کافه صدف

میخوام یه کافی شاپ بهتون معرفی کنم که خودم رفتم و خیلی اونجا احساسCheap New York Giants Jerseys راحتی کردم. خب معمولا کافی شاپها باید جاهای دنج باشند و سرویس دهی شون هم خوب باشه. این کافی شاپ یه جای خوبیه. از این نظر که نزدیک میدون انقلابه ولی تو اون شلوغی نیست. به مراکز خرید و دانشگاه ها هم نزدیکه و دانشجوهای محترم میتونند یه سری هم اونجا بزنند!
Sadaf Cafe
چند ماهه افتتاح شده و من خودم شاهد بودم که برای دکورش خیلی زحمت کشیدند و واقعا حساسیت خاصی به خرج دادند.
کافه صدف
البته اینی که تو عکس بالا می بینید چیز خاصی نیست. منظورم طبقه دومشه. یعنی دکور طبقه دومش خیلی جالبه. حالا میگم براتون.
کافه صدف
این نمایی از طبقه دومشه. که البته وقتی من رفتم، طبقه دوم برای برگزاری جشن تولد رزرو شده بود. تا مراسمشون تموم بشه، پایین نشستم و یه نگاهی به منو انداختم. من معمولا کافی شاپها رو از روی قهوه های ترکشون امتیاز بندی میکنم. میدونم قهوه ترک فقط یکی از موارده. ولی خب، چون خودم قهوه خورم، اکثرا قهوه ترک سفارش میدم.
منتها این بار دیدم تو منو، دمنوش ها هم هستند. برای همین، دمنوش آلبالو سفارش دادم:

دمنوش آلبالو

فوق العاده خوشمزه بود. واقعا خوشم اومد. و یه چیزهای خشکی newyorkgiantsjerseysهم (که آلبالو خشکه هم نبود!) توی دمنوش بود. که روی بشقاب زیرش هم ریخته و تو عکس معلومه.
البته اینم بگم که یه آقایی تو بار بود و قهوه هایی که درست میکرد، واقعا حرفه ای بود و شنیدم که ایشون سابقه اش تو کار کافی شاپ زیاده و قبلا کار کرده و کلا شما خودتون متوجه میشید از چیزهایی که درست میکنه. و اونجا بود که دلم خواست قهوه ای هم بخورم ولی خب، خوردن قهوه رو دمنوش آلبالو یه جوریه!!!!!!!! و البته این طلب من که یه بار حتما برم یه قهوه ترک اونجا بخورم.
بعدش که تولد تموم شد، بچه ها بالا رو مرتب کردند و رفتم طبقه بالا. نکته جالب اینجاست که وسایلی که اینجا هست، با همه قدیمی بودنشون، کار می کنند. مثلا این دوربین عکاسی:
کافه صدف
مثلا این تلویزیون و دستگاه گرامافون و اون دستگاه تایپ و اتوی ذغالی، همه کار می کنند!!!! و البته یه صندوق قدیمی هم بود که متعلق به سال ۱۹۰۶ بود! از اون گوشه پشت صندلی ها پیداست!
کافه صدف
خلاصه که کادر مودب و کاردانی داشت. مدیریتش هم یه آقای جوون بود که خیلی هوای مشتری ها رو داشت. اگه گذرتون به اون حوالی افتاد، حتما یه سر بزنید به کافه صدف!
در ضمن، ته منو، رمز وایفای هم نوشته بودند! حالا پانشید برید اونجا همه برنامه های گوشیتون رو آپدیت کنید!!!!!!!
اینم آدرس:
میدان انقلاب. خیابان ۱۲ فروردین. بین وحیدنظری و روانمهر. پ ۲۷۰

دمنوش خانه طهران

 

راستش نمیدونم چند نفر از شما با اصطلاح «دمنوش» و «دمنوش خانه» آشنا هستید. فکر کنم تعداد کمی!

در هر حال من یه عالمه مطلب در این باره دارم که الان همه اش رو بهتون میگمCheap Jerseys free shipping !

