اگه خواستید می تونید روش کنجد هم بریزید. روش یه نایلون بکشید و بذارید سه ربع ساعت دیگه همینجوری بمونه.
  • (۱۰:۲۰) فر رو روشن کنید، دماش رو بذارید روی ۱۸۰ درجه سانتیگراد و اجازه بدید یه ۵ تا ۶ دقیقه خوب داغ شه.
  • (۱۰:۲۵) قبل از اونکه نونها رو تو فر بذارید کمی سفیده تخم مرغ دیگه روی نونها بمالید و بعدش سینی رو بذارید و در فر رو ببندید. پخت چاللا ۳۰ تا ۴۰ دقیقه طول می کشه.
  • (۱۱) فر رو خاموش کنید و شعله بالای فر رو روشن کنید. حواستون باشه یه دقیقه بیشتر طول نمی کشه. شاید لازم باشه نونها رو جابجا کنید تا همه سطحشون اون رنگ قهوه ای برشته رو بخودش بگیره.
  • شعله بالای فر رو خاموش کنید و بذارید همونجا یه ساعتی خنک شه.

pic4_2010Feb16

اون تیکه ی کنده شده رو به بزرگی خودتون ببخشید، نتونستم جلوی وسوسه خودم رو بگیرم. در کل بد نشده بود. جز اینکه زیر نونها کمی سوخته بود و ته اون دست راستی هم، همونطوریکه می بینید، از هم باز شده بود.

 

۱- Challa

2- سبت (Sabbath یا روز استراحت و عبادت یهودیا) از غروب خورشید روز جمعه شروع می شه و تا سر شب شنبه ادامه داره. می تونید از اینجا بخونید.

کوگلوف

خوب کوگلوف (Kouglof) یه جور کیک کشمشیه که مخصوص اروپای مرکزیه. اما چیزی که اونرو منحصر به فرد می­کنه مواد اولیه­ای مثل کشمش و شیر یا حتی دستور پخت نیست، بلکه قالب خاص چنبره­ای شکل با کنگره­های منحنیه که اونرو به شکل یه تاج درمی­آره. ظاهراً در آلزاس فرانسه یه افسانه هست که میگه کیک شکلش رو از کلاه (یا عمامه) چند تا از فرزانگان و حکمای شرقی (Magi) گرفته که سر راهشون تو خونه یه نونوای مهمان­نواز (حدس بزنید اسم نونواهه چی بوده: کوگل!) بیتوته می­کنن و بعدشم برای تشکر دستور پخت این کیک رو بهش یاد می­دن. متاسفانه من قالب کوگلوف رو نداشتم، از طرفی نمی­دونم چه مرضیه که همیشه موقع پخت و پز تو مقدار مواد اولیه و دستور دست می­برم. واسه همینم فکر نمی­کنم که این چیزی که می­بینید خیلی شبیه اون کوگلوفی باشه که آقایون حکما یاد کوگل دادن، اما هر چی بود، خوب بود. به هر حال اصل دستور رو می تونید از اینجا، اینجا و یا به صورت فشرده از اینجا بخونید. دیگه خودتون می­دونید.

kouglof_Ancient_Moulds

این قالبای گلی کوگلوف تو یه موزه تو آلزاس نگهداری می­شن

منبع عکس: مدخل Kouglof تو ویکیپدیای فرانسوی

مواد لازم:

  • ۶ تا ۷ فنجان آرد گندم سفید (نون فانتزی)
  • ۱ فنجان آب ولرم
  • ۲ عدد تخم مرغ
  • ۱ فنجان شیر گرم
  • ۰٫۵ تا حداکثر ۱ فنجان شکر
  • ۴۰ تا ۵۰ گرم کره آب کرده
  • ۱ تا ۲ قاشق چایخوری خمیرمایه
  • ۱ قاشق چایخوری نمک

دستور پخت:

من صبح جمعه دست به کار شدم، تقریباً از ساعت ۸ صبح و حدوداً ۳ بعد از ظهر کیک رو از تو فر درآوردم.