نزدیک محل سکونت ما، حدود دو سه ماهی هست این مکان ایجاد شده. خیلی دلم میخواست حتما یه سر برم و ببینم اونجا چه خبره! تا اینکه بالاخره دیروز فرصتی دست داد و از اونجا که همسر بنده اصلا اهل این کارها نیست نیومد و خودم رفتم. ایشون عمرش رو به پای گیاهان دارویی هدر نمیده. تا نوشابه و بستنی هست،wholesale nfl jerseys from china چه کاریه آخه!!!!!!!!! والا!!!!

ولی خب، من خیلی به گیاهان دارویی و کلا گیاه ارادت دارم. جالبه بدونید که مسوول اینجا، شخص محترم و آرومیه به نام آقای شریفی. که ده ساله توی این کاره و به نظرم آرامشش مدیون همین کاره. اینقدر که با این گیاهان رابطه دوستانه ای داره. اولا ایشون خیلی حوصله به خرج داد و هزار و یک سوال منو جواب داد! یه عالمه هم اطلاعات کسب کردم و هیجان زده خواستم برای شما هم اونا رو بگم! اول اگه اجازه بدید محیط رو براتون تشریح می کنم، بعد توضیحات رو میگم.

دمنوش خانه طهران 1

فضای داخل که خیلی دلباز و آرام بخشه. درسته شیشه هاش به بیرون دید داره. ولی به نظرم آزاردهنده نیست.

دمنوش خانه طهران 2

اینجا دو طبقه است. در طبقه اول جای نشسته و طبقه بالا که از پله جدا میشه، محل فروش این گیاهان داروییه.

دمنوش خانه طهران 3

در یکی از قفسات طبقه بالا هم انواع و اقسام قوری و وارمر و دم و دستگاه مورد نیاز تهیه این گیاهان بود. که خیلی ساده و خوشگل بودند. و البته در کنار این گیاهان، کرم شترمرغ هم فروخته میشد! تفاوت این گیاهان با گیاهان توی عطاری ها در این بود که اینها تا ده بار هم شسته شده و خیلی خیلی تمییز بودند! و در قوطی های شیشه ای بسته بندی شده بودند که اگر کسی خواست بتونه بخره.

و اما جان کلام. اصلا دمنوش چیه؟؟!! و چه فرقی با جوشونده داره؟

دمنوش خانه طهران 5

اونطوری که آقای شریفی می گفت، در اینجا ۴۵ نوع گیاه به صورت دمنوش به مشتری ها عرضه میشه. همونطور که در عکس بالا هم می بینید، یه قوری کوچیک روی یه وارمره. آقای شریفی توضیح داد که مشتریان بر اساس منو، گیاه مورد نظر خود رو انتخاب می کنند. بعد ایشون آب جوش می ریزند روی اون گیاه توی این قوری کوچیکه و می ذارنش روی وارمر. فرق دم نوش با جوشونده هم همینه. در مقدار و زمانی که برای طبخ هر کدوم صرف میشه. در دمنوش، یک قاشق چایخوری از گیاه استفاده میشه و زمانش هم نهایت تا شش دقیقه. یعنی آب جوش که روی این مقدار گیاه ریختیم، می ذاریم بین چهار تا شش دقیقه روی وارمر باشه. رنگش بهمون میگه که درست شده! (باید ببینید!)

ولی در تهیه جوشونده، مقدار گیاه حداقل میشه دو قاشق چایخوری و زمانش هم افزایش پیدا میکنه. اینقدر که گیاه سر حرارت جوش بیاد و یه قل بزنه حداقل! حرارت هم باید روی شعله مستقیم باشه.

خب، برای دمنوشی که آدم داره میخوره، چه بهتر که زمان کمتری برای طبخ صرف بشه.

نکاتی هست در زمینه تهیه دمنوش که خیلی ریزه و من فکر نمیکردم اینقدر اهمیت داشته باشه:

ـ حتما باید گیاهان تمیز باشند. یعنی خاک و گل نداشته باشند.

ـ مقدار و زمان طبخ و میزان حرارت باید رعایت بشه. که همین وارمر خیلی استاندارده!

ـ آب جوشی که می ریزیم روی گیاه، چه بهتر که در ظرف برنجی عمل اومده باشه. آقای شریفی آشپزخونه رو نشونم داد و همچنین سماور برنجی رو. و معتقد بود آبی که در چای ساز عمل میاد، خیلی متفاوته با آب جوشی که در سماور برنجی به جوش میاد. (یعنی یه نکاتی میگفت که آدم شاخ در می آورد!)