  • کشمش­ها رو با نصف فنجان آب گرم بذارید خیس بخوره
  • خمیرمایه، یک قاشق شکر، نصف فنجان آرد و نصف فنجان آب ولرم رو باهم مخلوط کنید، روش رو با یه کیسه فریز بپوشونید و بذارید تو دمای اتاق ۲ تا ۳ ساعت بمونه. اسم این رو می­ذاریم استارتر.
  • تو یه ظرف دهن­گشاد ۶ فنجون آرد رو با نمک و شکر مخلوط می­کنیم.
  • استارتر، بعد شیر و بعدش تخم مرغا رو به مخلوطمون اضافه می­کنیم. بایستی دائما هم بزنید. مایه به شدت چسبنده است و هم زدنش ممکنه کمی سخت باشه. من خودم با دست هم می­زدم. با دست چپم دهنه ظرف رو گرفته بودم و می چرخوندم و با دست راست مایه رو هم می­زدم.
  • خوب که همش زدید، کره و کشمش­ها رو با آب همراش اضافه کنید و بازم مخلوط کنید.
  • دوباره روش رو نایلون بکشید و بذارید یه ساعت و نیم بمونه.
  • حالا وقتشه که کیک رو به قالب نهایی منتقل کنیم. قالب رو چرب کنید بعد یه کم آرد دم دستتون بذارید، دائماً دستاتون رو آردی کنید و مایه رو تو قالب خالی کنید.
  • بازم روش رو بکشید و بذارید یه ساعت و نیم دیگه بمونه. بهتره جای قالب گرم باشه تا حسابی پف کنه.
  • فر رو روی درجه ۲۰۰ تنظیم کنید و بذارید یه سه، چهار دقیقه گرم بشه.
  • قالب رو تو فر بذارید و بعد ۵۰ دقیقه برید سراغش. من قبل از اینکه کیک رو تو فر بذارم با کمی آب روش رو خیس کردم و کمی کنجد پاشیدم.

تا کیکمون آماده می­شه یه یادی بکنم از سومین نمایشگاه بین­المللی صنعت نان که آذر امسال تو نمایشگاه بین­المللی برگزار شد. من با نمایشگاه عکسش خیلی حال کردم. غرفه­ی دزمایه هم بود که یه بسته خمیرمایه­ی فوری بهم دادن و پولشم نگرفتن. دستشون درد نکنه:

Dezmaye1_2010Jan27 Dezmaye2_2010Jan27
  • اون ۵۰ دقیقه که گذشت من شعله بالای فر رو روشن کردم تا روی کیک هم کمی طلائی بشه. بعدشم بذارید خنک شه. این قالب آلومینیومی که من استفاده کردم خیلی خوبه، کیک اصلاً نچسبید اما یه اشکال بزرگ داره و اونم اینکه خوب آب بندی نشده و از زیرش کمی روغن می­ده.
kouglof1_2010Jan27
kouglof2_2010Jan27
kouglof3_2010Jan27

منابع:

[۱] – عکس قالبا و اطلاعات تکمیلی رو از اینجا کپی کردم: http://fr.wikipedia.org/wiki/Kouglof

[2] – دستور پخت رو هم از اینجا خوندم: http://www.farine-mc.com/2009/12/kouglof-with-cherries-saffron.html

گزارش هایدا

 

نظرتون در مورد هایدا چیه؟

 

لوگوی هایدا

اگه زحمت بکشید و نظر مثبت یا منفی‌تون در مورد این فست‌فود رو بصورت کامنت برامون بنویسید خیلی خوبه. به علاوه اگر خبری، شایعه‌ای، سوالی، نکته‌ای هم در موردش هست خیلی عالی میشه اگه اینجا منعکس کنید. (اگه سریعتر دست به کار بشید که چه بهتر)

قضیه اینه که به زودی قراره یه گزارش مفصل در مورد پشت صحنه‌ی هایدا تهیه کنیم (شاید حتی به کارخونه‌ی کالباس‌شون هم سر بزنیم) و دوست داریم قبلش بدونیم شما در موردش چطور فکر می‌کنید و چی می‌دونید و چه سوالی دارید.

رستوران آن دو

سلام بچه ها! امروز میخواهیم یه رستورانی را بهتون معرفی کنیم که میشه از صبح توش نفس کشید، یعنی خورد. بساط صبحونه از ۷ صبح تا ۱۰:۳۰ صبح هر روزه به راه است. خوش بگذره.

آدرس : خیابان بهشتی، خیابان مهناز (صابونچی)، بعد از چهارراه هویزه.

البته غذا هم سرو میکنه که ما فعلاً صبحونه اش را امتحان کردیم خوب همتون هم میدونین که رستوران آن دو یکی از با نام ترین رستورانهای تهران است.

ما که اینجا خیلی لذت بردیم . چیزی کم و کسر نداشت همه چیز که باید برای صبحونه باشه (البته به غیر از کله پاچه و هلیم که جاهای مخصوص میخواد) اینجا داشت.

البته جای پارک بد گیرتون میاد.صندلی برای نشستن فقط ۲۰ تاست که به نظر من برای یک جایی که صبحونه سرو میکنن جاشون کوچکه.

به به! میز رو که نگاه میکنم باز هم دلم میخواد.

بچه هایی که به میز سرویس میدادن خیلی خوش برخورد و خوش رو بودند.

داخل این ظرفها یکی عدسی یکی لوبیا بود و اون یکی هم سوسیس سرخ کرده است. ما که نتونستیم از همه چی بخوریم.

 pic20090103_6

بچه ها این رستوران را صبح ها امتحان کنید. حتماً بهتون خوش میگذره.

راستی راجع به قیمت یادم رفت بگم: صبحانه نفری ۵۰۰۰ تومن