دمنوش خانه طهران 6

ـ دمنوش حتما باید در ظرف چینی خورده بشه. خودشون هم توی این ظرفها دمنوش رو ارائه می کردند. البته کنارش مقداری نبات و نون قندی هم بود که اگر کسی دوست داشته باشه می تونه از اونها هم کنار دمنوشش بخوره.

هر قوری دمنوش که برای مشتری آورده میشه، دو فنجون رو پر میکنه.

اینم بگم که اینجا چای سیاه و قهوه و نسکافه ارائه نمیشه! قلیون هم که اصلا حرفش رو نزن!

حالا بریم سراغ خواص گیاهان. اول بگم که آقای شریفی میگفت که بچه هاش اصلا تا حالا حتی شربت گریمیکسچر هم نخورده اند! میگفت از بدو تولد از این گیاهان بهشون داده!!! مثلا وقت دل درد دم نوش نعنا و زمان سرماخوردگی، دم نوش پونه می تونه مشکل بچه هاش رو حل کنه!!!!!!! بچه هاش با چیپس و پفک بیگانه بودند!!!!!!! (عین بچه های ما!! اصلا عین خود ما!!!)

بعد یه راه حل هم داد که چه بهتره که آدم هر گیاه رو هر پنج روز یکبار بخوره. یعنی مثلا آدم پنج گیاه رو انتخاب کنه، هر روز یکی رو بخوره. اینجوری خواص گیاه، بهتر توسط بدن جذب میشه.

یعنی دوستان! من خودم باور نمیکردم از گیاهان اینقدر خواص بلند بشه!! اونجا هم که بودم، یه آقایی اومد که معلوم بود پاتوقش اونجاست. اونم بهم گفت که وقتی خیلی از نظر اعصاب ناراحته، میاد و این آقای شریفی یه دمنوش بهش میده که واقعا آروم میشه! بروشوری که اونجا بود، طرز تهیه دمنوش ها و همچنین خواص هر گیاه رو نوشته بود.

در ضمن در این مکان، کتابهای گیاهی دکتر دریایی هم فروخته میشد.

من اینجا رو خیلی کامل دیدم تو این زمینه. یعنی اگرم جای دیگه ای باشه، من که ندیده ام! اطلاعات ایشون هم فوق العاده کامل بود. درسته من چیزی رو یادداشت نکردم. ولی همه رو سعی کردم خوب خوب یاد بگیرم. در نهایت هم خودم یه دمنوش «به لیمو» سفارش دادم. که به نظرم طعم خوبی داشت. (این با شربت به لیمو فرق داره) که یکی از خواصش اینه که باعث آرامش در روز و خواب بسیار راحت در شب میشه.

به نظرم به یه بار رفتنش می ارزه. به خصوص که در ماه رمضون هم اینجا افطاری هم ارائه میشه.

آدرس: خیابان جمهوری، بعد از خیابان کارگر، خیابان شهید منیری جاوید (یا اردیبهشت). نبش کوچه وحید، شماره ۳۴

تلفن: ۶۶۴۶۲۵۵۴

البته از میدون انقلاب هم راحت می تونید بیایید. جالبه بدونید که از جنوب به شمال، خیابون یکطرفه است!

نوش جان ؛ گوارای وجود! دمنوش به کام!!!

کافی شاپ فروتی بار

این کافی شاپ رو آنا، یکی از دوستان میزغذا معرفی کرده. خود آنا دفعه اولش بوده که کافی شاپ رو امتحان میکرده و با خرید کوپن تخفیف یکی از سایتهای تخفیف گروهی با اینجا آشنا شده.wholesale nfl jerseys

پاسداران- بوستان دوم (اخوان)- گیلان- بعد از فرخی یزدی- پلاک ۲۶

تو خیابون گیلان که داری میری، بعد از فرخی یزدی، دقیقا نرسیده به ایستگاه اتوبوس، یه کافی شاپ کوچولو و نقلی میبینی با یه دکور جینگول و شاد، پر از عروسکهای انگری برد و ماگهای جور واجور که اصلا شبیه کافی شاپهای تاریک روشنفکرانه و کلاسیک نیست و برای کسی که از دود و دم کافی شاپهای تاریک فراریه، گزینه خوبی به نظر می رسه. وقتی می گم نقلی، یعنی واقعا نقلی ها!! صندوق و محل آماده سازی خوراکیها و صندلیهای مخصوص مشتریها همه کنار هم تو یه فضای کوچیک چیده شده، به طوریکه وقتی با دوستت حین خوردن  خوراکی ها داری حرف می زنی و درد دل می کنی، آقایی که مسئول درست کردن خوراکیها هستش هم به جمع دوستانتون اضافه می شه و با کنجکاوی و دقت کامل به حرفها و درد دلاتون گوش می ده و با ارتباط چشمی، تا لحظه آخر تو مکالمه همراهیتون می کنه!Cheap Oakland Raider Jerseys

کافی شاپ در هر لحظه، فقط امکان پذیرایی از دو گروه مشتری رو داره، برای هر گروه دو تا مبل راحتی سراسری روبروی هم قرار داده شده همراه با دو تا میز کوچیک ناراحتی (!). میزاش ازون میزای کوچولویی هست که تو خونمون وقتی مهمون میاد از زیر یه میز بزرگ میاریمش بیرون که روش چایی و میوه مهمون رو بذاریم و البته ارتفاعش به اندازه مبل راحتیه. یعنی مثلا وقتی می خوای کیک بخوری، یا باید ۳۰ درجه دولا شی یا باید ریسک کنی و کیک آویزون به چنگالو از بشقاب تا دهانت بدون زیردستی پرواز بدی یا اینکه کلا کلاس ملاسو بی خیال شی و بشقابو بذاری روی پات.

منتظر نشین تا کسی براتون منو با جلد چرمی بیاره و سفارشتونو بپرسه. برین پای صندوق سفارشتونو بدین.گفتم که، کافی شاپ کلاسیک نیست.

ما فقط کیک شکلاتی، کیک تیرامیسو، شیک کارامل و فراپه چینو رو امتحان کردیم. کیک شکلاتیش خوب بود، بخصوص که برخلاف برخی از کیک شکلاتیها خیلی شیرین نبود. یه چیزی بود بین تلخ و شیرین. اما کیک تیرامیسو معمولی بود (دوستم که کمی ازش خورد گفت خوشمزه س ولی فکر کنم این طوری گفت که من ناراحت نشم از انتخابم و تو ذوقم نخوره چون من وقتی می خوردم، مزه خاصی حس نمی کردم !!) شیک کاراملو که دیدم، کلی ذوق کردم از اینکه روش کلی خامه داره ولی وقتی داشتم خوردم، دیدم خامه نیست. دوستم می گفت این چیه و من می خواستم توصیفش کنم و دیدم بهترین توصیف اینه: نمی دونم، مثل پنیر له شده یا کیک پوک مخلوط با شیره. البته با بلایی که طی ساعات آتی سر دستگاه گوارشم  اومد، حدس می زنم که خامه دلمه شده بوده! شیک کاراملش یا یخ هم جزو مواد اولیه اش بود یا اینکه بستنیش چند ماه تو فریزر مونده و یخ زده بود، چون من تیکه های یخ رو زیر دندونم خرد می کردم  ( و البته چون یخ دوست دارم، لذت می بردم) وقتی شیک به نیمه رسید و درصد یخ (یا بستنی)ش کم شد، مزش هی شیرین و شیرین تر شد تا جایی که دیگه نتونستم ادامه بدم. خواستم به آقای مسئول بگم کمی پودر قهوه بده بریزم داخلش که از شیرینیش کم بشه و بتونم نصفه باقی مونده رو بخورم، اما یادم اومد اینجا "کافی" شاپه و مجانی به کسی پودر قهوه که یکی از مواد اصلی کارشون هست نمی دن.

یادم اومد تو کیفم ازین کافی میسکها دارم. دوستم اعتقاد داشت چون کافی میکس شکر داره، کمکی نمی کنه. اما در کمال تعجب، کافی میکس با اون مقدار نه چندان کم شکرش، غلظت شکرش کمتر از اون شیک بود و مشابه قانون انتشار گازها از جای پرفشار به کم فشار، تونست اندکی از شیرینی شیک رو جذب کنه تا بتونم چند جرعه دیگه هم بنوشم  (هر چند بازم نتونستم تا آخر ادامه بدم از شدت شیرینی) از فراپه چینو زیاد خبر ندارم، چون دوستم اهل رودربایستی هست و می گفت خوب بود، ولی اونم فراپه رو تا نصف بیشتر نخورد و به نظرم این نمی تونه نشون دهنده خوشمزه بودن فراپه باشه!!ا

وقتی دیدیم کاممون بیش از این تاب شیرین شدن نداره و در ضمن، چشمها و گوشهای آقای مسئول درست کردن خوراکی ها هم از بس تو جمع دوستانه ما شریک بوده خسته شده، تصمیم گرفتیم دیگه بریم.  موقع ترک کافی شاپ، محترمانه از مسئول اونجا تشکر کردم و گفتم: ولی شیک کاراملتون لا اقل به ذائقه من زیاد از حد شیرین اومد و شاید بهتر باشه کمی کم شیرینترش کنین. اون آقای مسئول هم با جوابش کام منو آخر کاری شیرین تر هم کرد: احتمالا شما تا حالا شیک کارامل نخوردین. ما توش کارامل سیراپ میریزیم که اون شیرینه و شیک کارامل کلا همین طوری درست می شه و باید شیرین باشه!!!

حالا شما هم اگه می خواین  کامتون خییییلیییی شیرین بشه، یه سر به این کافی شاپ بزنین، فقط حواستون باشه شیرینیش زیر دلتون نزنه (و در ضمن، تا ۱۲ ساعت بعدشم خونه بمونید که بتونید برای مشکلات گوارشی احتمالیتون، فکری بکنید!!)ا

با تشکر،

آنا

کافه خونگی

از در اداره که بیرون اومدم، یکی از دوستان دوره دبیرستان و دانشگاهم زنگ زد که بیا همدیگر رو ببینیم. خلاصه سر تخت طاووس قرار گذاشتیم. از شما چه پنهون می خواستم زود برم خونه چون در فکر یه پست جدید (بعد از سالها!) بودم ولی قسمت این شد که می بینید.

خلاصه سر تخت طاووس قرار گذاشتیم و این دوست ما هی اصرار می کرد بیا بریم یه جا بشینیم حرف بزنیم. هر چی می گفتم همین جا توی خیابون خوبه(!) ، زیر باز نمی رفت! این دوست ما خیلی مقرراتیه. ما از همون اول بهش می گفتیم کسلر (همون افسر آلمانی در سریال ارتش سری که در کشاکش صحنه جنگ هم اتوی لباسش از بین نمی رفت.) درد سرتون ندم. از سر تخت طاووس تا خیابون فاطمی اومدیم، خبری از کافی شاپ نبود که نبود. منم دیگه کم کم داشت کمرم می گرفت. تا اینکه چشمهای تیز بین این دوست آلمانی ام (!) این تابلو رو دید:

کافه خونگی - تابلو سردر

چند پله رفتیم بالا و با یه کافی شاپ دنج و خنک روبرو شدیم. به غیر از ما فقط یه میز دیگه اشغال بود. یه دختر و پسر کم سن و روشنفکر نما که با همه نپختگی شون از جو میزشون خوشم اومد. خیلی راحت بودند. خلاصه اینکه اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد، میزهای اونجا بود. روی میزها شیشه بود و زیر شیشه ها یه عالمه کاغذ؛ اعم از نقاشی بچه ها یا یادگاری که افرادی که اومده بودند از خودشون جا گذاشته بودند:

کافه خونگی

یه کتابخونه خوشگل هم داشت که وجودش،‌ واقعا آدم رو یاد خونه می انداخت:

کافه خونگی

در مجموع جای تر و تمیز و دنجی بود و اون آقاهه هم خیلی مودب و تمیز بود. آها، در مورد منوش هم باید بگم این شکلی بود:

کافه خونگی

من دیگه از قیمتها و لیستش عکس نگرفتم. مثل بقیه کافه ها بود. از یه کارشون خوشم اومد. در کنار در ورودی یه میز گذاشته بودند که روش یه دفتر بود. البته ما وقتی که وارد شدیم،‌ متوجه نشدیم. هر کدوم از مشتری ها اگه دلشون می خواست می تونستند توی این دفتر بزرگ، یادگاری بنویسند. به نظرم ایده جالبی بود. آقایی که مسوول اینجا بود می گفت خیلی از مشتری ها وقتی میان اینجا، سراغ دست نوشته های قبلی شون می گردند و خاطرات گذشته رو یادآوری می کنند.

کافه خونگی

خلاصه اینکه ما هم جای همه تون رو خالی کردیم و از طرف همه تون یه امضا انداختیم توی این دفتر:

یادگاری سورملینا در دفتر کافه خونگی

یه بالکن با صفا هم داشت که توش صندلی چیده بودند ولی به خاطر گرمای هوا،‌ ما ترجیح دادیم نریم اونجا.

اولش که وارد شدیم، اون میزی که اشغال شده بود، داشتند سیگار می کشیدند. منم چون دود سیگار خیلی اذیتم می کنه، ترجیح دادم اون طرف بشینم. ولی مثل اینکه دوستهامون از نگاهم خوندند که سیگار نمی کشیم، در نتیجه با مهربانی زیاد بلند شدند و اومدند میز بغلی ما و حالا که یکی دیگه از دوستهاشون هم بهشون پیوسته بود، سه تایی چه دودی می کردند. لامذهبها نمی دونم چی می کشیدند که تا ته حلق ما می سوخت. ولی به حال حلق خودشون! به نظر من این دادن آزادی به مشتری نیست که اجازه بدیم سیگار بکشه. چون با این کار، آرامش دیگران رو سلب می کنیم.

خلاصه که در مجموع جای دنج و خوبی بود و پیشنهاد می شه لااقل یه بار تشریف ببرید.

آدرس: خیابون فاطمی. از میدون فاطمی که به طرف کارگر می روید،‌ شاید دویست قدم مانده به کارگر، سمت راست. البته اینجا دیگه خیابون دو طرفه می شه.

کافی شاپ دیما

این کافی شاپ واقع در شهر نور از توابع مازندران است .

آدرس : شهر نور، مرکز خرید دی. انتهای پاساژ

با بچه ها تصمیم گرفتیم بریم یه کم خنک بشیم اول گفتیم بریم بعد از خرید،  بستنی بخوریم که انتهای خرید کردنمان به این کافی شاپ برخورد کردیم. خیلی جای خوشگلی بود ناگفته نماند که بچه های تهرون اداره اش میکردند . (البته خودشون گفتند ما تهرونیم راست یا دروغش گردن خودشون)

کافی شاپ دیما

کافی شاپ دیما

 

وارد کافی شاپ که شدیم مثل بقیه کافی شاپهای شلوغ تهران پر از همهمه بود. روی دیوارهایش را با عکسهایی از هنرپیشه های قدیمی هالیوود و خواننده های قدیمی و عکس چند تا کافی شاپ قدیمی در آمریکا و آلمان تزئین شده بود.

کافی شاپ دیما

کافی شاپ دیما

بارش خیلی خوشگل بود .

کافی شاپ دیما

کافی شاپ دیما

منو را که آوردند انتخابمان را کردیم قیمتها از تهران ارزونتر بود. سفارش را که دادیم بهمون گفتند چون تعدادتان زیاد است سفارشتون دیر حاضر میشود شاکی بودیم چون بیست دقیقه دیگه اش قرار بود کلاه قرمزی از شبکه دو پخش بشه و همه عجله داشتیم که برسیم اما لیوانهای سان شاین را که دیدیم از دیدن کلاه قرمزی منصرف شدیم و نشستیم بدون اعتراض.

سان شاین ۴۰۰۰ تومن            بستنی میوه ای ۳۰۰۰ تومن

کافی شاپ دیما  کافی شاپ دیما

       دلستر ساده ۲۰۰۰ تومن                          آب انبه ۲۲۰۰ تومن

کافی شاپ دیما کافی شاپ دیما

رفتین شمال اطراف نور حتماً به این مرکز خرید و این کافی شاپ خوشگل یه سر بزنید.